المنهٔ لله که خورشید خراسان – امیرمعزی نیشابوری

المنهٔ لله که خورشید خراسان از برج شرف گشت دگرباره درخشان المنهٔ لِلِّه که گلزار به نوروز بشکفت اگر مُرد ز سرمای زمستان المنهٔ لِلّه…

Read More..

ای تاج دین و دنیا ای فخر روزگار – امیرمعزی نیشابوری

ای تاج دین و دنیا ای فخر روزگار بر تو خجسته باد چنین عید صدهزار ای از وَرَعْ چو مادر عیسی بلند قدر وی از…

Read More..

ای ساقی نو آیین پیش آر جام زرین – امیرمعزی نیشابوری

ای ساقی نو آیین پیش آر جام زرین می ده به دست سلطان بر یاد فتح غزنین گر چیره شد سلیمان یک چند بر شیاطین…

Read More..

این شوخ سواران‌ که دل خلق ستانند – امیرمعزی نیشابوری

این شوخ سواران‌ که دل خلق ستانند گویی ز که زادند و بخوبی به که مانند ترکند به اصل اندرو شک نیست ولیکن از خوبی…

Read More..

بی‌روح پیکری است‌ گه جنگ جان شکار – امیرمعزی نیشابوری

بی‌روح پیکری است‌ گه جنگ جان شکار بی‌دود آتشی است گه رزم پرشرار گر پرشرار آتش بی‌دود نادرست نادرترست پیکر بی‌روح جان شکار پیکر بود…

Read More..

ترک من دارد شکفته گُلستان بر مشتری – امیرمعزی نیشابوری

ترک من دارد شکفته گُلستان بر مشتری مشتری بر سرو و سرو اندر قبای شُشتری بر سمن یک حلقهٔ انگشتری دارد ز لعل وز شبه…

Read More..

چو تو ندید و نبیند زمانه سلطانی – امیرمعزی نیشابوری

چو تو ندید و نبیند زمانه سلطانی چو تو نَبُود و نباشد به هیچ دورانی فلک نیارد دیگر چو تو خداوندی جهان نبیند دیگر چو…

Read More..

در معزالدین ملکشاه آفتاب دین و داد – امیرمعزی نیشابوری

در معزالدین ملکشاه آفتاب دین و داد روز عید روزه‌داران فرخ و فرخنده باد خسرو پیروزبخت و داور یزدان‌پرست شاه خاقان گوهر و سلطان سلجوقی…

Read More..

زهی خجسته و فرخنده باد فروردین – امیرمعزی نیشابوری

زهی خجسته و فرخنده باد فروردین به فرخی و خوشی آمدی زخلد برین همه جهان ز تو پرحور عین شد ای عجبی بیامدند مگر بر…

Read More..

طال اللّیالی بَعدَکُم و اَبیَضَّ عَینی مِن بُکا – امیرمعزی نیشابوری

طال اللّیالی بَعدَکُم و اَبیَضَّ عَینی مِن بُکا یا حَبّذا اَیّا مَنا فی وَصلکم یا حَبّذا آه از غم آن خوش پسر کز هجرا و…

Read More..

گوهر سلجوق کز نور بخارا در رسید – امیرمعزی نیشابوری

گوهر سلجوق کز نور بخارا در رسید هم به مشرق هم به مغرب نور از آن‌گوهر رسید ابتدا از طغرل و جغری در آمد کار…

Read More..

نوروز بساط نو گسترد به گلزاران – امیرمعزی نیشابوری

نوروز بساط نو گسترد به گلزاران وز باغ بساط دی بربود چو عیاران بشکفت بهار نو شرط است شکار نو ما و می و یار…

Read More..

آدینه و صبح و عید قربان – امیرمعزی نیشابوری

آدینه و صبح و عید قربان فرخنده گشاد هر سه یزدان بر ناصر دین و تاج ملت شاه عجم و پناه ایران سنجر که نهیب…

Read More..

ربود از دلم آن زلف بی‌قرار، قرار – امیرمعزی نیشابوری

ربود از دلم آن زلف بی‌قرار، قرار نهاد بر سرم آن چشم پرخمار خمار سرم‌ گرفته خمارست همچو چشم بتم دلم چو زلف بتم تا…

Read More..

از زین‌ دین عراق و خراسان مزین است – امیرمعزی نیشابوری

از زین‌ دین عراق و خراسان مزین است این را دلیل ظاهر و حجت مبرهن است حاجت نیایدش به‌ دلیلی و حاجتی کاقبال او شناخته…

Read More..

آمدگه وداع چو تاریک شد هوا – امیرمعزی نیشابوری

آمدگه وداع چو تاریک شد هوا آن مه‌ که هست جان و دلم را بدو هوا گرمی‌ گرفته از جگر گرم او زمین سردی‌ گرفته…

Read More..

