بروی او در دل ناگشاد

بروی او در دل ناگشاد خودی اندر کف خاکش نزاده ضمیر او تهی از بانگ تکبیر حریم ذکر او از پا فتاده حضرت علامه محمد…

Read More..

به هر کو رهزنان چشم و گوش اند

به هر کو رهزنان چشم و گوش اند که در تاراج دلها سخت کوش اند گران قیمت گناهی با پشنیری که این سوداگران ارزان فروش…

Read More..

تو سلطان حجازی من فقیرم

تو سلطان حجازی من فقیرم ولی در کشور معنی امیرم جهانی کو ز تخم «لااله» رست بیا بنگر به آغوش ضمیرم حضرت علامه محمد اقبال…

Read More..

چه خوش زد ترک ملاحی سرودی

چه خوش زد ترک ملاحی سرودی رخ او احمری چشمش کبودی به دریا گر گره افتد به کارم بجز طوفان نمیخواهم گشودی حضرت علامه محمد…

Read More..

خلافت بر مقام ما گواهی است

خلافت بر مقام ما گواهی است حرام استنچه بر ما پادشاهی است ملوکیت همه مکر است و نیرنگ خلافت حفظ ناموس الهی است حضرت علامه…

Read More..

دل بی قید من در پیچ و تابیست

دل بی قید من در پیچ و تابیست نصیب من عتابی یا خطابیست دل ابلیس هم نتوانم آزرد گناه گاهگاه من صوابیست حضرت علامه محمد…

Read More..

زبان ما غریبان از نگاهیست

زبان ما غریبان از نگاهیست حدیث دردمندان اشک و آهیست گشادم چشم و بر بستم لب خویش سخن اندر طریق ما گناهیست حضرت علامه محمد…

Read More..

غم راهی نشاط آمیزتر کن

غم راهی نشاط آمیزتر کن فغانش را جنون انگیزتر کن بگیر ای ساربان راه درازی مرا سوز جدائی تیز تر کن حضرت علامه محمد اقبال…

Read More..

متاع من دل درد آشنای است

متاع من دل درد آشنای است نصیب من فغان نارسای است بخاک مرقد من لاله خوشتر که هم خاموش و هم خونین نوای است حضرت…

Read More..

مقام عشق و مستی منزل اوست

مقام عشق و مستی منزل اوست چه آتش ها که در آب و گل اوست نوای او به هر دل سازگار است که در هر…

Read More..

نگویم از فرو فالی که بگذشت

نگویم از فرو فالی که بگذشت چه سود از شرح احوالی که بگذشت چراغی داشتم در سینهٔ خویش فسرد اندر دو صد سالی که بگذشت…

Read More..

ازن فکر فلک پیما چه حاصل؟

ازن فکر فلک پیما چه حاصل؟ که گرد ثابت و سیاره گردد مثال پاره ای ابری که از باد به پهنای فضاواره گردد حضرت علامه…

Read More..

اگر می آید آن دانای رازی

اگر می آید آن دانای رازی بده او را نوای دل گدازی ضمیر امتان را می کند پاک کلیمی یا حکیمی نی نوازی حضرت علامه…

Read More..

بگو از من به پرویزان این عصر

بگو از من به پرویزان این عصر نه فرهادم که گیرم تیشه در دست ز خاری کو خلد در سینهٔ من دل صد بیستون را…

Read More..

بیا تا کار این امت بسازیم

بیا تا کار این امت بسازیم قمار زندگی مردانه بازیم چنان نالیم اندر مسجد شهر که دل در سینهٔ ملا گدازیم حضرت علامه محمد اقبال…

Read More..

جدائی شوق را روشن بصر کرد

جدائی شوق را روشن بصر کرد جدائی شوق را جوینده تر کرد نمی دانم که احوال تو چون است مرا اینب و گل از من…

Read More..

چه گویم قصه دین و وطن را

چه گویم قصه دین و وطن را که نتوان فاش گفتن این سخن را مرنج از من که از بی مهری تو بنا کردم همان…

Read More..

خوشآن قومی پریشان روزگاری

خوشن قومی پریشان روزگاری که زاید از ضمیرش پخته کاری نمودش سری از اسرار غیب است ز هر گردی برون ناید سواری حضرت علامه محمد…

Read More..

دل صاحبدلان او برد یا من؟

دل صاحبدلان او برد یا من؟ پیام شوق او آورد یا من؟ من و ملا ز کیش دین دو تیریم بفرما بر هدف او خورد…

Read More..

سحرها در گریبان شب اوست

سحرها در گریبان شب اوست دو گیتی را فروغ از کوکب اوست نشان مرد حق دیگر چه گویم چو مرگید تبسم بر لب اوست حضرت…

Read More..

