دیدم دیدم که هرچه کردم کردم – فیض کاشانی

دیدم دیدم که هرچه کردم کردم دیدم دیدم که هرچه کشتم چیدم از چهره جان غبار تن چون رفتم دیدم دیدم که پای تا سر…

Read More..

از صحبت خلق سخت دلتنگ شدم – فیض کاشانی

از صحبت خلق سخت دلتنگ شدم وز دمها چون آینه در زنگ شدم بس نام نکوی بی مسمی دیدم از نام نکوی خویش در ننگ…

Read More..

نی اهل دلی که بشنوم زو رازی – فیض کاشانی

نی اهل دلی که بشنوم زو رازی نی هم نفسی که باشدم دمسازی کی باشد و کی که با پر و بال فنا در عالم…

Read More..

با من بودی منت نمیدانستم – فیض کاشانی

با من بودی منت نمیدانستم تا من بودی منت نمیدانستم رفتم چه من ار میان ترا دانستم با من بودی منت نمیدانستم

Read More..

زین دار فنا پای کشیدن خوشتر – فیض کاشانی

زین دار فنا پای کشیدن خوشتر پیوند ز این و آن بریدن خوشتر دل کردن از اندیشهٔ دنیا خالی در عاقبت کار رسیدن خوشتر

Read More..

ای فیض بسی موعظه گفتی گفتی – فیض کاشانی

ای فیض بسی موعظه گفتی گفتی بس گوهر بی‌نظیر سفتی سفتی یک خفته ز گفته تو بیدار نشد احسنت کزین فسانه گفتی خفتی

Read More..

در گوشهٔ انزوا خزیدن خوش تر – فیض کاشانی

در گوشهٔ انزوا خزیدن خوش تر پیوند ز غیر حق بریدن خوشتر ای فیض مکن علاج گوشت ز نهار کافسانه دهر ناشنیدن خوشتر

Read More..

از شرم گناه شاید از خون گریم – فیض کاشانی

از شرم گناه شاید از خون گریم از ابر بهار بر خود افزون گریم اشگی باید که نامه‌ام شسته شود چون عمر وفا نمی‌کند چون…

Read More..

یا رب جان را غذای دانش دادی – فیض کاشانی

یا رب جان را غذای دانش دادی دل را دادی ز فیض دانش شادی توفیق عمل بعلم هم نیز بده آن هم تو معید نعم…

Read More..

با رب تو مرا بخواهش من مگذار – فیض کاشانی

با رب تو مرا بخواهش من مگذار جان را بهوای طاعت تن مگذار جان صاف کش میکده تقدیس است معتاد صفا بدردی من مگذار

Read More..

کی باشد و کی بحال خود پردازم – فیض کاشانی

کی باشد و کی بحال خود پردازم کی باشد و کی جهاز عقبی سازم کی باشد و کی ز خویش بیگانه شوم کی باشد و…

Read More..

ای فیض بسی موعظه گفتی بعبث – فیض کاشانی

ای فیض بسی موعظه گفتی بعبث در گوش نکردی درو سفتی بعبث نوری بدل کسی نمی‌بینم من بس خانهٔ تاریک که رفتی بعبث

Read More..

در راه طلب تمام دردم دردم – فیض کاشانی

در راه طلب تمام دردم دردم در ورزش فهم راز مردم مردم گفتی که چرا نمیکنی در خود سیر از من خبرت نبود کردم کردم

Read More..

ن را در اشگ شست و شو باید کرد – فیض کاشانی

ن را در اشگ شست و شو باید کرد دلرا از غیر رفت و رو باید کرد چون پاک شود و جودش از آلایش آنگه…

Read More..

اینجا پاداش هر چه کردم دیدم – فیض کاشانی

اینجا پاداش هر چه کردم دیدم اینجا محصول هرچه کشتم دیدم موقوف قیامت نیم اینجا همه شد اعمال و جزا بیکدیگر سنجیدم

Read More..

شادی و طرب بغمسرائی میکن – فیض کاشانی

شادی و طرب بغمسرائی میکن تحصیل نوا به بینوائی میکن بنشین چه ترا برگ شود بی برگی بر مسند فقر پادشاهی میکن

Read More..

ای فیض بس است آنچه خواندی بس کن – فیض کاشانی

ای فیض بس است آنچه خواندی بس کن از هیچ فن اندرز نماندی بس کن تا قوت گفتگوی بودت گفتی اکنون که ز گفتگوی ماندی…

Read More..

در بحث بسی بگفتگو پیچیدم – فیض کاشانی

در بحث بسی بگفتگو پیچیدم بس قشر سخن شنیدم و فهمیدم چون مغر رسید و سر بیگانه نداشت خود گفتم و خود شنیدم و خود…

Read More..

