این ریخته خون من و صد همچو منی – هاتف اصفهانی

این ریخته خون من و صد همچو منی هر لحظه جدا ساختی جانی ز تنی عذرت چه بود چو روز محشر بینی بر دامن خویش…

Read More..

هرچند که گلچهره و سیمین بدنی – هاتف اصفهانی

هرچند که گلچهره و سیمین بدنی حیف از تو ولی که شمع هر انجمنی ای یار وفادار اگر یار منی با غیر مگو حرفی و…

Read More..

افسوس که از همنفسان نیست کسی – هاتف اصفهانی

افسوس که از همنفسان نیست کسی وز عمر گرانمایه نمانده است بسی دردا که نشد به کام دل یک لحظه با همنفسی بر آرم از…

Read More..

در دهر چه غم ز بینوایی دارم – هاتف اصفهانی

در دهر چه غم ز بینوایی دارم در کوی تو چون ره گدایی دارم بیگانه شوند گر ز من خلق چه باک چون با سگ…

Read More..

این تیغ که در کف آتشی سوزان است – هاتف اصفهانی

این تیغ که در کف آتشی سوزان است هم دشمن عمر و هم عدوی جان است با این همه جان بخشد اگر نیست شگفت چون…

Read More..

هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد – هاتف اصفهانی

هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد بر من زغمت به تاب و تب می‌گذرد تو خفته به استراحت و بی تو مرا…

Read More..

از عشق کز اوست بر لبم مهر سکوت – هاتف اصفهانی

از عشق کز اوست بر لبم مهر سکوت هر دم رسدم بر دل و جان قوت و قوت من بندهٔ عشق و مذهب و ملت…

Read More..

دلخسته‌ام از ناوک دلدوز فراق – هاتف اصفهانی

دلخسته‌ام از ناوک دلدوز فراق جان سوخته از آتش دلسوز فراق دردا و دریغا که بود عمر مرا شب‌ها شب هجر و روزها روز فراق

Read More..

این تیغ که شیر فلکش نخجیر است – هاتف اصفهانی

این تیغ که شیر فلکش نخجیر است شمشیر وکیل آن شه کشورگیر است پیوسته کلید فتح دارد در مشت آن دست که بر قبضهٔ این…

Read More..

یارب رود از تنم اگر جان چه شود – هاتف اصفهانی

یارب رود از تنم اگر جان چه شود وز رفتن جان رهم ز هجران چه شود مشکل شده زیستن مرا بی یاران از مرگ شود…

Read More..

اکنون که زمین شد ز بهاران همه گل – هاتف اصفهانی

اکنون که زمین شد ز بهاران همه گل صحرا همه سبزه کوهساران همه گل از فرقت توست در دل ما همه خار وز طلعت تو…

Read More..

دست ساقی ز دست حاتم خوشتر – هاتف اصفهانی

دست ساقی ز دست حاتم خوشتر جامی که دهد ز ساغر جم خوشتر آن دم که دمد ز گوشهٔ لب نایی در نی، ز دم…

Read More..

این تکیه که رشک گلستان ارم است – هاتف اصفهانی

این تکیه که رشک گلستان ارم است مانند حرم مکرم و محترم است بگریز در آن از ستم چرخ که صید از هر خطر ایمن…

Read More..

هر گل که شمیم مشکبار آید ازو – هاتف اصفهانی

هر گل که شمیم مشکبار آید ازو بی‌روی تو خاصیت خار آید ازو جانی که گرامی‌تر از آن چیزی نیست ای جان جهان بی تو…

Read More..

از جور بتی ز عمر خود سیر شدم – هاتف اصفهانی

از جور بتی ز عمر خود سیر شدم وز بیدادش ز عمر دلگیر شدم از تازه جوانی که به پیری برسد ناکرده جوانی به جهان…

Read More..

دارم ز غم فراق یاری که مپرس – هاتف اصفهانی

دارم ز غم فراق یاری که مپرس روز سیهی و شام تاری که مپرس از دوری مهر دل فروزی است مرا روزی که مگوی و…

Read More..

ای خواجه که نان به زیردستان ندهی – هاتف اصفهانی

ای خواجه که نان به زیردستان ندهی جان گیری و نان در عوض جان ندهی شرمت بادا که زیردستان ضعیف از بهر تو جان دهند…

Read More..

مهجور تو را شب خیالی که مپرس – هاتف اصفهانی

مهجور تو را شب خیالی که مپرس رنجور تو را روز ملالی که مپرس گفتی هاتف چه حال داری بی من در گوشه‌ای افتاده به…

Read More..

