دوش تا روز فراخ آن صنم تنگ دهان – ازرقی هروی

دوش تا روز فراخ آن صنم تنگ دهان رخ چون لاله همی داشت ز می لاله ستان رخ او لاله ستان بود و سر زلفک…

Read More..

ایا بجود و بآزادگی بدهر مثل – ازرقی هروی

ایا بجود و بآزادگی بدهر مثل جهان بکلک تو و کف تو فکنده امل چگونه رنجه نباشم برنج تو ؟ که مرا ز نعمت تو…

Read More..

یک نیمه عمر خویش ببیهودگی بباد – ازرقی هروی

یک نیمه عمر خویش ببیهودگی بباد دادیم و ساعتی نشدیم از زمانه شاد از گشت آسمانی و تقدیر ایزدی برکس چنین نباشد و برکس چنین…

Read More..

چه جر مست اینکه هر ساعت زروی نیلگون دریا – ازرقی هروی

چه جر مست اینکه هر ساعت زروی نیلگون دریا زمین را سایبان بندد بپیش گنبد خضرا ؟ چو در بالا بود باشد بچشمش آب در…

Read More..

ابر سیمابی اگر سیماب ریزد بر کمر – ازرقی هروی

ابر سیمابی اگر سیماب ریزد بر کمر دود سیماب از کمر ناگاه بنماید اثر ور ز سرما آبدان قارورۀ شامی شدست باز بگدازد همی قاروره…

Read More..

طالع پیروز بختی ، مایۀ نیک اختری – ازرقی هروی

طالع پیروز بختی ، مایۀ نیک اختری آسمان کامگاری ، آفتاب سروری رسم دانی ، ملک سازی ، رزم جویی ، خسروی پیشوای روزگاری ،…

Read More..

باز بر طرف مه از غالیه طغرا دیدم – ازرقی هروی

باز بر طرف مه از غالیه طغرا دیدم زبرصفحۀ جان خط معما دیدم تا بر اطراف سمن گشت محقق خط او بندۀ عارض او روح…

Read More..

دوش در گردن شب عقد ثریا دیدم – ازرقی هروی

دوش در گردن شب عقد ثریا دیدم نو عروسان فلک را بتماشا دیدم رانده بودم همه شب گرد زوایای فلک ماه را در فلک عقد…

Read More..

ای سخن زیر دست خامۀ تو – ازرقی هروی

ای سخن زیر دست خامۀ تو عقد لؤلؤست نظم نامۀ تو خلق در سایۀ خرد باشد خرد اندر حصار سایۀ تو مایۀ صد ادیب بتراشند…

Read More..

مگر که زهره و ما هست نعت آن دلخواه – ازرقی هروی

مگر که زهره و ما هست نعت آن دلخواه که با سعادت زهره است و باطراوت ماه سعادتی که همه در روان گشاید طبع طراوتی…

Read More..

جشن و نوروز دلیلند بشادی بهار – ازرقی هروی

جشن و نوروز دلیلند بشادی بهار لاله رخسارا ، خیز و می خوشبوی بیار طرب افزای بهار آمد و نوروز رسید باز باید شد بر…

Read More..

المنه لله که خورشید خراسان – ازرقی هروی

المنه لله که خورشید خراسان از برج شرف گشت دگر باره درخشان المنه لله که آراست دگر بار دیوان خراسان بسزاوار خراسان المنه الله که…

Read More..

شاه کرده است رای زی پوشنگ – ازرقی هروی

شاه کرده است رای زی پوشنگ هامراهش میست و ساغر و چنگ گه شرابی همی خورد بشتاب گه سماعی همی کند بدرنگ شادی نو کند…

Read More..

بر آن صحیفة سیمین مسای مشک مقیم – ازرقی هروی

بر آن صحیفة سیمین مسای مشک مقیم که رنگ مشک نماید بر آن صحیفة سیم مکن ستیزه اگر چند خوبرویان را ستیزه کردن بیهوده عادتیست…

Read More..

