زبان عشاق حسین پژمان بختیاری

با خموشی‌ها در این محفل مرا گفتگویی دلنشین با دلبرست خواب مژگان جنبش ابروی دوست در بیان عشق صدها دفترست هر تبسم،هر …

سگ من حسین پژمان بختیاری

سگی دارم آرام و آراسته سراپایش آن‌سان که دل خواسته دلارا سگی،ناز پرور سگی به خوبی گرو برده از هر سگی وفادار …

کمتر حسین پژمان بختیاری

اگر رفتم ز دنیای شما،دیوانهٔی کمتر ور این کاشانه ویرانه گشت،حسرت‌خانهٔی کمتر اگر مستی نبخشد ساغر هستی برافشانش وگر مستی دهد ای …

تاسف حسین پژمان بختیاری

دوش به ایام رفته در نگرستم در نگرستم به مرگ عمر و گرستم همچو زنی شوی مرده بر تلف عمر تلخ گرستم،چو …

بی دلبر حسین پژمان بختیاری

این منم،کِم نه یاری،نه دلی نه دلبری‌ست ورنه هرکس را که بینی،با دلارامی سری‌ست می‌توان اینجا به روی دلبران،نوشید می در کنار …

دوری حسین پژمان بختیاری

دیدند جهانیان که یاری دارم با طرهٔ دلکشش قراری دارم با دست حسادت از تو دورم کردند بازآ و ببین چه روزگاری …