ای جهانداری که از تو تازه باشد جاودان – امیرمعزی نیشابوری

ای جهانداری که از تو تازه باشد جاودان گوهر طغرل‌بک و جغری‌بک و الب‌ارسلان تا جلال دولتی دولت بماند پایدار تا جمال ملتی ملت بماند…

Read More..

ای قاعدهٔ ملک به فرمان تو محکم – امیرمعزی نیشابوری

ای قاعدهٔ ملک به فرمان تو محکم ای فایدهٔ خلق در احسان تو مدغم پیدا شده در کُنیت و نام و لقب تو فتح و…

Read More..

بتی کاو نسبت از نوشاد دارد – امیرمعزی نیشابوری

بتی کاو نسبت از نوشاد دارد دلم هر ساعت از نو، شاد دارد به روی خویش کوی و برزن من چو لعبت‌ خانهٔ نوشاد دارد…

Read More..

تا جهان باشد خداوندش ملک سلطان بود – امیرمعزی نیشابوری

تا جهان باشد خداوندش ملک سلطان بود وز ملک‌ سلطان جهان چون روضهٔ رضوان بود تاکه از یزدان بود پیروزی هر دولتی هم دلیلش دولت…

Read More..

جاودان‌گیتی به‌ حکم شاه‌گیتی دار باد – امیرمعزی نیشابوری

جاودان‌گیتی به‌ حکم شاه‌گیتی دار باد جایگاه بدسگال شاه گیتی دار باد جود و عدلش هر د‌و نعمت ساز و محنت سوز باد دست و…

Read More..

چون شمردم در سفر یک نیمه از ماه صفر – امیرمعزی نیشابوری

چون شمردم در سفر یک نیمه از ماه صفر ساختم ساز رحیل و توشهٔ راه سفر هرکجا دولت نهد راه سفر در پیش من کی…

Read More..

دیدم به ره آن نگار خندان را – امیرمعزی نیشابوری

دیدم به ره آن نگار خندان را آن ماه رخ ستاره دندان را بر ماه دو هفته تافته عمدا مشکین دو رسن چه زنخدان را…

Read More..

سوال کردم از اقبال دوش وقت سحر – امیرمعزی نیشابوری

سوال کردم از اقبال دوش وقت سحر چهار چیز که نیکوترست یک ز دگر نخست گفتم کان بی‌کرانه دریا چیست که آب او همه جودست…

Read More..

فرخنده باد و میمون این مجلس منور – امیرمعزی نیشابوری

فرخنده باد و میمون این مجلس منور بر شهریار گیتی شاهنشه مظفر شاهی کجا رسیدست از همت بلندش تختش به هفت گردون عدلش به هفت…

Read More..

ماه را ماند که اندر صدرهٔ دیبا بود – امیرمعزی نیشابوری

ماه را ماند که اندر صدرهٔ دیبا بود ماه کاندر صُدرهٔ دیبا بود زیبا بود عاشقان را دل به‌دام عنبرین کردست صید صید دل باید…

Read More..

هرگز که شنیدست چنین بزم ‌و چنین سور – امیرمعزی نیشابوری

هرگز که شنیدست چنین بزم ‌و چنین سور باریده برو رحمت و افشانده برو نور بزمی‌است کزین بزم همی فخر کند ماه سوری است کزین…

Read More..

بتی که او نسب از لعبتان چین دارد – امیرمعزی نیشابوری

بتی که او نسب از لعبتان چین دارد به روز پاک بر از شب هزار چین دارد شب سیاه نباشد قرین روز سفید بس او…

Read More..

فرخنده باد عید شهنشاه دادگر – امیرمعزی نیشابوری

فرخنده باد عید شهنشاه دادگر سلطان شرق و غرب و شهنشاه بحر و بر صاحبقران عالم و دارندهٔ زمین آموزگار دولت و فرماندهٔ بشر شاهی‌…

Read More..

آفرین بر خسروی‌ کاو را چنین باشد وزیر – امیرمعزی نیشابوری

آفرین بر خسروی‌ کاو را چنین باشد وزیر وآفرین بر دولتی کاو را چنین باشد مجیر زین مبارکتر نبوده است و نباشد در جهان هیچ…

Read More..

آن‌روی نه روی‌است گل سرخ به‌بارست – امیرمعزی نیشابوری

آن‌روی نه روی‌است گل سرخ به‌بارست وان زلف نه زلف است شب غالیه بارست آن جعد نه جعدست همه حلقه و بندست وان چشم نه…

Read More..

