خسرو کشور سخن مشتاق – هاتف اصفهانی

خسرو کشور سخن مشتاق صاحب رای پیر و طبع جوان قطب سادات آن که می‌بخشید قالب لفظ را ز معنی جان آن که از بحر…

Read More..

از محمدعلی آن گلبن بی‌خار افسوس – هاتف اصفهانی

از محمدعلی آن گلبن بی‌خار افسوس که ز دنیا به جوانی به سوی عقبی شد رفت ناگاه ازین گلشن و ناچید گلی از جفای فلکش…

Read More..

شمع بزم اهل دل آقا علی‌اکبر که بود – هاتف اصفهانی

شمع بزم اهل دل آقا علی‌اکبر که بود همچو مهر از روی او روشن شبستان جهان آنکه تا جا داشت جان آگهش در جسم پاک…

Read More..

حیف از حاجی محمد صادق روش ضمیر – هاتف اصفهانی

حیف از حاجی محمد صادق روش ضمیر شمع بزم افروز زیبای شبستان جهان حیف از آن ماه جهان آرای بی‌نقصان که کرد جای در زیر…

Read More..

هزار افسوس کز بیداد گردون – هاتف اصفهانی

هزار افسوس کز بیداد گردون ز دنیا قدوهٔ اهل زمین رفت امام و مقتدای اهل دین شد سر و سر حلقهٔ اهل یقین رفت فلک…

Read More..

در زمان خدیو دارا شان – هاتف اصفهانی

در زمان خدیو دارا شان آن کرم پیشهٔ کریم نهاد سایه حق کریمخان که ز عدل زینت دهر و زیب دوران داد شهریار جهان که…

Read More..

آه که از جور چرخ، وز ستم روزگار – هاتف اصفهانی

آه که از جور چرخ، وز ستم روزگار خسرو ملک وجود، شد به دیار عدم آه که برچیده شد زود ز بزم جهان مسند شهبازخان…

Read More..

صد هزار افسوس کز بی‌مهری گردون نهاد – هاتف اصفهانی

صد هزار افسوس کز بی‌مهری گردون نهاد آفتاب عمر یوسف میرزا رو در زوال ماه اوج عزت از دور سپهر بی‌درنگ ناگه از اوج شرف…

Read More..

حیف از هدیه آن گل رعنا – هاتف اصفهانی

حیف از هدیه آن گل رعنا که پری چهره بود و حور سرشت حیف از آن تازه گل که بر شاخش دست گلچین روزگار نهشت…

Read More..

هزار حیف که از گلشن جهان آخر – هاتف اصفهانی

هزار حیف که از گلشن جهان آخر چو گل به باد خزان رفت میرزامهدی فروغ محفل آل رسول بود و دریغ که شمع‌سان ز میان…

Read More..

در عهد خان دوران فرمانروای گیتی – هاتف اصفهانی

در عهد خان دوران فرمانروای گیتی یعنی کریمخان آن خان سپهر خرگاه شیرافکنی که در رزم گر شیر بیند او را از پیش او گریزد…

Read More..

بلبل گویای این باغ آذر از دور سپهر – هاتف اصفهانی

بلبل گویای این باغ آذر از دور سپهر لب فروبست از نوای زندگی ناگاه آه ناگهان دم درکشید از بذلهٔ دلکش دریغ عاقبت خاموش گشت…

Read More..

صدهزار افسوس از فخر زمان زینت که بود – هاتف اصفهانی

صدهزار افسوس از فخر زمان زینت که بود زیور این بوستان و زینت این گلستان صد هزاران حیف از آن سرو سهی قامت که بود…

Read More..

حیف ز حاجی نبی گوهر بحر وجود – هاتف اصفهانی

حیف ز حاجی نبی گوهر بحر وجود کز ستم آسمان گشت نهان در زمین در گران قیمتی بود و سپهر از جفا در دل خاکش…

Read More..

دریغ از حاجی ابراهیم آن دانای روشندل – هاتف اصفهانی

دریغ از حاجی ابراهیم آن دانای روشندل که زاد از مادر ایام با ایمان و دین توام دریغ و درد از آن شمع سحر خیزان…

Read More..

