تا کی دلت از چرخ حزین خواهد بود؟ – بدرالدین هلالی جغتایی

تا کی دلت از چرخ حزین خواهد بود؟ با محنت و درد هم‌نشین خواهد بود خوش باش که روزگار پیش از من و تو تا…

Read More..

هر کس که می عشق به جامش کردند – بدرالدین هلالی جغتایی

هر کس که می عشق به جامش کردند از دردی درد تلخ‌کامش کردند گویا همه غم‌ةای جهان در یک جا جمع آمده بود، عشق نامش…

Read More..

امروز ز حد می‌گذرد سوز فراق – بدرالدین هلالی جغتایی

امروز ز حد می‌گذرد سوز فراق وین شعلهٔ آهِ آتش‌افروز فراق روز عجبی پیش من آمد! یا رب این روز قیامت‌ست یا روز فراق

Read More..

سبحان‌الله! چه شکل موزون‌ست این؟ – بدرالدین هلالی جغتایی

سبحان‌الله! چه شکل موزون‌ست این؟ از هرچه گمان برند افزون‌ست این نتوان گفت که چیست یا چون‌ست این؟ کز دایرهٔ خیال بیرون‌ست این

Read More..

تا چشم تو عشوه‌ساز خواهد بودن – بدرالدین هلالی جغتایی

تا چشم تو عشوه‌ساز خواهد بودن صد دل‌شده عشق‌باز خواهد بودن تا از طرف تو ناز خواهد بودن از جانب ما نیاز خواهد بودن

Read More..

یاران کهن، که بنده بودم همه را – بدرالدین هلالی جغتایی

یاران کهن، که بنده بودم همه را در بند جفای خود شنودم همه را زنهار! از کس وفا مجویید که من دیدم همه را و…

Read More..

از درد دل خود به فغانم چه کنم؟ – بدرالدین هلالی جغتایی

از درد دل خود به فغانم چه کنم؟ وز زندگی خویش به جانم چه کنم؟ صبرست مرا چاره و دانند همه لیکن من بیچاره ندانم،…

Read More..

روز و شب من به گفتگوی تو گذشت – بدرالدین هلالی جغتایی

روز و شب من به گفتگوی تو گذشت سال و مه من به جستجوی تو گذشت عمرم به طواف گرد کوی تو گذشت القصه، در…

Read More..

بی روی توام هست ملالی که مپرس – بدرالدین هلالی جغتایی

بی روی توام هست ملالی که مپرس وز زندگی خود انفعالی که مپرس هر لحظه چه پرسی که بگو حال تو چیست؟ دور از تو…

Read More..

یار آمد و یار دل‌نواز آمد باز – بدرالدین هلالی جغتایی

یار آمد و یار دل‌نواز آمد باز بهر دل خسته چاره‌ساز آمد باز عمرم همه رفته بود از رفتن او صد شکر که عمر رفته…

Read More..

از بس که مرا دولت بیدار کم‌ست – بدرالدین هلالی جغتایی

از بس که مرا دولت بیدار کم‌ست گفتن نتوان که تا چه مقدار کم‌ست رنجی‌ست فراقت که کمش بسیارست عیشی‌ست وصال تو، که بسیار کم‌ست

Read More..

شد ماه من آن شمع شب‌افروز امشب – بدرالدین هلالی جغتایی

شد ماه من آن شمع شب‌افروز امشب گو چرخ و فلک ز رشک می‌سوز امشب امشب نه شب وصل، شب قدر من‌ست بهتر ز هزار…

Read More..

بگداختم از دست جفا کردن تو – بدرالدین هلالی جغتایی

بگداختم از دست جفا کردن تو این‌ست طریق بنده پروردن تو؟ گر من به گناه عاشقی کشته شوم خون من بی‌گناه در گردن تو

Read More..

نی از تو حیات جاودان می‌خواهم – بدرالدین هلالی جغتایی

نی از تو حیات جاودان می‌خواهم نی عیش و تنعم جهان می‌خواهم نی کام دل و راحت جان می‌خواهم آنی که رضای توست آن می‌خواهم

Read More..

دیدم که یکی دو دسته از سنبل تر – بدرالدین هلالی جغتایی

دیدم که یکی دو دسته از سنبل تر بر بسته و خوش نهاده در پیش نظر گفتم که برو دو زلف یارم بنگر بر بسته…

Read More..

باز آی، که از جان اثری نیست مرا – بدرالدین هلالی جغتایی

باز آی، که از جان اثری نیست مرا مدهوشم و از خود خبری نیست مرا خواهم که به جانب تو پرواز کنم اما چه کنم…

Read More..

من باده به مردم خردمند خوردم – بدرالدین هلالی جغتایی

من باده به مردم خردمند خوردم یا از کف خوبان شکرخند خوردم هرگز نخورم ز باده خوردن سوگند حاشا که به جای باده سوگند خورم

Read More..

