سحر از کوه خاور تیغ اسکندر چو شد پیدا – هاتف اصفهانی

سحر از کوه خاور تیغ اسکندر چو شد پیدا عیان شد رشحهٔ خون از شکاف جوشن دارا دم روح‌القدس زد چاک در پیراهن مریم نمایان…

Read More..

حبذا شهری که سالار است در وی سروری – هاتف اصفهانی

حبذا شهری که سالار است در وی سروری عدل‌پرور شهریاری دادگستر داوری شهری آبش جانفزا ملکی هوایش دلگشا شهریارش دلنوازی والیش جان پروری شهری از…

Read More..

رو ای باد صبا ای پیک مشتاقان سوی گلشن – هاتف اصفهانی

رو ای باد صبا ای پیک مشتاقان سوی گلشن عبیرآمیز گردان جیب و عنبربیز کن دامن نخست از گرد کلفت پیکر سیمین روحانی مصفا ساز…

Read More..

دارم از آسمان زنگاری – هاتف اصفهانی

دارم از آسمان زنگاری زخمها بر دل و همه کاری با من اکنون فلک در آن حد است از جگرخواری و دل‌آزاری که به او…

Read More..

زهی مقصود اصلی از وجود آدم و حوا – هاتف اصفهانی

زهی مقصود اصلی از وجود آدم و حوا غرض ذات همایون تو از دنیا و مافیها طفیلت در وجود ارض و سماء عالی و سافل…

Read More..

کرده‌ام از کوی یار بیهده عزم سفر – هاتف اصفهانی

کرده‌ام از کوی یار بیهده عزم سفر خار ملامت به پا خاک ندامت به سر از کف خود رایگان دامن امن و امان داده و…

Read More..

نسیم صبح عنبر بیز شد بر تودهٔ غبرا – هاتف اصفهانی

نسیم صبح عنبر بیز شد بر تودهٔ غبرا زمین سبز نسرین‌خیز شد چون گنبد خضرا ز فیض ابر آزاری زمین مرده شد زنده ز لطف…

Read More..

نسیمی به دل می‌خورد روح‌پرور – هاتف اصفهانی

نسیمی به دل می‌خورد روح‌پرور نسیمی دلاویز چون بوی دلبر نسیمی چو انفاس عیسی مقدس نسیمی چو دامان مریم مطهر نسیمی همه نفخهٔ مشک سارا…

Read More..