هر مرغ کز آن گلبن نو باخبرستی – فروغی بسطامی

هر مرغ کز آن گلبن نو باخبرستی هر نغمه که سر کرد بسی با اثر ستی شادیم ز فرخندگی بخت که ما را فرخنده نگاری…

Read More..

نه از جمال تو قطع نظر توان کردن – فروغی بسطامی

نه از جمال تو قطع نظر توان کردن نه جز خیال تو فکر دگر توان کردن غمت هلاک مرا مصلحت نمی‌داند و گر نه مساله…

Read More..

مستان بزم عشق شرابی نداشتند – فروغی بسطامی

مستان بزم عشق شرابی نداشتند در عین بی خودی می نابی نداشتند هرگز به غیر خون دل و پارهٔ جگر شوریدگان شراب و کبابی نداشتند…

Read More..

گرنه خورشید فلک خاک نشین ره تست – فروغی بسطامی

گرنه خورشید فلک خاک نشین ره تست پس چرا هر سحر افتاده به جولان‌گه تست هر کجا می‌گذری شعلهٔ آه دل ماست هر طرف می‌نگری…

Read More..

کمتر فکن به چاه زنخدان نگاه خویش – فروغی بسطامی

کمتر فکن به چاه زنخدان نگاه خویش ترسم خدای ناکرده درافتی به چاه خویش گر در محبت تو بریزند خون من خود روز رستخیز شوم…

Read More..

عمر گذشت، وز رخش سیر نشد نظاره‌ام – فروغی بسطامی

عمر گذشت، وز رخش سیر نشد نظاره‌ام حسرت او نمی‌رود از دل پاره پاره‌ام مردم و از دلم نرفت آرزوی جمال او وه که ز…

Read More..

سر بیمار گر آن چشم دل آزار نداشت – فروغی بسطامی

سر بیمار گر آن چشم دل آزار نداشت بر سر هر گذری این همه بیمار نداشت نازم آن طره که با این همه بار دل…

Read More..

دی به رهش فکنده‌ام طفل سرشک دیده را – فروغی بسطامی

دی به رهش فکنده‌ام طفل سرشک دیده را در کف دایه داده‌ام کودک نورسیده را بخت رمیده رام شد وحشت من تمام شد کان سر…

Read More..

در سینه دلت مایل هر شعلهٔ آهی است – فروغی بسطامی

در سینه دلت مایل هر شعلهٔ آهی است در سیم سفید تو عجب سنگ سیاهی است جان از سر میدان تو بیرون نتوان برد کز…

Read More..

چون سر زلف تو آشفته خیالی دارم – فروغی بسطامی

چون سر زلف تو آشفته خیالی دارم الله الله که چه سودای محالی دارم تو پری چهره عجب زلف پریشی داری من آشفته عجب شیفته…

Read More..

جستیم راه میکده و خانقاه را – فروغی بسطامی

جستیم راه میکده و خانقاه را لیکن به سوی دوست نجستیم راه را تا کی کشیم خرقهٔ تزویر را به دوش نتوان کشیدن این همه…

Read More..

تا سراسیمهٔ آن طرهٔ پیچان نشوی – فروغی بسطامی

تا سراسیمهٔ آن طرهٔ پیچان نشوی آگه از حالت هر بی‌سروسامان نشوی جمعی از صورت حال تو پریشان نشوند تا ز جمعیت آن زلف پریشان…

Read More..

پایه عمر گران‌مایه بر آب است برآب – فروغی بسطامی

پایه عمر گران‌مایه بر آب است برآب همه جا شاهد این نکته حباب است ، حباب باده خور باده به بانک نی و فتوای حکیم…

Read More..

بار محبت از همه باری گران‌تر است – فروغی بسطامی

بار محبت از همه باری گران‌تر است و آن کس کشد که از همه کس ناتوان‌تر است دیگر ز پهلوانی رستم سخن مگوی زیرا که…

Read More..

ای تنگ شکر تنگ دل از تنگ دهانت – فروغی بسطامی

ای تنگ شکر تنگ دل از تنگ دهانت وی سرو چمن پا به گل از سرو چمانت خرسند شکاری که نشینی به کمینش قربان خدنگی…

Read More..