در قناعت و توفیق دین و مذهب راست – ازرقی هروی

در قناعت و توفیق دین و مذهب راست بروزگار تو ، ای فخر کاینات ، کراست؟ برون ز راه تو هر راه کاندر آفاقست غریق…

Read More..

ای دست منت تو بمن بنده در دراز – ازرقی هروی

ای دست منت تو بمن بنده در دراز درگاه تو ز حادثه من بنده را جواز درهای رنج بسته بمن بر سخای تو بر من…

Read More..

مرا درین تن و این دیدۀ چو لاله ستان – ازرقی هروی

مرا درین تن و این دیدۀ چو لاله ستان همی فزاید نور و همی فروزد جان وزین فروزش جان و از آن فزایش نور نداد…

Read More..

پریرخی که ز شرمش نهان شدست پری – ازرقی هروی

پریرخی که ز شرمش نهان شدست پری پری مثال نهان گشت و شد ز مهر بری عیان بدیده گر او را نبینی آن نه عجب…

Read More..

سوسن و سنبل نمود از زلف و عارض یار من – ازرقی هروی

سوسن و سنبل نمود از زلف و عارض یار من سنبلی بس با بلا و سوسنی بس با فتن سوسن از سیم پلید و سنبل…

Read More..

بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار – ازرقی هروی

بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار افسر زرین بر آرد ابر مروارید بار گاه مینا زینت آرد زو نگار بوستان گاه مرجان…

Read More..

در سپهر دولت آمد کامجوی و کامران – ازرقی هروی

در سپهر دولت آمد کامجوی و کامران از شکار خسروی آن آفتاب خسروان آسمان داد و همت ، آفتاب تاج و تخت نور جان میر…

Read More..

ای بزمین بر ، بزرگ سایۀ یزدان – ازرقی هروی

ای بزمین بر ، بزرگ سایۀ یزدان ای ملک عادل ، ای مبارک سلطان آنچه تو کردی ز پادشاهی و مردی پور سیاوش نکرد و…

Read More..

میرود سنجابگون بر چرخ از دریا بخار – ازرقی هروی

میرود سنجابگون بر چرخ از دریا بخار می کند پر حواصل بر سر عالم نثار مرکز خاک آهنین شد پاک و مستولی شدست بر زر…

Read More..

بوقت صبح یکی نامه ای نوشت بهار – ازرقی هروی

بوقت صبح یکی نامه ای نوشت بهار بدست ابر بسوی صبای عنبر بار شگفت و خوب یکی نامه ای ، که هر حرفی ازو شگفتی…

Read More..

ز نور قبۀ زرین آینه تمثال – ازرقی هروی

ز نور قبۀ زرین آینه تمثال زمین تفته فرو پوشد آتشین سر بال فروغ چتر سپهری بیک درخشیدن بسنگ زلزله اندر زند بگاه زوال درر…

Read More..

این بربطیست صنعت او سحر آشکار – ازرقی هروی

این بربطیست صنعت او سحر آشکار و اندر عجب ز صنعت او چشم روزگار چونانکه از چهار طبایع مرکبیم ترکیب کرده اند طبایع درو چهار…

Read More..

در روزگار کامروا باد و شاد خوار – ازرقی هروی

در روزگار کامروا باد و شاد خوار شاه ملوک و صدر سلاطین روزگار سلطان ابوالملوک ملک ارسلان ، که چرخ ایوانش را بدیده نهادست بر…

Read More..

اهل گردون دوش چون دیدند بر گردون هلال – ازرقی هروی

اهل گردون دوش چون دیدند بر گردون هلال خرمی کردند و فرخ داشتند او را بفال با دعا و با تضرع دستها بر داشتند پنج…

Read More..

همایون جشن عید و ماه آذر – ازرقی هروی

همایون جشن عید و ماه آذر خجسته باد بر شاه مظفر امیر انشاه بن قاورد جغری جمال دین و دین را پشت و یاور خداوندی…

Read More..

بمژده خواستی آن نور چشم و راحت جان – ازرقی هروی

بمژده خواستی آن نور چشم و راحت جان بر من آمد پروین نمای و ماه نشان نهفته انجم او در عقیق عنبر بوی شکسته سنبل…

Read More..