کسی کو بر خودی زد «لااله» را

کسی کو بر خودی زد «لااله» را ز خاک مرده رویاند نگه را مده از دست دامان چنین مرد که دیدم در کمندش مهر و…

Read More..

مریدی فاقه مستی گفت با شیخ

مریدی فاقه مستی گفت با شیخ که یزدان را ز حال ما خبر نیست بما نزدیک تر از شهرک ماست ولیکن از شکم نزدیکتر نیست…

Read More..

نپنداری که مرغ صبح خوانم

نپنداری که مرغ صبح خوانم بجزه و فغان چیزی ندانم مده از دست دامانم که یابی کلید باغ را درشیانم حضرت علامه محمد اقبال رح…

Read More..

هر آن قومی که می ریزد بهارش

هر آن قومی که می ریزد بهارش نسازد جز به بوهای رمیده ز خاکش لاله می روید ولیکن قبائی دارد از رنگ پریده حضرت علامه…

Read More..

بخود پیچیدگان در دل اسیرند

بخود پیچیدگان در دل اسیرند همه دردند و درمان ناپذیرند سجود از ما چه میخواهی که شاهان خراجی از ده ویران نگیرند حضرت علامه محمد…

Read More..

به چشم او نه نور و نی سرور است

به چشم او نه نور و نی سرور است نه دل در سینهٔ او ناصبور است خدا آن امتی را یار بادا که مرگ او…

Read More..

تب و تابی که باشد جاودانه

تب و تابی که باشد جاودانه سمند زندگی را تازیانه به فرزندان بیاموز این تب و تاب کتاب و مکتب افسون و فسانه حضرت علامه…

Read More..

جوانان را بدموز است این عصر

جوانان را بدموز است این عصر شب ابلیس را روز است این عصر بدامانش مثال شعله پیچم که بی نور است و بی سوز است…

Read More..

حرم از دیر گیرد رنگ و بوئی

حرم از دیر گیرد رنگ و بوئی بت ما پیرک ژولیده موئی نیابی در بر ما تیره بختان دلی روشن ز نور آرزوئی حضرت علامه…

Read More..

درین وادی زمانی جاودانی

درین وادی زمانی جاودانی زخاکش بی صور روید معانی حکیمان با کلیمان دوش بردوش که اینجا کس نگوید «لن ترانی» حضرت علامه محمد اقبال رح…

Read More..

ز افرنگی صنم بیگانه تو شو

ز افرنگی صنم بیگانه تو شو که پیمانش نمی ارزد بیک جو نگاهی وام کن از چشم فاروق قدم بیباک نه در عالم نو حضرت…

Read More..

شبی پیش خدا بگریستم زار

شبی پیش خدا بگریستم زار مسلمانان چرا زارند و خوارند ندا آمد ، نمیدانی که این قوم دلی دارند و محبوبی ندارند حضرت علامه محمد…

Read More..

گناه عشق و مستی عام کردند

گناه عشق و مستی عام کردند دلیل پختگان را خام کردند به آهنگ حجازی می سرایم «نخستین باده کاندر جام کردند» حضرت علامه محمد اقبال…

Read More..

مسلمانان به خویشان در ستیزند

مسلمانان به خویشان در ستیزند بجز نقش دوئی بر دل نریزند بنالند از کسی خشتی بگیرد از آن مسجد که خود از وی گریزند حضرت…

Read More..

نصیبی بردم از تاب و تب او

نصیبی بردم از تاب و تب او شبم مانند روز از کوکب او غزالی در بیابان حرم بین که ریزد خنده شیر از لب او…

Read More..

یکی از حجرهٔ خلوت برونی

یکی از حجرهٔ خلوت برونی بباد صبحگاهی سینه بگشای خروش این مقام رنگ و بو را بقدر نالهٔ مرغی بیفزای حضرت علامه محمد اقبال رح…

Read More..

بروی من در دل باز کردند

بروی من در دل باز کردند ز خاک من جهانی ساز کردند ز فیض او گرفتم اعتباری که با من ماه و انجم ساز کردند…

Read More..

بهرحالی که بودم خوش سرودم

بهرحالی که بودم خوش سرودم نقاب از روی هر معنی گشودم مپرس از اضطراب من که با دوست دمی بودم دمی دیگر نبودم حضرت علامه…

Read More..

تو ای نادان دل آگاه دریاب

تو ای نادان دل آگاه دریاب بخود مثل نیاکان راه دریاب چسان مؤمن کند پوشیده را فاش ز «لا» موجود «الا الله» دریاب حضرت علامه…

Read More..

چه خوش صحرا که در وی کاروانها

چه خوش صحرا که در وی کاروانها درودی خواند و محمل براند به ریگ گرم او آور سجودی جبین را سوز تا داغی بماند حضرت…

Read More..