دارم ز جدایی غزالی که مپرس – هاتف اصفهانی

دارم ز جدایی غزالی که مپرس در جان و دل اندوه و ملالی که مپرس گوئی چه بود درد تو دردی که مگوی پرسی چه…

Read More..

ای غیر بر غم تو درین دیر خراب – هاتف اصفهانی

ای غیر بر غم تو درین دیر خراب با یار شب و روز کشم جام شراب از ساغر هجر و جام وصلش شب و روز…

Read More..

یک لحظه کسی که با تو دمساز آید – هاتف اصفهانی

یک لحظه کسی که با تو دمساز آید یا با تو دمی همدم و همراز آید از کوی تو گر سوی بهشتش خوانند هرگز نرود…

Read More..

بر روی زمین نه کار یک کس دلخواه – هاتف اصفهانی

بر روی زمین نه کار یک کس دلخواه کار همه کس ز آسمان ناله و آه کاری چو زمین و آسمان نگشایند بس دیدن خاک…

Read More..

ای مستمعان را ز حدیث تو سرور – هاتف اصفهانی

ای مستمعان را ز حدیث تو سرور وی دیدهٔ صاحب نظران را ز تو نور جز حرف و رخت گر شنوم ور بینم گوشم کر…

Read More..

روی تو که رشک ماه ناکاسته است – هاتف اصفهانی

روی تو که رشک ماه ناکاسته است باغی است که از هر گلی آراسته است گر زان که خدا نیز وفائی بدهد آنی که دل…

Read More..

باز آی و دلم ز هجر پردرد نگر – هاتف اصفهانی

باز آی و دلم ز هجر پردرد نگر در سینهٔ گرمم نفس سرد نگر در گوشهٔ بی‌مو نسیم تنها بین در زاویهٔ بی‌کسیم فرد نگر

Read More..

اول بودت برم گذر مسکن هم – هاتف اصفهانی

اول بودت برم گذر مسکن هم دست از دستم کشی کنون دامن هم من نیز بر آن سرم که گیرم سر خویش با من تو…

Read More..

من از همه عشاق تو مغموم‌ترم – هاتف اصفهانی

من از همه عشاق تو مغموم‌ترم وز جمله شهیدان تو مظلوم‌ترم فریاد که من از همه دیدار تو را مشتاق‌ترم وز همه محروم‌ترم

Read More..

بس مرد که لاف می‌زد از مردی خویش – هاتف اصفهانی

بس مرد که لاف می‌زد از مردی خویش در پیره‌زنی دیدم ازو مردی بیش ابنای زمانه دیدم اغلب هاتف مردند ولی با لب و با…

Read More..

ای در حرم و دیر ز تو صد آهنگ – هاتف اصفهانی

ای در حرم و دیر ز تو صد آهنگ بی‌رنگی و جلوه می‌کنی رنگ به رنگ خوانند تو را مؤمن و ترسا شب و روز…

Read More..

زان روز که شد بنای این نه طارم – هاتف اصفهانی

زان روز که شد بنای این نه طارم بس دور زد آسمان و گردید انجم تا یک در بی‌نظیر آمد به وجود وان در یگانه…

Read More..

باز آی و به کوی فرقتم فرد نگر – هاتف اصفهانی

باز آی و به کوی فرقتم فرد نگر وز درد فراق چهره‌ام زرد نگر از مرگ دوای درد خود می‌طلبم بیمار نگر دوانگر درد نگر

Read More..

آن گل که چو من هزار دارد بلبل – هاتف اصفهانی

آن گل که چو من هزار دارد بلبل دانی به سرش چیست پریشان کاکل روئیده میان سبزه‌زاری ریحان یا سرزده در بنفشه زاری سنبل

Read More..

گر فاش شود عیوب پنهانی ما – هاتف اصفهانی

گر فاش شود عیوب پنهانی ما ای وای به خجلت و پریشانی ما ما غره به دین‌داری و شاد از اسلام گبران متنفر از مسلمانی…

Read More..

این گل که به چشم نیک و بد خارم ازو – هاتف اصفهانی

این گل که به چشم نیک و بد خارم ازو رسوا شدهٔ کوچه و بازارم ازو من می‌خواهم که دست ازو بردارم دل نگذارد که…

Read More..

از عشق تو جان بی قراری دارم – هاتف اصفهانی

از عشق تو جان بی قراری دارم در دل ز غم تو خار خاری دارم هر دم کشدم سوی تو بیتابی دل می‌پنداری که با…

Read More..

ساقی فلک ارچه در شکست من و توست – هاتف اصفهانی

ساقی فلک ارچه در شکست من و توست خصم تن و جان می‌پرست من و توست تا جام شراب و شیشهٔ می باشد در دست…

Read More..