بر خیز که آدم را هنگام نمود آمد

بر خیز که آدم را هنگام نمود آمد این مشت غباری را انجم به سجود آمد آن راز که پوشیده در سینهٔ هستی بود از…

Read More..

خود را کنم سجودی ، دیر و حرم نمانده

خود را کنم سجودی ، دیر و حرم نمانده این در عرب نمانده آن در عجم نمانده در برگ لاله و گل آن رنگ و…

Read More..

شب من سحر نمودی که به طلعت آفتابی

شب من سحر نمودی که به طلعت آفتابی تو به طلعت آفتابی سزد اینکه بی حجابی تو بدرد من رسیدی بضمیرم آرمیدی ز نگاه من…

Read More..

ما از خدای گم شده‌ایم او به جستجوست

ما از خدای گم شده‌ایم او به جستجوست چون ما نیازمند و گرفتار آرزوست گاهی به برگ لاله نویسد پیام خویش گاهی درون سینه مرغان…

Read More..

از چشم ساقی مست شرابم

از چشم ساقی مست شرابم بی می خرابم بی می خرابم شوقم فزون تر از بی حجابی بینم نه بینم در پیچ و تابم چون…

Read More..

به تسلئی که دادی نگذاشت کار خود را

به تسلئی که دادی نگذاشت کار خود را بتو باز می سپارم دل بیقرار خود را چه دلی که محنت او ز نفس شماری او…

Read More..

درین محفل که کار او گذشت از باده و ساقی

درین محفل که کار او گذشت از باده و ساقی ندیمی کو که در جامش فرو ریزم می باقی کسی کو زهر شیرین میخورد از…

Read More..

فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است

فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است نگاه او بتماشای این کف خاک است گمان مبر که بیک شیوه عشق می بازند قبا بدوش گل…

Read More..

نوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزست

نوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزست بخاشاکم شرار افتاده باد صبحدم تیز است ندارد عشق سامانی ولیکن تیشه ئی دارد…

Read More..

این دل که مرا دادی لبریز یقین بادا

این دل که مرا دادی لبریز یقین بادا این جام جهان بینم روشن تر ازین بادا تلخی که فرو ریزد گردون به سفال من در…

Read More..

تو باین گمان که شاید سر آستانه دارم

تو باین گمان که شاید سر آستانه دارم به طواف خانه کاری بخدای خانه دارم شرر پریده رنگم مگذر ز جلوهٔ من که بتاب یک…

Read More..

دو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارم

دو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارم کجا چشمی که بیند آن تماشائی که من دارم دگر دیوانه ئی آید که در شهر…

Read More..

گشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذر

گشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذر ز گلشن و قفس و دام و آشیانه گذر گرفتم اینکه غریبی و ره شناس نئی بکوی…

Read More..

جهان کورست و از آئینهٔ دل غافل افتاد است

جهان کورست و از آئینهٔ دل غافل افتاد است ولی چشمی که بینا شد نگاهش بر دل افتاد است شب تاریک و راه پیچ پیچ…

Read More..

بحرفی می توان گفتن تمنای جهانی را

بحرفی می توان گفتن تمنای جهانی را من از ذوق حضوری طول دادم داستانی را ز مشتاقان اگر تاب سخن بردی نمیدانی محبت می کند…

Read More..

خودی را مردم آمیزی دلیل نارسائی ها

خودی را مردم آمیزی دلیل نارسائی ها تو ای درد آشنا بیگانه شو از آشنائی ها بدرگاه سلاطین تا کجا این چهره سائی ها بیاموز…

Read More..

صورت گری که پیکر روز و شب آفرید

صورت گری که پیکر روز و شب آفرید از نقش این و آن بتماشای خود رسید صوفی! برون ز بنگه تاریک پا بنه فطرت متاع…

Read More..

من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم

من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم به نظارهٔ جمالی چو ستاره دیده بازم بهوای زخمه تو همه نالهٔ خموشم تو باین گمان که…

Read More..

از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده

از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده کف خاک مرا ساقی بباد فرودینی ده ز مینائی که خوردم در فرنگ اندیشه تاریکست…

Read More..

به سواد دیدهٔ تو نظر آفریده ام من

به سواد دیدهٔ تو نظر آفریده ام من به ضمیر تو جهانی دگر آفریده ام من همه خاوران بخوابی که نهان ز چشم انجم به…

Read More..

درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر

درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر که من شاید نخستین آدمم از عالمی دیگر دمی این پیکر فرسوده را سازی کف خاکی فشانی آب…

Read More..