نبکست بکس بخویش نیکی کردن – فیض کاشانی

نبکست بکس بخویش نیکی کردن آزار کسست خویشتن آزردن القصه بخویش میکنی آنچه کنی نیکی و بدی بکس نشاید کردن

Read More..

این گلشن دهر عاقبت گلخن شد – فیض کاشانی

این گلشن دهر عاقبت گلخن شد هر دوست که بود جز خدا دشمن شد جز مهر خدای هرچه در دل کشتم حاصل اندوه و دانه…

Read More..

کو همت عالئی که تا پست شوم – فیض کاشانی

کو همت عالئی که تا پست شوم کو نیستی ز خویش تا هست شوم کی می‌گذرد بعاقلی عمر عزیز ای عشق بیار باده تا مست…

Read More..

ای خسته ترا آن سر کو میسازد – فیض کاشانی

ای خسته ترا آن سر کو میسازد زان لب دشنام رو برو میسازد لب میدهدت شفا ز بیماری چشم درد او را دوای او می‌سازد

Read More..

خود را بمحیط خطر انداز و مترس – فیض کاشانی

خود را بمحیط خطر انداز و مترس سر در ره آن نگار در باز و مترس بر سوختگان دست ندارد دوزخ با آتش عشق دوست…

Read More..

یا رب تو مرا بکردهٔ زشت مگیر – فیض کاشانی

یا رب تو مرا بکردهٔ زشت مگیر از معصیتم بگذر و طاعت به پذیر چون مهر تو و نبی و اولاد نبی نزد تو شفاعتم…

Read More..

این جان تو عاقبت ز تن خواهد جست – فیض کاشانی

این جان تو عاقبت ز تن خواهد جست این جان تو عاقبت ز تن خواهد خست این تن بتو عاقبت نخواهد ماندن این جان تو…

Read More..

شادم که غمت همره جان خواهد بود – فیض کاشانی

شادم که غمت همره جان خواهد بود عشقت با دل در آنجهان خواهد بود هجران تو با کالبدم خواهد ماند وصل تو حیات جاودان خواهد…

Read More..

ای حسن تو مجموعهٔ هر زیبائی – فیض کاشانی

ای حسن تو مجموعهٔ هر زیبائی وز هر دو جهان ز عشق تو شیدائی نگذاشته داغ تو دلی را بیدرد سودای تو کرده عالمی سودائی

Read More..

حیران خودم که از کجا می‌آیم – فیض کاشانی

حیران خودم که از کجا می‌آیم از بهر چه آمدم چرا می‌آیم خواهم بکجا رفت چه از مردودی نی دوزخ و نی بهشت را می‌شایم

Read More..

یکچند بگرد خویشتن گردیدم – فیض کاشانی

یکچند بگرد خویشتن گردیدم یکچند ز این و آن خبر پرسیدم آخر بدر خویش بدیدم مقصود دیدم دیدم که آخرین در دیدم

Read More..

ایمان درست عشق کیشان دارند – فیض کاشانی

ایمان درست عشق کیشان دارند هرچند که ظاهری پریشان دارند مفتاح حقایقی که میجوئی فیض زیشان غافل مشو که ایشان دارند

Read More..

سر خاک شد و نقش خیال تو نرفت – فیض کاشانی

سر خاک شد و نقش خیال تو نرفت خون گشت دل و شوق وصال تو نرفت هر چند ز هجران تو زنگار گرفت ز آینهٔ…

Read More..

ای حسن تو جلوه‌گر ز اسما و صفات – فیض کاشانی

ای حسن تو جلوه‌گر ز اسما و صفات روی تو نهان در تتق این جلوات اندیشه کجا بکبریای تو رسد هیهات ازین خیال فاسد هیهات

Read More..

دانی ز چه عشق گلرخان مطلوبست – فیض کاشانی

دانی ز چه عشق گلرخان مطلوبست با بهر چه سار و سوزشان مطلوبست از دوزخ مرهوب و بهشت مرغوب آگاه شدن درین جهان مطلوبست

Read More..

مهرت سرشته حق در آب و گل من – فیض کاشانی

مهرت سرشته حق در آب و گل من جا کرده چه جان بتن در آب و گل من از مهر علی و مهر اولاد علی…

Read More..

ای نسخهٔ اصل خوبی و یکتائی – فیض کاشانی

ای نسخهٔ اصل خوبی و یکتائی سرچشمه‌ آبروی هر زیبائی روشن بود از جمال تو هر دو جهان پنهانی تو ز غایت پیدائی

Read More..

دیدیم جمال لا اله الا الله – فیض کاشانی

دیدیم جمال لا اله الا الله دیدیم جلال لا اله الا الله از دوزخ و از بهشت آزاد شدیم جستیم وصال لا اله الا الله

Read More..

