Nooruddin Abdul Rahaman Jami

ای فضل تو دستگیر من دستم گیر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

ای فضل تو دستگیر من دستم گیر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

ای فاضل منطقی بفریادم رس حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

ای فاضل منطقی بفریادم رس حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

ای عشق که با هزار چون بی چونی حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

ای عشق که با هزار چون بی چونی حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

ای روی تو گل دهان و لقب و نبیذ حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

ای روی تو گل دهان و لقب و نبیذ حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

ای چشم من از نور رخت چشمۀ نور حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

ای چشم من از نور رخت چشمۀ نور حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

آن شاهد غیبی ز نهان خانه بود حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

آن شاهد غیبی ز نهان خانه بود حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

یارب برهانیم ز حرمان چه شود حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

یارب برهانیم ز حرمان چه شود حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

یا رب برهان ز قید اسباب مرا حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

یا رب برهان ز قید اسباب مرا حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

هر صورت دلکش که ترا روی نمود حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

هر صورت دلکش که ترا روی نمود حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

مائیم براه عشق پوشان همه عمر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

مائیم براه عشق پوشان همه عمر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

گه باده و گاه جام خوانیم ترا حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

گه باده و گاه جام خوانیم ترا حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

گنجشک ضعیف تو ام ای مایه ناز حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

گنجشک ضعیف تو ام ای مایه ناز حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

عمری بشکیب میستودم خود را حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

عمری بشکیب میستودم خود را حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

عاشق چو شدی تیغ بسر باید خورد حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

عاشق چو شدی تیغ بسر باید خورد حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

شه چون مه چارده شب آمد ز سفر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

شه چون مه چارده شب آمد ز سفر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

زین بیش رهی بود ز بغداد نیاز حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

زین بیش رهی بود ز بغداد نیاز حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

زان گونه کز ابر آمدی برف به بار حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

زان گونه کز ابر آمدی برف به بار حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

دلخسته و سینۀ چاک میباید شد حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

دلخسته و سینۀ چاک میباید شد حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

دردا و هزار بار دردا دردا حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

دردا و هزار بار دردا دردا حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

دل خسته و جان فکار و مژگان خونریز حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

دل خسته و جان فکار و مژگان خونریز حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

دانی چه کسم ز ناکسان ناکستر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

دانی چه کسم ز ناکسان ناکستر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

حق فاعل و هرچه جز حق آلات بود حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

حق فاعل و هرچه جز حق آلات بود حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

چشم تو که ریخت خون صد خسته جگر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

چشم تو که ریخت خون صد خسته جگر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

جانا ره و رسم دلبری را دریاب حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

جانا ره و رسم دلبری را دریاب حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

جامی دم گفت و گو فروبند دگر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

جامی دم گفت و گو فروبند دگر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

بود آینۀ وجود عالم مثلا حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

بود آینۀ وجود عالم مثلا حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

بر مایه و سود خواهی آمد آخر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

بر مایه و سود خواهی آمد آخر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

بر مائده جهان چه برنا و چه پیر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

بر مائده جهان چه برنا و چه پیر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

بر گوشۀ چشم تو که چشمشش مرساد حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

بر گوشۀ چشم تو که چشمشش مرساد حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

با طبل اجل کوس نمیدارد سود حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

با طبل اجل کوس نمیدارد سود حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

بحریست کف جود شه کوه وقار حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

بحریست کف جود شه کوه وقار حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

ای مه ز فروغ رویت افروخته چهر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

ای مه ز فروغ رویت افروخته چهر حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

ایدل پی دلدار نبودی هرگز حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

ایدل پی دلدار نبودی هرگز حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

از سبزه بصحرا نگران لاله عذار حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

از سبزه بصحرا نگران لاله عذار حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی

»