خلافت فقر با تاج و سریر است

خلافت فقر با تاج و سریر است زهی دولت که پایان ناپذیر است جوان بختا ! مده از دست، این فقر که بی او پادشاهی…

Read More..

دل بیگانه خوزین خاکدان نیست

دل بیگانه خوزین خاکدان نیست شب و روزش زدورسمان نیست تو خود وقت قیام خویش دریاب نماز عشق و مستی را اذان نیست حضرت علامه…

Read More..

زمانه فتنه ها ورد و بگذشت

زمانه فتنه هاورد و بگذشت خسان را در بغل پرورد و بگذشت دو صد بغداد را چنگیزی او چو گور تیره بختان کرد و بگذشت…

Read More..

فرنگی صید بست از کعبه و دیر

فرنگی صید بست از کعبه و دیر صدا از خانقاهان رفت «لاغیر» حکایت پیش ملا باز گفتم دعا فرمود «یا رب عاقبت خیر» حضرت علامه…

Read More..

محبت از نگاهش پایدار است

محبت از نگاهش پایدار است سلوکش عشق و مستی را عیار است مقامش عبده‘مد ولیکن جهان شوق را پروردگار است حضرت علامه محمد اقبال رح…

Read More..

مگو با من خدای ما چنین کرد

مگو با من خدای ما چنین کرد که شستن میتوان از دامنش گرد ته بالا کن این عالم که در وی قماری میبرد نامرد از…

Read More..

نم اشک است در چشم سیاهش

نم اشک است در چشم سیاهش دلم سوزد ز آه صبحگاهش همان می کو ضمیرم را برافروخت پیاپی ریزد از موج نگاهش حضرت علامه محمد…

Read More..

ز جانم نغمهء «الله هو» ریخت

ز جانم نغمهء «الله هو» ریخت چو کرد از رخت هستی چار سو ریخت بگیر از دست من سازی که تارش ز سوز زخمه چون…

Read More..

الایا خیمگی خیمه فروهل

الایا خیمگی خیمه فروهل که پیش آهنگ بیرون شد ز منزل خرد از راندن محمل فرو ماند زمام خویش دادم در کف دل حضرت علامه…

Read More..

بصدق فطرت رندانه من

بصدق فطرت رندانهء من بسوز آه بیتابانه من بده آن خاک را ابر بهاری که در آغوش گیرد دانهء من حضرت علامه محمد اقبال رح…

Read More..

بیا ساقی بگردان جام می را

بیا ساقی بگردان جام می را ز می سوزنده تر کن سوز نی را دگر آن دل بنه در سینهٔ من که پیچم پنجهٔ کاؤس…

Read More..

جهان از خود برون آوردهٔ کیست؟

جهان از خود برون آوردهٔ کیست؟ جمالش جلوهء بی پردهٔ کیست؟ مرا گوئی که از شیطان حذر کن بگو با من که او پروردهٔ کیست؟…

Read More..

چه میخواهی ازین مرد تن آسای

چه میخواهی ازین مرد تن آسای به هر بادی که آمد رفتم از جای سحر جاوید را در سجده دیدم به صبحش چهره شامم بیارای…

Read More..

خیالش با مه و انجم نشیند

خیالش با مه و انجم نشیند نگاهشن سوی پروین ببیند دل بیتاب خود را پیش او نه دم او رعشه از سیماب چیند حضرت علامه…

Read More..

دمید آن لاله از مشت غبارم

دمید آن لاله از مشت غبارم که خونش می تراود از کنارم قبولش کن ز راه دلنوازی که من غیر از دلی ، چیزی ندارم…

Read More..

سرود رفته باز آید که ناید؟

سرود رفته باز آید که ناید؟ نسیمی از حجاز آید که ناید؟ سرآمد روزگار این فقیری دگر دانای راز آید که ناید؟ حضرت علامه محمد…

Read More..

کسی کو فاش دید اسرار جانرا

کسی کو فاش دید اسرار جانرا نبیند جز به چشم خود جهان را نوائیفرین در سینه خویش بهاری میتوان کردن خزان را حضرت علامه محمد…

Read More..

مسلمان آن فقیر کج کلاهی

مسلمان آن فقیر کج کلاهی رمید از سینه او سوز آهی دلش نالد چرا نالد نداند نگاهی یارسول الله نگاهی حضرت علامه محمد اقبال رح…

Read More..

می روشن ز تاک من فرو ریخت

می روشن ز تاک من فرو ریخت خوشا مردی که در دامانمویخت نصیب ازتشی دارم که اول سنائی از دل رومی برانگیخت حضرت علامه محمد…

Read More..

نه هرکس خود گردهم خود گد از است

نه هرکس خود گردهم خود گد از است نه هرکس مست ناز اندر نیاز است قبای لا اله خونین قبانی است که بربالای نامردان درا…

Read More..