ز موج دریا این آبر آسمان آهنگ – ازرقی هروی

ز موج دریا این آبر آسمان آهنگ کشیر رایت پروین نمای بر خرچنگ مشعبد آمد پروین او ، که در دل کوه چو وهم مرد…

Read More..

ایا بفضل و کرم یاد کرده از کارم – ازرقی هروی

ایا بفضل و کرم یاد کرده از کارم زیاد کرد تو بسیار شکرها دارم خصایل تو سزاوار مدحتند همه بجلوه کردن آن من رهی سزاوارم…

Read More..

چون مساعد شد زمان و چون موافق گشت یار – ازرقی هروی

چون مساعد شد زمان و چون موافق گشت یار موسم دی را توان کردن بنزهت چون بهار تا بود در پیش دیده آفتاب سیم بر…

Read More..

ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب – ازرقی هروی

ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب خطت کشیده دایرۀ شب بر آفتاب زلف چو مشک ناب ترا بنده مشک ناب روی چو آفتاب…

Read More..

مهرگان نو در آمد ، بس مبارک مهرگان – ازرقی هروی

مهرگان نو در آمد ، بس مبارک مهرگان فال سعد آورد و روز فرخ و بخت جوان ملحم دینارگون پوشید باغ مشکبوی زان سپس کش…

Read More..

بگداخت آبگینۀ شامی در آبدان – ازرقی هروی

بگداخت آبگینۀ شامی در آبدان وز آب چشم ابر بخندید بوستان با چشم پر سرشک اندر هوا نهاد میغی برنگ قیر ز دریای قیروان گر…

Read More..

رمضان موکب رفتن زره دور آراست – ازرقی هروی

رمضان موکب رفتن زره دور آراست علم عید پدید آمد و غلغل برخاست مرد میخوار نماینده بدستی مه نو دست دیگر سوی ساقی که می…

Read More..

ایا از ملک زادگان فخر عالم – ازرقی هروی

ایا از ملک زادگان فخر عالم نژاد ترا ملک عالم مسلم نه در طالع دشمنان تو یک عز نه اندر دل دوستان تو یک غم…

Read More..

چون چتر روز گوشه فرو زد بکوهسار – ازرقی هروی

چون چتر روز گوشه فرو زد بکوهسار بر زد سر علامت عید از شب آشکار هر کوکبی بتهنیت عید بر فلک در زیور شعاع برآمد…

Read More..

آمد رمضان بخیر مقدم – ازرقی هروی

آمد رمضان بخیر مقدم دیشب بسلام خان اعظم جمشید زمان سکندر وقت مقصود وجود نسل آدم ای امر تو چون نفاذ تقدیر وی حکم تو…

Read More..

عید مبارک آمدو بر بست روزه بار – ازرقی هروی

عید مبارک آمدو بر بست روزه بار زان گونه بست بار که پیرار بست و پار در طبع روزه دار گه آمد که هر زمان…

Read More..

بفرخی و سعادت بخواه جام شراب – ازرقی هروی

بفرخی و سعادت بخواه جام شراب که باز باغ برید از پرند سبز ثیاب ز رنگ میغ و ز برگ شکوفه پنداری زمین حواصل پوشید…

Read More..

ز تاب عنبر با تاب بر سهیل یمن – ازرقی هروی

ز تاب عنبر با تاب بر سهیل یمن هزار حلقه شکست آن نگار عهدشکن چه حلقه ای ؟ که معلق نهاد دام بلا چه عنبری…

Read More..

ای مر ابدان بزرگی را بپیروزی روان – ازرقی هروی

ای مر ابدان بزرگی را بپیروزی روان وی مر الفاظ سخاوت را ببخشیدن ضمان بر تن دولت بقای جاه تو بهتر ز سر در سر…

Read More..

چو آفتاب شد از اوج خود بخانۀ ماه – ازرقی هروی

چو آفتاب شد از اوج خود بخانۀ ماه بخیش خانه رو و برگ بید و باده بخواه شراب لعل بده ، اندکی بدور و بده…

Read More..