از دشمنم چه بیم که با دوست هم دمم – فروغی بسطامی

از دشمنم چه بیم که با دوست هم دمم وز اهرمن چه باک که با اسم اعظمم دریا ترشحی بود از سیل گاه عشق توفان…

Read More..

یک اشارت ز تو بر قتل جهان بسیار است – فروغی بسطامی

یک اشارت ز تو بر قتل جهان بسیار است در کمینی که تویی تیر و کمان بیکار است من و اوصاف تو تا شغل قلم…

Read More..

هر کجا دم زدم از چشم بت کشمیرم – فروغی بسطامی

هر کجا دم زدم از چشم بت کشمیرم خون مردم همه گردید گریبان گیرم گنج ها جسته‌ام از فیض خرابی ای کاش آن که کرده‌ست…

Read More..

مهره توان برد، مار اگر بگذارد – فروغی بسطامی

مهره توان برد، مار اگر بگذارد غنچه توان چید، خار اگر بگذارد با همه حسرت خوشم به گوشهٔ چشمی چشم بد روزگار اگر بگذارد کام…

Read More..

محبان را نصیب است از حبیبان – فروغی بسطامی

محبان را نصیب است از حبیبان من حسرت کش از حسرت نصیبان فغان کان گلبن سرکش ندارد سری با ناله‌های عندلیبان مرا گویند از آن…

Read More..

گر در شمار آرم شبی نام شهیدان تو را – فروغی بسطامی

گر در شمار آرم شبی نام شهیدان تو را فردای محشر هر کسی گیرد گریبان تو را گر سوی مصرت بردمی خون زلیخا خوردمی زندان…

Read More..

کسی به زیر فلک دست بر قضا دارد – فروغی بسطامی

کسی به زیر فلک دست بر قضا دارد که اعتکاف به سر منزل رضا دارد مریض شوق کی اندیشهٔ دوا دارد شهید عشق کجا فکر…

Read More..

شعار عشق بازان چیست، خوبان را دعا کردن – فروغی بسطامی

شعار عشق بازان چیست، خوبان را دعا کردن قفا خوردن، پی افشردن، جفا بردن، وفا کردن کمال کامرانی در محبت چیست می‌دانی بتی را پادشاهی…

Read More..

زان فشانم اشک در هر رهگذاری – فروغی بسطامی

زان فشانم اشک در هر رهگذاری تا به دامان تو ننشیند غباری زلفت از هر حلقه می‌بندد اسیری چشمت از هر گوشه می‌گیرد شکاری از…

Read More..

دل‌ها فتاده در پی آن دل ربا ببین – فروغی بسطامی

دل‌ها فتاده در پی آن دل ربا ببین سلطان ز پیش و لشکرش اندر قفا ببین شکر گدای آن لب شکرفشان نگر عنبر غلام آن…

Read More..

دامن خمیه سفر از در دوست می‌کنم – فروغی بسطامی

دامن خمیه سفر از در دوست می‌کنم خون جگر بدیده‌ام پارهٔ دل به دامنم هیچ کس از معاشران هم سفرم نمی‌شود ترسم از این مسافرت…

Read More..

چون بتان دستی به ناز زلف پر چین می‌برند – فروغی بسطامی

چون بتان دستی به ناز زلف پر چین می‌برند شیخ را از کعبه در بت‌خانهٔ چین می‌برند چون شهیدان طلب را زنده می‌سازند باز کوه‌کن…

Read More..

توان شناخت ز خونی که ریخت بر رویم – فروغی بسطامی

توان شناخت ز خونی که ریخت بر رویم که صید زخمی آن ترک سخت بازویم امید طلعت او می‌برد به هر جایم هوای طرهٔ او…

Read More..

تا خبردار ز سر لب جانان شده‌ایم – فروغی بسطامی

تا خبردار ز سر لب جانان شده‌ایم خبر این است که تا به قدم جان شده‌ایم تا به یاد لب او جام لبالب زده‌ایم واقف…

Read More..