تنم فرسودہ جان پارہ، ز ہجران، یا رسول اللہ

تنم فرسودہ جان پارہ ، ز ہجران ، یا رسول اللہ دِلم پژمردہ آوارہ ، زِ عصیان ، یا رسول اللہ Tanam Farsooda jaa para Ze Hijra, Ya Rasulallah Dillam Paz Murda Aawara Ze Isyaa, Ya Rasulallah! یا رسول اللہ آپ کی جدائی مین میرا جسم بے کار اور جان پارہ پارہ ہو گئی ہے گناہون کی وجہ سے دل نیم مردہ اور آورہ ہو گیا ہے My body is dissolving in your separation And my soul is breaking into pieces, Ya Rasulallah! Due to my sins, My heart is weak and becoming enticed, Ya Rasulallah! چون سوئے من گذر آری ، منِ مسکین زِ ناداری فدائے نقشِ نعلینت ، کنم جان ، یا رسول اللہ Choon Soo’e Mun Guzar Aari Manne Miskeen Z... »

Gul Az Rukhat Aamokhta Nazuk Badani Ra Badani Ra

ﮔﻞ ﺍﺯ ﺭﺧﺖ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﻧﺎﺯﮎ ﺑﺪﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﺪﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﻠﺒﻞ ﺯ ﺗﻮ ﺁﻣﻮﺧﺘﮧ ﺷﯿﺮﯾﮟ ﺳﺨﻨﯽ ﺭﺍ ﺳﺨﻨﯽ ﺭﺍ پھولوں نے نازک بدنی آپ سے سیکھی بلبل نے اپنی زبان کی مٹھاس آپ سے سیکھی Flower has learnt tender-being from your face, And nightingale has learnt from you the sweet words ﮨﺮ ﮐﺲ ﮐﮧ ﻟﺐ ﻟﻌﻞ ﺗﺮﺍ ﺩﯾﺪﮦ ﺑﮧ ﺩﻝ ﮔﻔﺖ ﺣﻘﺎ ﮐﮧ ﭼﮧ ﺧﻮﺵ ﮐﻨﺪﮦ ﻋﻘﯿﻖ ﯾﻤﻨﯽ ﺭﺍ جس نے بھی آپ کے ہونٹوں کو دیکھا تو دل سے کہا حق ہے کہ کیا خوب یمنی عقیق ہیں Whoever saw your red lips, praised them Even the nicely carved carnelian of Yemen ﺧﯿﺎﻁ ﺍﺯﻝ ﺩﻭﺧﺘﮧ ﺑﺮ ﻗﺎﻣﺖ ﺯﯾﺒﺎ ﺩﺭ ﻗﺪ ﺗﻮ ﺍﯾﮟ ﺟﺎﻣﺌﮧ ﺳﺮﻭ ﭼﻤﻨﯽ ﺭﺍ ازل کے درزی یعنی خدا نے آپ کی کیا خوب قامت بنائی ہے آپ کے تن کو باغ ک... »

Hakim Jami Quotes

Luxuriant Growth If the scissors are not used daily on the beard, it will not be long before they begin pretending to be the head. The One Love reaches its omega when it transcends itself Becoming one with the object itself Producing the unity of being. The Beggar A beggar went to someone’s door and begged for food. ‘There is no one here’, came the reply. ‘I don’t need anyone’, said the beggar. ‘I need the food!’. The burden of the nose I saw a man prostrating in his prayers and told him, ‘ You lay the burden of your nose to ground and think it is as excuse for your requirement of your prayers... »

گل از رخت آموخته نازک بدنی را

آهو ز تو آموخت هنگام دویدن رم کردن و ایستادن و واپس نگریدن پروانه زمن، شمع ز من، گل زمن آموخت افروختن و سوختن و جامه دریدن گل از رخت آموخته نازک بدنی را بلبل ز تو آموخته شیرین سخنی را هر کس که لب لعل تو را دید به دل گفت حقا که چه خوش کنده عقیق یمنی را خیاط ازل دوخته بر قامت زیبات بر قد تو این جامه ی سبز چمنی را حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی هروی رح »

