گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامت – هاتف اصفهانی

گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامت گفتم روم از کوی تو گفتا به سلامت گفتم چه خوش از کار جهان گفت غم عشق گفتم…

Read More..

خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله – هاتف اصفهانی

خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله ماه و تو به کف شیشه و در دست پیاله در طرف چمن ساقی دوران می عشرت در…

Read More..

آن دلبر محمل‌نشین چون جای در محمل کند – هاتف اصفهانی

آن دلبر محمل‌نشین چون جای در محمل کند می‌باید اول عاشق مسکین وداع دل کند زین منزل اکنون شد روان تا آن بت محمل‌نشین دیگر…

Read More..

نوید آمدن یار دلستان مرا – هاتف اصفهانی

نوید آمدن یار دلستان مرا بیار قاصد و بستان به مژده جان مرا فغان و ناله کنم صبح و شام و در دل یار فغان…

Read More..

غم عشق نکویان چون کند در سینه‌ای منزل – هاتف اصفهانی

غم عشق نکویان چون کند در سینه‌ای منزل گدازد جسم و گرید چشم و نالد جان و سوزد دل دل محمل نشین مشکل درون محمل…

Read More..

تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود – هاتف اصفهانی

تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود غم و اندوه توام در دل و جان خواهد بود آخر از حسرت بالای…

Read More..

مپرس ای گل ز من کز گلشن کویت چسان رفتم – هاتف اصفهانی

مپرس ای گل ز من کز گلشن کویت چسان رفتم چو بلبل زین چمن با ناله و آه و فغان رفتم نبستم دل به مهر…

Read More..

رفتی و دارم ای پسر بی تو دل شکسته‌ای – هاتف اصفهانی

رفتی و دارم ای پسر بی تو دل شکسته‌ای جسمی و جسم لاغری جانی و جان خسته‌ای می‌شکنی دل کسان ای پسر آه اگر شبی…

Read More..

به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما – هاتف اصفهانی

به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما شبی با او بسر بردم ز وصلش بی‌نصیب اما مرا بی او شکیبایی چه می‌فرمائی ای…

Read More..

گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد – هاتف اصفهانی

گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد در آن گلشن گلی بر گلبن دیگر نمی‌خندد ز عشرت زان گریزانم که از غم گریم ایامی…

Read More..

حرف غمت از دهان ما جست – هاتف اصفهانی

حرف غمت از دهان ما جست یا آتشی از زبان ما جست رو جانب دام یا قفس کرد هر مرغ کز آشیان ما جست یک‌یک…

Read More..

ای که مشتاق وصل دلبندی – هاتف اصفهانی

ای که مشتاق وصل دلبندی صبر کن بر مفارقت چندی باش آمادهٔ غم شب هجر ای که در روز وصل خرسندی بندگان را تفقدی فرمای…

Read More..

هرگزم امید و بیم از وصل و هجر یار نیست – هاتف اصفهانی

هرگزم امید و بیم از وصل و هجر یار نیست عاشقم عاشق مرا با وصل و هجران کار نیست هر شب از افغان من بیدار…

Read More..

شستم ز می‌در پای خم، دامن ز هر آلودگی – هاتف اصفهانی

شستم ز می‌در پای خم، دامن ز هر آلودگی دامن نشوید کس چرا، زابی بدین پالودگی می‌گفت واعظ با کسان، دارد می و شاهد زیان…

Read More..

پس از چندی کند یک لحظه با من یار دورانش – هاتف اصفهانی

پس از چندی کند یک لحظه با من یار دورانش که داغ تازه‌ای بگذاردم بر دل ز هجرانش پس از عمری که می‌گردد به کامم…

Read More..

لبم خموش ز آواز مدعا طلبی است – هاتف اصفهانی

لبم خموش ز آواز مدعا طلبی است که مدعا طلبیدن ز یار بی‌ادبی است حکیم جام جم و آب خضر چون گوید مراد جام زجاجی…

Read More..

دو چشمم خون فشان از دوری آن دلستانستی – هاتف اصفهانی

دو چشمم خون فشان از دوری آن دلستانستی که لعلش گوهرافشان، سنبلش عنبر فشانستی چسان خورشید رویت را مه تابان توان گفتن که از روی…

Read More..

بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز – هاتف اصفهانی

بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز در دام کسی چون تو شکاری نه و هرگز روزم سیه است از غم هجران…

Read More..

کرده‌است یا قاصد نهان مکتوب جانان در بغل – هاتف اصفهانی

کرده‌است یا قاصد نهان مکتوب جانان در بغل یا درجی از مشک ختن کرده است پنهان در بغل در مصر یوسف زینهار آغوش مگشا بهر…

Read More..

چون شیشهٔ دل نه از ستم آسمان پر است – هاتف اصفهانی

چون شیشهٔ دل نه از ستم آسمان پر است مینای ما تهی است دل ما از آن پر است ای عندلیب باغ محبت گل وفا…

Read More..