از نور نبی واقف این راه شدیم – فیض کاشانی

از نور نبی واقف این راه شدیم وز مهر علی عارف الله شدیم چون پیروی نبی و‌ آلش کردیم ز اسرار حقایق همه آگاه شدیم

Read More..

تو یار مرا ندیده‌ای معذوری – فیض کاشانی

تو یار مرا ندیده‌ای معذوری زان روی گلی نچیده‌ای معذوری از گلشن عشق یار بوئی نوزید در زهدستان چریدهٔ معذوری

Read More..

ملا بتو بحث و گفتگو ارزانی – فیض کاشانی

ملا بتو بحث و گفتگو ارزانی صوفی بتو وجدهای و هو ارزانی زاهد بتو انگبین و حور ارزانی معشوق بما و ما باو ارزانی

Read More..

ای فیض بیا که عزم می خانه کنیم – فیض کاشانی

ای فیض بیا که عزم می خانه کنیم پیمان شکنیم و می بپیمانه کنیم دل در ره عشوه‌های ساقی فکنیم جان در سر غمزهای جانانه…

Read More..

دیدم دیدم که هر چه دیدم حق بود – فیض کاشانی

دیدم دیدم که هر چه دیدم حق بود دیدم دیدم که دید دیدم حق بود دیدم دیدم که می شنیدم از حق دیدم دیدم که…

Read More..

از لذت عیش اینجهان سرد شدم – فیض کاشانی

از لذت عیش اینجهان سرد شدم در آرزوی اجل همه درد شدم چندی چه زنان برنگ و بو بودم شاد آخر بیقین آخرت مرد شدم

Read More..

تن را بگذار تا شوم من جانت – فیض کاشانی

تن را بگذار تا شوم من جانت جان در باز تا شوم جانانت از پای درآی تا بگیرم دستت با درد بساز تا شوم در…

Read More..

مستم ز ندای لا اله الا هو – فیض کاشانی

مستم ز ندای لا اله الا هو هستم ز برای لا اله الا هو این مستی من ز لا اله الا هو جانم بفدای لا…

Read More..

ای فیض غم زیان هر سودت هست – فیض کاشانی

ای فیض غم زیان هر سودت هست با این همه در امید بهبودت هست هر چیز که پاک سوخت دودی نکند با‌ آنکه تو پاک…

Read More..

دیدم دیدم که معرفت توحید است – فیض کاشانی

دیدم دیدم که معرفت توحید است دیدم دیدم که رهنمایم دید است دیدم دیدم که گمرهی تقلید است دیدم دیدم که دید در تجدید است

Read More..

از غیب رسد، بدل سروشی هر دم – فیض کاشانی

از غیب رسد، بدل سروشی هر دم دلراست بدان سروش گوشی هردم گه نغمهٔ حزن میرسد گاه طرب نیشی است بهر دمی و نوشی هر…

Read More..

تا چند ز آب و نان سخن خواهی گفت – فیض کاشانی

تا چند ز آب و نان سخن خواهی گفت خواهی خوردن بروز و شب خواهی خفت امروز تو را ز تو اگر حق نخرید در…

Read More..

گه در غزلم سخن کشد جانب راز – فیض کاشانی

گه در غزلم سخن کشد جانب راز گاهی بقصیده میشود دور و دراز نازم برباعی سخن کوته کن تا باز شود بحرف لب بندد باز

Read More..

ای فیض بیا دلی بدریا انداز – فیض کاشانی

ای فیض بیا دلی بدریا انداز زین پستی خویش را ببالا انداز یعنی ز کمال هر چه اندوختهٔ از سر بردار و بر ته پا…

Read More..

در عهد صبی کرد جهالت پستت – فیض کاشانی

در عهد صبی کرد جهالت پستت ایام شباب کرد غفلت پستت چون پیر شدی رفت نشاط از دستت کی صید کند مرغ سعادت شصتت

Read More..

از عشق مجاز گویمت چیست غرض – فیض کاشانی

از عشق مجاز گویمت چیست غرض زان چاشنی عشق حقیقیست غرض از جلوهٔ حسن دوست در روی نکو تعلیم طریق عشقبازیست غرض

Read More..

با وصل تو دست در کمر نتوان کرد – فیض کاشانی

با وصل تو دست در کمر نتوان کرد با درد فراق هم بسر نتوان کرد چون چارهٔ کار غیر بی‌تابی نیست جز ناله و آه…

Read More..

مغرور بعلم خود مشو مست مباش – فیض کاشانی

مغرور بعلم خود مشو مست مباش نزد علما نیست شو و هست مباش در حضرت دوستان حق پستی کن نزد دشمن بلند شو پست مباش

Read More..

ای فیض بیا بجانب حق رو کن – فیض کاشانی

ای فیض بیا بجانب حق رو کن این روی و ریای خلق را یکسو کن کاری که بمیزان خدا ناید راست بر هم زن و…

Read More..