غزل ناب از حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی هروی

بدیدم طاق ابرویت دلم شد مبتلای تو به شوخی میبرد دل را تو دانی وخدای تو اگر مطلب تو را این است که من در حسرتت مُردم مرا صد جان اگر باشد همه سازم فدای تو مشو غافل ز حال من که تا جان در بدن دارم ز سر بیرون نخواهد شد مراهرگز هوای تو بسی خوبان بدیدم من نگشتم مایل ایشان نمیدانم چه سرّ است این که مُردم از برای تو اگر خوبان عالم را ز سر تا پا بیارایند دل مسکین جامی را نباشد جز هوای تو حضرت نورالدین عبدالرحمن “جامی هروی” »

Have a look what the example of the time did

به عبرت نظر کن که گردون چه کرد فریدون کجا رفت و قارون چه کرد پی گنج بسیار بردند رنج کنون خاک ریزند بر سر چو گنج “حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی” Have a look what the example of the time did Where Fraidoon went and what Qaroon (Korah) did They suffered a lot for treasures Now they pour earth on their heads like treasures “Hakim Nooruddin Abdul Rahman Jami” Translated By: Faheem Hunarwar January, 21st 2017 Ashgabat, Turkmenistan »

بیاد رویتو

بیاد رویتو الحاج حبیب الله “بلبل” شبی بماه نظاره بیاد رویتو کردم چنان ز خویش برفتم که سر بکویتو کردم بگرد کویتو گشته طواف عشق نمودم به فکر هوش نبودم چه های هویتو کردم گذشت آنچه دویدم گذشت آنچه طپیدم که روز آنشب خویش را بجستجو یتو کردم چو از نسیم سحر عطر زلف تو شمیدم دماغ خسته معطر ز عطر بویتو کردم عبیر گیسوی نازت مرا بخویشتن آورد که گل بگل همه گشته صفات بویتو کردم به پاسبان تو رفتم نداد ره بحریمت نوشته عرض نیازم روان بسویتو کردم بگفتم آه کجائی که در بساط دو عالم هر آنچه بود مرا صرفِ آرزویتو کردم فغان “بلبل” ما از نهاد دل برخاست که تا ز دور تماشا رخ نیکویتو کردم الحاج حبیب الله “بلب... »

Ministry of Foreign Affairs Hands over the Manuscript Collection of Al Tawaif and Safiana al Zaraif to the Ministry Of Information and Culture

Ministry of Foreign Affairs Hands over the Manuscript Collection of Al Tawaif and Safiana al Zaraif, which was Smuggled outside of the country to the Ministry Of Information and Culture! In an official ceremony held at the Ministry of Foreign Affairs the manuscript collection of Al Tawaif and Safiana al Zaraif which is a valuable, historical, scientific, literary and mystical work handed over to the Ministry of Information and Culture. This collection was initially smuggled to Pakistan and then to Iran, and has recently returned to the country due to the efforts of Consulate General of Afghani... »

If u have never trodden the path of LOVE By Hakim Jami

If u have never trodden the path of LOVE By Hakim Jami

»

Each Attractive Form That Shows Its Form By Hakim Jami

Each Attractive Form That Shows Its Form By Hakim Jami

»

نکرده قید غزالی

نکرده قید غزالی

»

نبینم پخته ای بزم

نبینم پخته ای بزم

»

مغرور مشو به مال

مغرور مشو به مال

»

مرا لحظه زخمی

مرا لحظه زخمی

»

شعر در نفس

شعر در نفس

»

سرود مجلس درد

سرود مجلس درد

»

رونق ایام جوانیست عشق

رونق ایام جوانیست عشق

»

سر مقصود را

سر مقصود را

»

دریغا که بی ما بسی

دریغا که بی ما بسی

»

تا دیده ام چو گل

تا دیده ام چو گل

»

ای کشیده به کلک وهم

ای کشیده به کلک وهم

»

به موقف عرفات

به موقف عرفات

»

نه کوی دوست

نه کوی دوست

»

نهال قد تو

نهال قد تو

»

کشته خنجر عشق

کشته خنجر عشق

»

جامی از گفت و گو ببند زبان

جامی از گفت و گو ببند زبان

»

  • 1
  • 2