دور از تو صبوری نتواند دل من – بدرالدین هلالی جغتایی

دور از تو صبوری نتواند دل من وصل تو حیات خویش داند دل من آهسته رو ای دوست که دل هم‌ره توست زنهار چنان مرو…

Read More..

با هر که نشینی و قدح نوش کنی – بدرالدین هلالی جغتایی

با هر که نشینی و قدح نوش کنی از رشک مرا خراب و مدهوش کنی گفتی که چو می خورم تو را یاد کنم ترسم…

Read More..

نقش تو اگر نه در مقابل بودی – بدرالدین هلالی جغتایی

نقش تو اگر نه در مقابل بودی کارم ز غم فراق مشکل بودی دل با تو دیده از جمالت محروم ای کاش که دیده نیز…

Read More..

دردا که اسیر ننگ و نامیم هنوز – بدرالدین هلالی جغتایی

دردا که اسیر ننگ و نامیم هنوز در گفت و شنید خاص و عامیم هنوز شد عمر تمام و ناتمامیم هنوز صد بار بسوختیم و…

Read More..

آیینهٔ نورست رخ یار امشب – بدرالدین هلالی جغتایی

آیینهٔ نورست رخ یار امشب ای مه، بنشین در پس دیوار امشب ای مهر بپوش روی خود را در ابر ای صبح، دم خویش نگه…

Read More..

مسکینم و کوی عاشقی منزل من – بدرالدین هلالی جغتایی

مسکینم و کوی عاشقی منزل من مسکین من و دیگر دل بی‌حاصل من ای جان حزین تو نیز مسکین کسی مسکین تو مسکین من و…

Read More..

در پنجهٔ غیر پنجه کردن تا کی؟ – بدرالدین هلالی جغتایی

در پنجهٔ غیر پنجه کردن تا کی؟ سیم از پولاد رنجه کردن تا کی؟ گل را به گیاه دسته بستن تا چند؟ جان را به…

Read More..

ای هم‌نفس چند، که یارید به من – بدرالدین هلالی جغتایی

ای هم‌نفس چند، که یارید به من عاشق شده‌ام، مرا گذارید به من چندم گویید کز فلان دل بردار من دانم و دل، شما چه…

Read More..

گر دل برود من نروم از نظرت – بدرالدین هلالی جغتایی

گر دل برود من نروم از نظرت ور جان بدهم، خاک شوم در گذرت چون گرد شوم بر آستانت آیم بنشینم و برنخیزم از خاک…

Read More..

در عالم بی‌وفا کسی خرم نیست – بدرالدین هلالی جغتایی

در عالم بی‌وفا کسی خرم نیست شادی و نشاط در بنی‌آدم نیست آن کس که درین زمانه او را غم نیست یا آدم نیست، یا…

Read More..

ای سیم‌ذقن، این چه دهان و چه لبست؟ – بدرالدین هلالی جغتایی

ای سیم‌ذقن، این چه دهان و چه لبست؟ این خال چه خال و این چه زلف عجبست؟ روی تو در آن دو زلف مشکین چه…

Read More..

کس نیست انیس دل غم‌پرور من – بدرالدین هلالی جغتایی

کس نیست انیس دل غم‌پرور من تا پاک کند اشک ز چشم تر من سویم هم آب چشم می‌آید بس آن نیز روان می‌گذرد از…

Read More..

در عشق نکویان چه فراق و چه وصال؟ – بدرالدین هلالی جغتایی

در عشق نکویان چه فراق و چه وصال؟ بدحالی عاشقان بود در همه حال گر وصل بود مدام سوزست و گداز ور هجر بود تمام…

Read More..

آنی که تمام از نمکت ریخته‌اند – بدرالدین هلالی جغتایی

آنی که تمام از نمکت ریخته‌اند ذرات وجودت ز نمک بیخته‌اند با شیرهٔ جان‌ها نمک آمیخته‌اند تا همچو تو صورتی برانگیخته‌اند

Read More..

غم دارم و غم‌گسار می‌باید و نیست – بدرالدین هلالی جغتایی

غم دارم و غم‌گسار می‌باید و نیست در دست من آن نگار می‌باید و نیست درد سر اغیار نمی‌باید و هست تشریف حضور می‌باید و…

Read More..

چون صورت زیبای تو انگیخته‌اند – بدرالدین هلالی جغتایی

چون صورت زیبای تو انگیخته‌اند صد حسن و ملاحت به هم آمیخته‌اند القصه که شکل عالم‌آرای تو را در قالب آرزوی ما ریخته‌اند

Read More..

امروز مرا غیر پریشانی نیست – بدرالدین هلالی جغتایی

امروز مرا غیر پریشانی نیست در مشکل من امید آسانی نیست غم کشت مرا و کس به دادم نرسید بالله که درین شهر مسلمانی نیست

Read More..

گه در پی آزار دل رنجوری – بدرالدین هلالی جغتایی

گه در پی آزار دل رنجوری گه بر سر بیداد من مهجوری شوخی و به حسن خویشتن معذوری بر عاشق خود هرچه کنی معذوری

Read More..