آه که از جور فلک شد به باد – هاتف اصفهانی

آه که از جور فلک شد به باد تازه گل خرم باغ جهان آه که بر خاک هلاک اوفتاد سرو سهی قامت این بوستان رفت…

Read More..

فخر زمان میرزا صادق نیکو سرشت – هاتف اصفهانی

فخر زمان میرزا صادق نیکو سرشت معدن عز و شرف، منبع جود و سخا آن که رسد روز و شب از کف فیاض او جود…

Read More..

حیف و صد حیف کز نهیب اجل – هاتف اصفهانی

حیف و صد حیف کز نهیب اجل شد ز احباب دور کلبعلی در گرفتش ز خلق عالم و کرد میل غلمان و حور کلبعلی خلق…

Read More..

دریغ و درد کز بیداد گردون – هاتف اصفهانی

دریغ و درد کز بیداد گردون شد از بزم احبا میر مؤمن ازین ویرانه منزل رخت بربست به سوی باغ طوبی میر مؤمن گرفتش دل…

Read More..

به حکم بندهٔ خلاق آن رزاق بی‌منت – هاتف اصفهانی

به حکم بندهٔ خلاق آن رزاق بی‌منت که کردش کافل ارزاق لطف قادر منان امیر بی‌نظیر مرحمت‌پرور که از دادش شود بی‌باک آهوبره گرگ پیر…

Read More..

صدهزار افسوس کز جور سپهر واژگون – هاتف اصفهانی

صدهزار افسوس کز جور سپهر واژگون رفت از دار جهان فخر زمان شهبازخان درة التاج امارت قرة العین کمال خیمهٔ اجلال بیرون زد به صوب…

Read More..

حیف از فاطمه آن نخل جوان – هاتف اصفهانی

حیف از فاطمه آن نخل جوان که خم از باد اجل شد ناگاه حیف از آن گوهر ارزنده که بود در جهان خیل نکویان را…

Read More..

دریغ و درد که دور سپهر فاطمه را – هاتف اصفهانی

دریغ و درد که دور سپهر فاطمه را به کام ریخت به ناکام شربت فرقت هزار حیف ازین مایهٔ عفاف که بود طراز قامت رعناش…

Read More..

به تایید دارای گردون سپهر – هاتف اصفهانی

به تایید دارای گردون سپهر که لطفش بود آب این سبز کشت شد از حاجی آقا محمد جهان خصوص اصفهان رشک باغ بهشت در آنجا…

Read More..

گرامی‌ترین یاری از دوستان – هاتف اصفهانی

گرامی‌ترین یاری از دوستان که روشن روان است و صاحب نظر به تزویج محبوبه‌ای میل کرد که سترش عفاف است و زیبش هنر چو با…

Read More..

خان ذیجاه فلک مرتبه عبدالرزاق – هاتف اصفهانی

خان ذیجاه فلک مرتبه عبدالرزاق آستان برترش از ذروه کیوان بنگر چرخ و انجم همه را بر درش از بخت بلند تابع حکم ببین بندهٔ…

Read More..

دریغا که شد در نقاب تراب – هاتف اصفهانی

دریغا که شد در نقاب تراب رخ عالم‌آرای سیدعلی دریغا که گم شد در این خاکدان ثمین در یکتای سیدعلی سوی خلد رو کرد ازین…

Read More..

چو حوری جهان آن پسندیده زن – هاتف اصفهانی

چو حوری جهان آن پسندیده زن از این عالم پرشر و شور شد خرد بهر تاریخ فوتش نوشت به جنات عدن از جهان حور شد

Read More..

فخر سادات رفیع الدرجات – هاتف اصفهانی

فخر سادات رفیع الدرجات حضرت میر محمد صادق آن ز عباد به تقوی در پیش آن ز اعلام به دانش سابق از اکارم به مکارم…

Read More..

خان احمدبیک چون به جنت – هاتف اصفهانی

خان احمدبیک چون به جنت از لطف خدای انس و جان شد در تاریخش بگفت هاتف خان احمد جانب جنان شد

Read More..

