Kabuli Khan Karimpour

خدا را

خدا را

خدا را ای یار ! دل یار به دست آر خدا را زین بیش دل خسته میازار خدا را خوش آب حیاتی است اگر تشنه آبی جامی ز می عشق به دست آر خدا را گر یک سر موی است حجاب تو در این ره بردار حجاب خود و مگذار خدا را هر چیز که داری به امانت به تو دادند تو نیز امینانه نگه دار خدا را عشق آمد و گفتا که دهم کام تو گفتم تاخی...

تا باد چنین بادا

تا باد چنین بادا

تا باد چنین بادا رندیم و دگر مستیم تا باد چنین بادا توبه همه بشکستیم تا باد چنین بادا چون قطره از این دریا دیروز جدا بودیم امروز بپیوستیم تا باد چنین بادا عقل از سر نادانی درد سر ما می داد عشق آمد و وارستیم تا باد چنین بادا ما دست برآوردیم در پاش سر افگندیم مستانه از آن دستیم تا باد چنین بادا آن رند...