منت تو گردن من بنده را – ازرقی هروی

منت تو گردن من بنده را سخت بیکبار گران بار کرد بنده مدیح تو بمقدار گفت جود تو احسان نه بمقدار کرد قیمت شعر از…

Read More..

قطعۀ مدح مرا چون دل و چون دیدۀ خویش – ازرقی هروی

قطعۀ مدح مرا چون دل و چون دیدۀ خویش از پی فخر بدارند بزرگان عجم پس من آری بتن خویش فرستم بر تو مدح گویم…

Read More..

گوشه ای از جهان گرفتستی – ازرقی هروی

گوشه ای از جهان گرفتستی تا ترا از جهان فراغ بود خدمت تو بعقل شاید کرد آلت عاقلی دماغ بود

Read More..

مهترا ، هر چند شعرم زان هر شاعر بهست – ازرقی هروی

مهترا ، هر چند شعرم زان هر شاعر بهست تا توانستم نکردم من ز شعری اکتساب قصد آن دارم که دامن در چنم زین روز…

Read More..

گر شاه جهان قصۀ من بنده بخواند – ازرقی هروی

گر شاه جهان قصۀ من بنده بخواند زین قصه همی حالت من بنده بداند داند که میان دو سفر بندۀ درویش بی یاوری شاه چه…

Read More..

گر چه ما از جزغ نیاساییم – ازرقی هروی

گر چه ما از جزغ نیاساییم جان پاکت ز غم بیاسوده است مثلست این که آفتاب بگل کس نیندود و سخت بیهوده است زیر هر…

Read More..

خدایگانا ، مهمان بنده بودستند – ازرقی هروی

خدایگانا ، مهمان بنده بودستند تنی دو ، دوش ، بنقل و نبید ورود و کباب بطبع خرم و خندان شراب نوشیدند که بر خماهن…

Read More..

اگر چه نرگسدانها ز سیم وزر سازند – ازرقی هروی

اگر چه نرگسدانها ز سیم وزر سازند برای نرگس هم خاک نرگسستان به بغربت اندر اگر سیم و زر فراوانست هنوز هم وطن خویش و…

Read More..

اختلاف مزاج تو خوش خوش – ازرقی هروی

اختلاف مزاج تو خوش خوش ارغوان تو زعفران کردند چون ز زردی بسان زر گشتی زیر خاکت چو زر نهان کردند

Read More..