سپهر مجد و خورشید سماحت اختر عزت – هاتف اصفهانی

سپهر مجد و خورشید سماحت اختر عزت نظام عالم و دستور گیتی آصف دوران جناب صاحب اعظم خدیو افخم اکرم ربیع گلشن عالم بهار عالم…

Read More..

چو عبدالباقی آن خان فلک قدر – هاتف اصفهانی

چو عبدالباقی آن خان فلک قدر که روی اوست چون گل زیب این باغ جوان‌بختی که باغ دولت اوست بود گر خوشتر از خلد برین…

Read More..

گوهر این نه صدف آقا عزیز – هاتف اصفهانی

گوهر این نه صدف آقا عزیز شیعهٔ یکرنگ علی ولی حق پسری داد ز لطفش که هست نور رخش چون مه تابان جلی نام محمدعلیش…

Read More..

خان جم کوکبه عبدالرزاق – هاتف اصفهانی

خان جم کوکبه عبدالرزاق که کند دیدن او جان تازه آن که رخسار و جمالش دایم هست چون گل به گلستان تازه آن که ز…

Read More..

ساکن کنعان مهجوری خلیل – هاتف اصفهانی

ساکن کنعان مهجوری خلیل آن که چون یعقوب باشد ممتحن وان که هست از تیشهٔ صبر و شکیب کوه اندوه و بلا را کوه کن…

Read More..

چون آقا صادق آن فروزان اختر – هاتف اصفهانی

چون آقا صادق آن فروزان اختر تزویج نمود دختری مه‌پیکر کلک هاتف برای تاریخ نوشت گردید مهی قرین مهر انور

Read More..

محیط مروت که جوید نقاب – هاتف اصفهانی

محیط مروت که جوید نقاب ز رشک ضمیرش رخ آفتاب سپهر فتوت محمدحسین جهان کرم‌خان والا جناب امیری که گردنکشان را بود ز طوق غلامیش…

Read More..

خان احمد دون کز ستم و ظلم پیاپی – هاتف اصفهانی

خان احمد دون کز ستم و ظلم پیاپی بر خلق رساندی الم و رنج دمادم آن فتنهٔ عالم که ز ظلم و ستمش بود بس…

Read More..

شکرلله که جهان را ز قدوم – هاتف اصفهانی

شکرلله که جهان را ز قدوم زیب نو داد محمد کاظم روشن از مقدم خود گیتی را ساخت چون زاد محمد کاظم از رخ خود…

Read More..

چون ز بیداد چرخ بدرنسا – هاتف اصفهانی

چون ز بیداد چرخ بدرنسا شد ز عالم به جنت الماوی گفت هاتف برای تاریخش از جهان رفت حیف بدرنسا

Read More..

میرزا صادق که پیش قامتش – هاتف اصفهانی

میرزا صادق که پیش قامتش سرو باشد چون نهال کوتهی آنکه از نورالهی روی اوست آگهی بخش دل هر آگهی کوکب بخت بلند بی‌زوال پیش…

Read More..

خان والا گهر محمدخان – هاتف اصفهانی

خان والا گهر محمدخان که ازو بود ملک و دین معمور آن‌که چون او نزاد فرزندی مادر دهر در مرور دهور آن‌که در روزگار معدلتش…

Read More..

سپهر فضل و هنر آفتاب عز و شرف – هاتف اصفهانی

سپهر فضل و هنر آفتاب عز و شرف سحاب جود و کرم میرزا شریف احمد طراز مسند اجلال بد در این محفل دریغ و درد…

Read More..

چون خان جهان پناه از دور زمان – هاتف اصفهانی

چون خان جهان پناه از دور زمان از بزم جهان رفت به گلزار جنان کلک هاتف برای تاریخ نوشت شد خان جهان‌پناه در بزم جنان

Read More..

هزار افسوس کز بزم جهان ناگاه بیرون شد – هاتف اصفهانی

هزار افسوس کز بزم جهان ناگاه بیرون شد ز جور اختر و بیداد گردون میرعبدالله هزار افغان ز بی‌مهری چرخ پیر کز کینش به عقبی…

Read More..