به دیر و حرم، فارغ از کفر و دینم – فروغی بسطامی

به دیر و حرم، فارغ از کفر و دینم نه در بند آنم، نه در قید اینم بهشت آیتی از رخ دل فروزش سقر شعله‌ای…

Read More..

ای که می‌پرسی ز من کیفیت چشم غزالم – فروغی بسطامی

ای که می‌پرسی ز من کیفیت چشم غزالم من از این پیمانه مستم، من در این افسانه لالم گر به خیل او در آیم خسرو…

Read More..

آهی که رخنه کردم از وی به سنگ خاره – فروغی بسطامی

آهی که رخنه کردم از وی به سنگ خاره عاجز شد از دل دوست یارب دگر چه چاره بیداریم چه دانی، ای خفته‌ای که شبها…

Read More..

از جلوه حسنت که بری از همه عیب است – فروغی بسطامی

از جلوه حسنت که بری از همه عیب است آسوده دل آن است که در پردهٔ غیب است هم از رخ تو صحن چمن لاله…

Read More..

وصل تو نصیب دل صاحب نظری نیست – فروغی بسطامی

وصل تو نصیب دل صاحب نظری نیست یاقوت لبت قسمت خونین جگری نیست المنةالله که به عهد رخ و زلفت بر گردن من منت شام…

Read More..

هر جا سخنی از آن دهان رفت – فروغی بسطامی

هر جا سخنی از آن دهان رفت کیفیت باده از میان رفت خوش آن که به دور چشم ساقی سر مست و خراب از این…

Read More..

من به غیر از تو کسی یار نگیرم، آری – فروغی بسطامی

من به غیر از تو کسی یار نگیرم، آری همت آن است که الا تو نگیرد یاری ای سر زلف قمرپوش عجب طراری عقربی، میرشبی،…

Read More..

گل به جوش آمد و مرغان به خروش از همه سوی – فروغی بسطامی

گل به جوش آمد و مرغان به خروش از همه سوی رو بط باده به چنگ آر و بت ساده بجوی گریهٔ ابر سیه خیمه…

Read More..

گر باغبان نظر به گلستان کند تو را – فروغی بسطامی

گر باغبان نظر به گلستان کند تو را بر تخت گل نشاند و سلطان کند تو را گر صبح‌دم به دامن گلشن گذر کنی دست…

Read More..

فدای قاصد جانان کز او آسوده شد جانم – فروغی بسطامی

فدای قاصد جانان کز او آسوده شد جانم بشارت های خوش داد از اشارت‌های جانانم به عالم هیچ عیشی را از این خوش‌تر نمی‌دانم که…

Read More..

شب چارده غلامی ز مه تمام داری – فروغی بسطامی

شب چارده غلامی ز مه تمام داری تو چه خواجهٔ تمامی که چنین غلام داری مگر از سیاه روزی تو مرا نجات بخشی که طلوع…

Read More..

روزی که خدا کام دل تنگ دلان داد – فروغی بسطامی

روزی که خدا کام دل تنگ دلان داد کام دل تنگ من از آن تنگ‌دهان داد گفتم که مرا از دهنت هیچ ندادند خندید که…

Read More..

دلا موافق آن زلف عنبرافشان باش – فروغی بسطامی

دلا موافق آن زلف عنبرافشان باش سیاه روز و سراسیمه و پریشان باش به معنی ار نتوانی به رنگ یاران شد برو به عالم صورت،…

Read More..

خوشا دلی که تو باشی نگار پرده‌نشینش – فروغی بسطامی

خوشا دلی که تو باشی نگار پرده‌نشینش به زیر پرده بری در نگارخانهٔ چینش گهی ز بوسهٔ شیرین شکر کنی به مذاقش گهی ز باده…

Read More..

چشم مستش نه همین غارت دین و دل کرد – فروغی بسطامی

چشم مستش نه همین غارت دین و دل کرد که به یک جرعه مرا بی خود و لایعقل کرد چشم بد دور ازین فتنه که…

Read More..

تا هست نشانی از نشانم – فروغی بسطامی

تا هست نشانی از نشانم خاک قدم سبوکشانم تا ساغر من پر از شراب است از شر زمانه در امانم تا در کفم آستین ساقیست…

Read More..

