كس در اين خانه – حبیب یغمایی

كس در اين خانه جاودان نزيد ديو بيرون شود سليمان هم بشكافد،پراكند، ريزد بام ها، سقف ها و ايوان هم نه همين خانه فقير فرو…

Read More..

من نمی خواهم که بعد از مرگ من ا – حبیب یغمایی

من نمی خواهم که بعد از مرگ من افغان کنند دوستان گریان شوند و دیگران نالان کنند من نمی خواهم که فرزندان و نزدیکان من…

Read More..

امروز كه اي ستوده فرزند – حبیب یغمایی

امروز كه اي ستوده فرزند هستي تو بر اين سرا خداوند «غافل منشين نه وقت بازي است وقت هنر است و سرفرازي است» از پا…

Read More..

خواجه در بند نقش ايوان است – حبیب یغمایی

خواجه در بند نقش ايوان است خانه از پاي بست ويران است در بحور عدم عروض افتاد بحث ما ابلهان در اوزان است فاعلاتن مفاعلن…

Read More..

تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را – حبیب یغمایی

تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را چه سود از زندگانی چون تبه کردم جوانـی را به قطع رشته جان عهد بستم بارها با…

Read More..

دلم خواهد بدانسو پر بگیرم – حبیب یغمایی

دلم خواهد بدانسو پر بگیرم نگار خویش را در بر بگیرم بیندازم ز سر چادر نمازش در آویزم به گیسوی درازش بدوزم چشم بر جشم…

Read More..

در ميان آفتاب گرم سوزان پاي لخت – حبیب یغمایی

در ميان آفتاب گرم سوزان پاي لخت ره سپردن تشنه لب، بي آب، تنها در كوير گوشه ويرانه اي بي توشه افتادن مريض ساختن بالين…

Read More..

ايران عزيز خانه ماست – حبیب یغمایی

ايران عزيز خانه ماست ميهن، وطن، آشيانه ماست اين خانه شش هزار ساله از ماست به موجب قباله از كورش و اردشير و دارا اين…

Read More..

عهد كردم كه جز از اين نكنم كاردگر – حبیب یغمایی

عهد كردم كه جز از اين نكنم كاردگر نتوانم نگرم قامت و رخسار دگر كه نيفتاده در اين دام گرفتاردگر گرچه باشند بخوبي چه تو…

Read More..