غزل سرای و نواهای رفته باز آور

غزل سرای و نواهای رفته باز آور به این فسرده دلان حرف دل نواز آور کنشت و کعبه و بتخانه و کلیسا را هزار فتنه…

Read More..

مانند صبا خیز و وزیدن دگر آموز

مانند صبا خیز و وزیدن دگر آموز دامان گل و لاله کشیدن دگر آموز اندر دلک غنچه خزیدن دگر آموز موئینه به بر کردی و…

Read More..

از داغ فراق او در دل چمنی دارم

از داغ فراق او در دل چمنی دارم ای لالهٔ صحرائی با تو سخنی دارم این آه جگر سوزی در خلوت صحرا به لیکن چکنم…

Read More..

جانم در آویخت با روزگاران

جانم در آویخت با روزگاران جوی است نالان در کوهساران پیدا ستیزد پنهان ستیزد ناپایداری با پایداران این کوه و صحرا این دشت و دریا…

Read More..

زمانه قاصد طیار آن دلآرام است

زمانه قاصد طیار آن دلآرام است چه قاصدی که وجودش تمام پیغام است گمان مبر که نصیب تو نیست جلوهٔ دوست درون سینه هنوز آرزوی…

Read More..

لاله این گلستان داغ تمنائی نداشت

لاله این گلستان داغ تمنائی نداشت نرگس طناز او چشم تماشائی نداشت خاک را موج نفس بود و دلی پیدا نبود زندگانی کاروانی بود و…

Read More..

جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این

جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این یکی خود را بتارش زن که تو مضراب و ساز است این نگاه جلوه…

Read More..

این هم جهانی آن هم جهانی

این هم جهانی آن هم جهانی این بیکرانی آن بیکرانی هر دو خیالی هر دو گمانی از شعلهٔ من موج دخانی این یک دو آنی…

Read More..

خیال من به تماشای آسمان بود است

خیال من به تماشای آسمان بود است بدوش ماه به آغوش کهکشان بود است گمان مبر که همین خاکدان نشیمن ماست که هر ستاره جهان…

Read More..

شراب میکدهٔ من نه یادگار جم است

شراب میکدهٔ من نه یادگار جم است فشردهٔ جگر من به شیشهٔ عجم است چو موج می تپد آدم به جستجوی وجود هنوز تا به…

Read More..

مرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تست

مرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تست زندگی را روش نوری و ناری از تست دل بیدار و کف خاک و تماشای جهان سیر…

Read More..

از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب

از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب هم ز خدا خودی طلب هم ز خودی خدا طلب از خلش کرشمه ئی کار نمی شود…

Read More..

بهار آمد نگه می غلطد اندر آتش لاله

بهار آمد نگه می غلطد اندر آتش لاله هزاران ناله خیزد از دل پرکاله پرکاله فشان یک جرعه بر خاک چمن از بادهٔ لعلی که…

Read More..

درون لاله گذر چون صبا توانی کرد

درون لاله گذر چون صبا توانی کرد بیک نفس گره غنچه وا توانی کرد حیات چیست جهان را اسیر جان کردن تو خود اسیر جهانی…

Read More..

شاخ نهال سدره ئی خار و خس چمن مشو

’شاخ نهال سدره ئی خار و خس چمن مشو» «منکر او اگر شدی منکر خویشتن مشو» حضرت علامه محمد اقبال رح Hits: 13

Read More..

نظر به راه نشینان سواره می گذرد

نظر به راه نشینان سواره می گذرد مرا بگیر که کارم ز چاره می گذرد به دیگران چه سخن گسترم ز جلوهٔ دوست بیک نگاه…

Read More..

از مشت غبار ما صد ناله برانگیزی

از مشت غبار ما صد ناله برانگیزی نزدیک تر از جانی با خوی کم آمیزی در موج صبا پنهان دزدیده بباغ آئی در بوی گل…

Read More..

بیا که خاوریان نقش تازه ئی بستند

بیا که خاوریان نقش تازه ئی بستند دگر مرو بطواف بتی که بشکستند چه جلوه ایست که دلها بلذت نگهی ز خاک راه مثال شراره…

Read More..

زمستان را سرآمد روزگاران

زمستان را سرآمد روزگاران نواها زنده شد در شاخساران گلان را رنگ و نم بخشد هواها که می آید ز طرف جویباران چراغ لاله اندر…

Read More..