تا به در میکده جا کرده‌ام – فروغی بسطامی

تا به در میکده جا کرده‌ام توبه ز تزویر و ریا کرده‌ام خرقهٔ تقوی به می افکنده‌ام جامهٔ پرهیز قبا کرده‌ام خواجگی از پیر مغان…

Read More..

بر صفحهٔ رخ از خط مشکین رقم مزن – فروغی بسطامی

بر صفحهٔ رخ از خط مشکین رقم مزن بر نامهٔ حیات محبان قلم مزن تیغ عتاب بر سر اهل وفا مکش تیر هلاک بر دل…

Read More..

ای زلف خم به خم که زدی راه عالمی – فروغی بسطامی

ای زلف خم به خم که زدی راه عالمی دامی به راه خلق فکندی ز هر خمی دلها تمام اگر تو ندزدیده‌ای چرا لرزان و…

Read More..

امشب ز رخش انجمنم خلد برین است – فروغی بسطامی

امشب ز رخش انجمنم خلد برین است حوری که خدا وعده به من داده همین است رفتن به سلامت ز در دوست گمان است مردن…

Read More..

هر گه که آن خسرو زرین کمر از جا برخاست – فروغی بسطامی

هر گه که آن خسرو زرین کمر از جا برخاست آسمان گفت که قرص قمر از جا بر خاست گر بساط می و معشوق نباشد…

Read More..

نرگس بیمار تو گشته پرستار من – فروغی بسطامی

نرگس بیمار تو گشته پرستار من تا چه کند این طبیب با دل بیمار من خفتهٔ بیدار گیر گر چه ندیدی ببین چشم پر از…

Read More..

مسجد مقام عجب است، می‌خانه جای مستی – فروغی بسطامی

مسجد مقام عجب است، می‌خانه جای مستی زین هر دو خانه بگذر گر مرد حق‌پرستی کی با تو می‌توان گفت اسرار نیستی را تا مو…

Read More..

گر نه آن ترک سیه چشم سر یغما داشت – فروغی بسطامی

گر نه آن ترک سیه چشم سر یغما داشت مژه را بهر چه صف در صف جا بر جا داشت تلخ کامی مرا دید و…

Read More..

کفر زلفش رهزن دین است گویی نیست هست – فروغی بسطامی

کفر زلفش رهزن دین است گویی نیست هست کافری سرمایه‌اش این است گویی نیست هست تا چه کرد آن سنبل نورسته در گل‌زار حسن کش…

Read More..

عشق بگسست چنان سلسله تدبیرم – فروغی بسطامی

عشق بگسست چنان سلسله تدبیرم که سر زلف زره ساز تو شد زنجیرم خنده زد لعل تو بر گریهٔ شورانگیزم طعنه زد جزع تو بر…

Read More..

ساقی فرخنده پی تاب کفش ساغر است – فروغی بسطامی

ساقی فرخنده پی تاب کفش ساغر است پیرو چشم خوشش گردش هفت اختر است تشنه لب دوست را بر لب کوثر مخوان مطلب این تشنه…

Read More..

دوشینه خود شنیدم یک نکته از دهانی – فروغی بسطامی

دوشینه خود شنیدم یک نکته از دهانی اما نمی‌توان گفت با هیچ نکته‌دانی اسرار عشقم آخر افتاد بر زبانها از بس که وصف او را…

Read More..

در راه عشق من نگذشتم ز کام خویش – فروغی بسطامی

در راه عشق من نگذشتم ز کام خویش گامی میسرم نشد از اهتمام خویش دوش از نگاه ساقی شیرین‌کلام خویش مست آن چنان شدم که…

Read More..

چینیان گر به کف از جعد تو یک تار آرند – فروغی بسطامی

چینیان گر به کف از جعد تو یک تار آرند آن چه خواهی به سر نافهٔ تاتار آرند زال گردون به کلافی نخرد یوسف را…

Read More..

جانی که خلاص از شب هجران تو کردم – فروغی بسطامی

جانی که خلاص از شب هجران تو کردم در روز وصال تو به قربان تو کردم خون بود شرابی که ز مینای تو خوردم غم…

Read More..