ای که در جام رقیبان می پیاپی می‌کنی – هاتف اصفهانی

ای که در جام رقیبان می پیاپی می‌کنی خون دل در ساغر عشاق تا کی می‌کنی می‌نوازی غیر را هر لحظه از لطف و مرا…

Read More..

ناقه آن محمل نشین چون راند از منزل مرا – هاتف اصفهانی

ناقه آن محمل نشین چون راند از منزل مرا جان قفای ناقه رفت و دل پی محمل مرا ز آتش رشکم کنی تا داغ، هر…

Read More..

شبی فرخنده و روزی همایون روزگاری خوش – هاتف اصفهانی

شبی فرخنده و روزی همایون روزگاری خوش کسی دارد که دارد در کنار خویش یاری خوش دل از مهر بتان برداشتم آسودم این است این…

Read More..

بی‌مهری اگر چه بی‌وفا هم – هاتف اصفهانی

بی‌مهری اگر چه بی‌وفا هم جور از تو نکو بود جفا هم بیگانه و آشنا ندانی بیگانه کشی و آشنا هم پیش که برم شکایت…

Read More..

گوهرفشان کن آن لب کز شوق جان فشانم – هاتف اصفهانی

گوهرفشان کن آن لب کز شوق جان فشانم جان پیش آن دو لعل گوهرفشان فشانم گر بی توام به دامن نقد دو کون ریزند دامان…

Read More..

رسید یار و ندیدیم روی یار افسوس – هاتف اصفهانی

رسید یار و ندیدیم روی یار افسوس گذشت روز و شب ما به انتظار افسوس گذشت عمر گرانمایه در فراق دریغ نصیب غیر شد آخر…

Read More..

بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان – هاتف اصفهانی

بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان هر خار مزارم زندش دست به دامان شاهان همه در حسرت آنند که باشند در خیل غلامان…

Read More..

کجایی در شب هجران که زاری‌های من بینی – هاتف اصفهانی

کجایی در شب هجران که زاری‌های من بینی چو شمع از چشم گریان اشکباری‌های من بینی کجایی ای که خندانم ز وصلت دوش می‌دیدی که…

Read More..

چو نی نالدم استخوان از جدایی – هاتف اصفهانی

چو نی نالدم استخوان از جدایی فغان از جدایی فغان از جدایی قفس به بود بلبلی را که نالد شب و روز در آشیان از…

Read More..

از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز – هاتف اصفهانی

از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز لیلی رود از خاطر مجنون نه و هرگز با اهل وفا و هنر افزون شود و…

Read More..

نه با من دوست آن گفت و نه آن کرد – هاتف اصفهانی

نه با من دوست آن گفت و نه آن کرد که با دشمن توان گفت و توان کرد گرفت از من دل و زد راه…

Read More..

شب وصل است و با دلبر مرا لب بر لب است امشب – هاتف اصفهانی

شب وصل است و با دلبر مرا لب بر لب است امشب شبی کز روز خوشتر باشد آن شب امشب است امشب به چشمی روی…

Read More..

بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد – هاتف اصفهانی

بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد یاد من گو نکند غیر فراموشش باد یار بی‌غیر که می در قدحش خون گردد خون…

Read More..

گواهی دهد چهرهٔ زرد من – هاتف اصفهانی

گواهی دهد چهرهٔ زرد من که دردی بود بی‌دوا درد من شدم خاک اگر از جفایش مباد نشیند به دامان او گرد من به گلزاری…

Read More..

دل من ز بیقراری چو سخن به یار گویم – هاتف اصفهانی

دل من ز بیقراری چو سخن به یار گویم نگذاردم که حال دل بیقرار گویم شنود اگر غم من نه غمین نه شاد گردد به…

Read More..

با چشم تو گهی که به رویت نظر کنم – هاتف اصفهانی

با چشم تو گهی که به رویت نظر کنم پوشم نظر که بر تو نگاه دگر کنم

Read More..

کدام عهد نکویان عهد ما بستند – هاتف اصفهانی

کدام عهد نکویان عهد ما بستند به عاشقان جفاکش که زود نشکستند خدا نگیردشان گرچه چارهٔ دل ما به یک نگاه نکردند و می‌توانستند نخست…

Read More..

چه گویمت که دلم از جدائیت چون است – هاتف اصفهانی

چه گویمت که دلم از جدائیت چون است دلم جدا ز تو دل نیست قطرهٔ خون است تو کرده‌ای دل من خون و تا ز…

Read More..

امروز ما را گر کشی بی‌جرم از ما بگذرد – هاتف اصفهانی

امروز ما را گر کشی بی‌جرم از ما بگذرد اما به پیش دادگر مشکل که فردا بگذرد زینگونه غافل نگذری از حال زار ما اگر…

Read More..

یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست – هاتف اصفهانی

یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست رحم گویا در دل بی‌رحم آن مه پاره نیست کو دلی کز آن دل بی‌رحم سنگین…

Read More..

زهی از رخ تو پیدا همه آیت خدایی – هاتف اصفهانی

زهی از رخ تو پیدا همه آیت خدایی ز جمالت آشکارا همه فر کبریایی نسپردمی دل آسان به تو روز آشنایی خبریم بودی آن روز…

Read More..

بوده است یار بی من اگر دوش با رقیب – هاتف اصفهانی

بوده است یار بی من اگر دوش با رقیب یا من به قتل می‌رسم امروز یا رقیب شکر خدا که مرد به ناکامی و ندید…

Read More..

گه ره دیر و گهی راه حرم می‌پویم – هاتف اصفهانی

گه ره دیر و گهی راه حرم می‌پویم مقصدم دیر و حرم نیست تو را می‌جویم

Read More..

دل عشاق روا نیست که دلبر شکند – هاتف اصفهانی

دل عشاق روا نیست که دلبر شکند گوهری کس نشنیده است که گوهر شکند بر نمی‌دارم از این در سر خویش ای دربان صد ره…

Read More..

بتان نخست چو در دلبری میان بستند – هاتف اصفهانی

بتان نخست چو در دلبری میان بستند میان بکشتن یاران مهربان بستند دعا اثر نکند کز درم تو چون راندی به روی من همه درهای…

Read More..

قاصد به خاک بر سر کویش فتاده کیست – هاتف اصفهانی

قاصد به خاک بر سر کویش فتاده کیست بر خاک آستانهٔ او سرنهاده کیست چون بر سمند آید و خلقیش در رکاب همراه او سوار…

Read More..

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی – هاتف اصفهانی

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی تو شهی و کشور…

Read More..

هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان – هاتف اصفهانی

هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان زاری از دوری یاری است که گفتن نتوان بی مه روی تو ای کوکب تابنده مرا روز…

Read More..

سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را – هاتف اصفهانی

سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را جان نثار افشان خاک آستان آرم تو را از کدامین باغی ای مرغ سحر…

Read More..

بود مه روی آن زیبا جوان چارده ساله – هاتف اصفهانی

بود مه روی آن زیبا جوان چارده ساله ولی ماهی که دارد گرد خویش از مشک‌تر هاله خدا را رحمی از جور و جفایت چند…

Read More..

گفتم که چاره غم هجران شود نشد – هاتف اصفهانی

گفتم که چاره غم هجران شود نشد در وصل یار مشکلم آسان شود نشد یا از تب غمم شب هجران کشد نکشت یا دردم از…

Read More..

دل زارم بود در صیدگاه عشق نخجیری – هاتف اصفهانی

دل زارم بود در صیدگاه عشق نخجیری که بر وی هر زمان ابرو کمانی می‌زند تیری

Read More..

با من ار هم آشیان می‌داشت ما را در قفس – هاتف اصفهانی

با من ار هم آشیان می‌داشت ما را در قفس کی شکایت داشتم از تنگی جا در قفس عندلیبم آخر ای صیاد خود گو، کی…

Read More..

کوی جانان از رقیبان پاک بودی کاشکی – هاتف اصفهانی

کوی جانان از رقیبان پاک بودی کاشکی این گلستان بی‌خس و خاشاک بودی کاشکی یار من پاک و به رویش غیر چون دارد نظر دیده…

Read More..

جوانی بگذرد یارب به کام دل جوانی را – هاتف اصفهانی

جوانی بگذرد یارب به کام دل جوانی را که سازد کامیاب از وصل پیر ناتوانی را به قتلم کوشی ای زیبا جوان و من درین…

Read More..

منم آن رند قدح نوش که از کهنه و نو – هاتف اصفهانی

منم آن رند قدح نوش که از کهنه و نو باشدم خرقه‌ای آنهم به خرابات گرو زاهد آن راز که جوید ز کتاب و سنت…

Read More..

سرو قدی که بود دیدهٔ دلها به رهش – هاتف اصفهانی

سرو قدی که بود دیدهٔ دلها به رهش نیست جز دیدهٔ صاحبنظران جلوه گهش آه از آن شوخ که سرگشته به صحرا دارد وحشیان را…

Read More..

به یک نظاره چون داخل شدی در بزم میخواران – هاتف اصفهانی

به یک نظاره چون داخل شدی در بزم میخواران گرفتی جان ز مستان و ربودی دل ز هشیاران چه حاصل از وفاداری من کان بی‌وفا…

Read More..

گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد – هاتف اصفهانی

گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد دردم از توست دوا از تو چرا نتوان کرد گر عتاب است و گر ناز کدام…

Read More..

در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد – هاتف اصفهانی

در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد آری کسی که دل داد پروای جان ندارد پرسی ز من که دارد؟ زان بی‌نشان نشانی هر کس…

Read More..