بخش ۱ – آغاز سخن

بسم الله الرحمن الرحیم هست صلای سر خوان کریم فیض کرم خوان سخن ساز کرد پرده ز دستان کهن باز کرد بانگ …

بخش ۲ – مناجات

ای صفت خاص تو واجب به ذات! بسته به تو سلسلهٔ ممکنات! کون و مکان شاهد جود تواند حجت اثبات وجود تواند …

بخش ۳ – در فضیلت سخن

پیشترین نغمهٔ باغ سخن هست نسیم چمن‌آرای «کن» هست سخن پرده کش رازها زنده کن مردهٔ آوازها نغمهٔ خنیاگر دستان‌سرای مرده بود …

بخش ۵ – در آفرینش عالم

شاهد خلوتگه غیب از نخست بود پی جلوه کمر کرده چست آینهٔ غیب‌نما پیش داشت جلوه‌نمائی همه با خویش داشت ناظر و …

بخش ۱۷ – در اشارت به عشق

رونق ایام جوانی‌ست عشق مایهٔ کام دو جهانی‌ست عشق میل تحرک به فلک عشق داد ذوق تجرد به ملک عشق داد چون …

بخش ۴ – در تنبیه سخنوران

قافیه‌سنجان چو در دل زنند در به رخ تیره‌دلان گل زنند روی چو در قافیه‌سنجی کنند پشت برین دیر سپنجی کنند تن …

بخش ۱۶ – در اشارت به حسن

نقش سراپردهٔ شاهی‌ست حسن لمعهٔ خورشید الهی‌ست حسن حسن که در پردهٔ آب و گل است تازه کن عهد قدیم دل است …

بخش ۱۳ – در مخاطبهٔ سلاطین

ای به سرت افسر فرماندهی! افسرت از گوهر احسان تهی! زیور سر افسر از آن گوهرست خالی از آن مایهٔ دردسرست کرده …