اکنون که تر و تازه بخندید نو بهار – ازرقی هروی

اکنون که تر و تازه بخندید نو بهار ما و سماع و بادۀ رنگین و زلف یار آن زر سیم خمره و لعل بلور درج…

Read More..

گویی که ماه و مشتری از جرم آسمان – ازرقی هروی

گویی که ماه و مشتری از جرم آسمان تحویل کرده اند بباغ خدایگان وز ماه و مشتری شده آن خاک پرنگار نوری عجیب صورت و…

Read More..

بهار تازه ز سر تازه کرد لاله ستان – ازرقی هروی

بهار تازه ز سر تازه کرد لاله ستان برنگ لاله می از یار لاله روی ستان جهان جوان شد و ما همچنو جوانانیم می جوان…

Read More..

رخسار و قد و زلف و بناگوش یار من – ازرقی هروی

رخسار و قد و زلف و بناگوش یار من ما هست بر صنوبر و مشکست بر سمن با ماه و با صنوبر او نور و…

Read More..

ای مبارک تر از ستارۀ روز – ازرقی هروی

ای مبارک تر از ستارۀ روز صدمۀ آفتاب صدر افروز عقل تو علم بین و علم گشای طبع تو جود و رز و جود آموز…

Read More..

چو کوس عید ز درگه بکوفتند پگاه – ازرقی هروی

چو کوس عید ز درگه بکوفتند پگاه پگاه رفت بعید آن نگار زی درگاه بشاخ سوسن آزاد برفگنده قبا ببرگ سنبل خوشبوی بر نهاده کلاه…

Read More..

آسمان گون قرطه پوشید،آن چو ماه آسمان – ازرقی هروی

آسمان گون قرطه پوشید،آن چو ماه آسمان مهر چهر آمد بنزد بنده روز مهرگان خواب چشم نر گسینش در سحر سحر آزمای تاب زلف عنبرینش…

Read More..

عید شاداب درختیست که تا سال دگر – ازرقی هروی

عید شاداب درختیست که تا سال دگر از گل و میوۀ او بوی همی یابی و بر بوی آن گل بترازد چو خرد کار دماغ…

Read More..

بفال همایون و فرخنده اختر – ازرقی هروی

بفال همایون و فرخنده اختر ببخت موفی و سعد موفر بوقتی که هست اندر و فال خوبی بروزی که هست اندرو سعد و اکبر ببزم…

Read More..

ز روی و قد تو بی شک صنوبر آید و ماه – ازرقی هروی

ز روی و قد تو بی شک صنوبر آید و ماه ز روشنی و بلندی که هستی ، ای دلخواه اگر صنوبر و ماهی شگفت…

Read More..

ای شکسته تیره شب بر روی ، روشن مشتری – ازرقی هروی

ای شکسته تیره شب بر روی ، روشن مشتری تیره شب بر روی روشن مشتری در ششتری از شکر بر نقره داری دانۀ یاقوت سرخ…

Read More..

خوش و نکو ز پی هم رسید عید و بهار – ازرقی هروی

خوش و نکو ز پی هم رسید عید و بهار بسی نکوتر و خوشتر ز پار و از پیرار یکی ز جشن عجم جشن خسرو…

Read More..

از هری گر سوی اوغان شوی،ای باد شمال – ازرقی هروی

از هری گر سوی اوغان شوی،ای باد شمال باز گویی زهری پیش ملک صورت حال گویی آن شهر،کجا بود دل بخت بدو شادمان همچو دل…

Read More..

عروس ماه نوروزی چه کرد آن دانۀ گوهر؟ – ازرقی هروی

عروس ماه نوروزی چه کرد آن دانۀ گوهر؟ که نورش ماه تابان بود و سعدش زهرۀ ازهر هزاران صورت رنگین نگاریده برو مانی هزاران پیکر…

Read More..

بفال سعد و خجسته زمان و نیک اختر – ازرقی هروی

بفال سعد و خجسته زمان و نیک اختر نشسته بودم یک شب بباغ وقت سحر ز باختر شده پیدا سر طلایۀ روز کشیده لشکر شب…

Read More..