گرچه شاهین خرد بر سر پروازی هست

گرچه شاهین خرد بر سر پروازی هست اندرین بادیه پنهان قدر اندازی هست آنچه ازکار فروبسته گره بگشاید هست و در حوصلهٔ زمزمه پروازی هست…

Read More..

بر دل بیتاب من ساقی می نابی زند

بر دل بیتاب من ساقی می نابی زند کیمیا ساز است و اکسیری بسیمابی زند من ندانم نور یا نار است اندر سینه ام این…

Read More..

در این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی را

در این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی را پس از مدت شنیدم نغمه های ساربانی را اگر یک یوسف از زندان فرعونی برون آید بغارت…

Read More..

عرب که باز دهد محفل شبانه کجاست

عرب که باز دهد محفل شبانه کجاست عجم که زنده کند رود عاشقانه کجاست بزیر خرقهٔ پیران سبوها چه خالی است فغان که کس نشناسد…

Read More..

من هیچ نمی ترسم از حادثهٔ شب ها

من هیچ نمی ترسم از حادثهٔ شب ها شبها که سحر گردد از گردش کوکب ها نشناخت مقام خویش افتاد بدام خویش عشقی که نمودی…

Read More..

اگر به بحر محبت کرانه می خواهی

اگر به بحر محبت کرانه می خواهی هزار شعله دهی یک زبانه میخواهی مرا ز لذت پرواز آشنا کردند تو در فضای چمن آشیانه میخواهی…

Read More..

به نگاه آشنائی چو درون لاله دیدم

به نگاه آشنائی چو درون لاله دیدم همه ذوق و شوق دیدم همه آه و ناله دیدم به بلند و پست عالم تپش حیات پیدا…

Read More..

دعا

یارب درون سینه دل با خبر بده در باده نشهٔ را نگرم آن نظر بده این بنده را که با نفس دیگران نزیست یک آه…

Read More..

قلندران که به تسخیر آب و گل کوشند

قلندران که به تسخیر آب و گل کوشند ز شاه باج ستانند و خرقه می پوشند به جلوت اند و کمندی به مهر و مه…

Read More..

نور تو وانمود سپید و سیاه را

نور تو وانمود سپید و سیاه را دریا و کوه و دشت و در و مهر و ماه را تو در هوای آنکه نگه آشنای…

Read More..

با نشئه درویشی در ساز و دمادم زن

با نشئه درویشی در ساز و دمادم زن چون پخته شوی خود را بر سلطنت جم زن گفتند جهان ما آیا بتو می سازد گفتم…

Read More..

تکیه بر حجت و اعجاز و بیان نیز کنند

تکیه بر حجت و اعجاز و بیان نیز کنند کار حق گاه به شمشیر و سنان نیز کنند گاه باشد که ته خرقه زره می…

Read More..

ز هر نقشی که دل از دیده گیرد پاک میآیم

ز هر نقشی که دل از دیده گیرد پاک میآیم گدای معنی پاکم تهی ادراک می آیم گهی رسم و ره فرزانگی ذوق جنون بخشد…

Read More..

لاله این چمن آلودهٔ رنگ است هنوز

لاله این چمن آلودهٔ رنگ است هنوز سپر از دست مینداز که جنگ است هنوز فتنه ئی را که دو صد فتنه با آغوشش بود…

Read More..

برون زین گنبد در بسته پیدا کرده ام راهی

برون زین گنبد در بسته پیدا کرده ام راهی که از اندیشه برتر می پرد آه سحر گاهی تو ای شاهین نشیمن در چمن کردی…

Read More..

خوشتر ز هزار پارسائی

خوشتر ز هزار پارسائی گامی به طریق آشنائی در سینهٔ من دمی بیاسای از محنت و کلفت خدائی ما را ز مقام ما خبر کن…

Read More..

عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است

عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است جلوهٔ او آشکار از پردهٔ آب و گل است آفتاب و ماه و انجم میتوان دادن ز دست…

Read More..

ما که افتنده تر از پرتو ماه آمده ایم

ما که افتنده تر از پرتو ماه آمده ایم کس چه داند که چسان اینهمه راه آمده ایم با رقیبان سخن از درد دل ما…

Read More..

اگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولی

اگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولی نگیرد با من این سودا بها از بس گران خواهی سخن بی پرده گو با ما شد…

Read More..

بینی جهان را خود را نبینی

بینی جهان را خود را نبینی تا چند نادان غافل نشینی نور قدیمی شب را بر افروز دست کلیمی در آستینی بیرون قدم نه از…

Read More..