ای رفته مدتی به سعادت سوی سفر – امیرمعزی نیشابوری

ای رفته مدتی به سعادت سوی سفر باز آمده به نصرت و فیروزی و ظفر در صد سفر ملوک گذشته ندیده‌اند آن فتح و آن…

Read More..

ایا سرو قد ترک سیمین قفا – امیرمعزی نیشابوری

ایا سرو قد ترک سیمین قفا ندیدم به هجران تو جز جفا ببستی دلم را به بند دو زلف نخواهی نمودن مرا زان رها چگونه…

Read More..

بنگر این پیروزه‌گون دریای ناپیدا کنار – امیرمعزی نیشابوری

بنگر این پیروزه‌گون دریای ناپیدا کنار بر سر آورده ز قعر خویش درّ شاهوار کشتی ای زرین در او گاهی بلند و گاه پست زورقی…

Read More..

تا که اسلام و شریعت به جهان آیین است – امیرمعزی نیشابوری

تا که اسلام و شریعت به جهان آیین است رکن اسلام‌ خداوند معزّالدین است داور عدل ملکشاه‌، شه روی زمین که ز عدلش همه آفاق…

Read More..

چنانکه ناصر دین هست پادشاه زمین – امیرمعزی نیشابوری

چنانکه ناصر دین هست پادشاه زمین نظام دین هدی هست کدخدای گزین بلند باشد و محکم بنای دولت و ملک چو پادشاه چنین باشد و…

Read More..

چیست آن دریا که هست از بخشش او در جهان – امیرمعزی نیشابوری

چیست آن دریا که هست از بخشش او در جهان نیل و سیحون و فرات و دجله و جیحون روان کشتی امید خلق آسوده اندر…

Read More..

ز بهر تهنیت عید پیش من شبگیر – امیرمعزی نیشابوری

ز بهر تهنیت عید پیش من شبگیر معطر آمد و آراسته بت‌ کشمیر نشاط کرده و از بهر عید برده به کار چو بوی خویش…

Read More..

صبوح مرا خوش کن ای خوش پسر – امیرمعزی نیشابوری

صبوح مرا خوش کن ای خوش پسر به میخوارگان ده قدح تا به سر که چون سر برآرد ز کوه آفتاب قدح تا به سر…

Read More..

کی توان‌ گفتن که شد ملک شهنشه بی‌نظام – امیرمعزی نیشابوری

کی توان‌ گفتن که شد ملک شهنشه بی‌نظام کی توان ‌گفتن که شد دین پیمبر بی‌قوام کی توان‌ گفتن که شد صدر زمان زیر زمین…

Read More..

منت خدای را که برون آمد از غمام – امیرمعزی نیشابوری

منت خدای را که برون آمد از غمام بدری که هست پیشرو دودهٔ نظام صدری که هست خادم پایش سر کفات میری‌ که هست عاشق…

Read More..

همی فرازد دولت همی فزاید دین – امیرمعزی نیشابوری

همی فرازد دولت همی فزاید دین قوام دین هدی و نظام ملک زمین سزد که ملک زمین ‌گسترد نظام‌الملک سزد که دین هدی پرورد قوام‌الدین…

Read More..

خدایگان زمان است و شهریار زمین – امیرمعزی نیشابوری

خدایگان زمان است و شهریار زمین سپاهدار جهان است و پهلوان ‌گزین چو پادشاه چنین باشد و سپهسالار سزای هر دو بباید یکی وزیر چنین…

Read More..

آمد آن فصلی کز او خرم شود روی زمین – امیرمعزی نیشابوری

آمد آن فصلی کز او خرم شود روی زمین بوستان از فر او گردد چو فردوس برین نافه‌های مشک بشکافد چو عطاران هوا رزمه‌های حله…

Read More..

ای پرنگار گشته ز تو ‌دور روزگار – امیرمعزی نیشابوری

ای پرنگار گشته ز تو ‌دور روزگار وز دور آسمان تن تو گشته پر نگار گر نیستی صدف ز چه معنی بود همی جای تو…

Read More..

ای شاد ز تو خلق و تو از دولت خود شاد – امیرمعزی نیشابوری

ای شاد ز تو خلق و تو از دولت خود شاد دنیا به تو آراسته و دین به تو آباد ایزد همه آفاق تورا داد…

Read More..

این روزگار فرخ وین موسم همایون – امیرمعزی نیشابوری

این روزگار فرخ وین موسم همایون بر تاج دین و دنیا فرخده‌باد و میمون خاتون باک‌سیرت کاندر سرای دولت هرگز بزرگتر زو ننشست هیچ خاتون…

Read More..

پیر شد طبع جهان از گردش‌ گردون پیر – امیرمعزی نیشابوری

پیر شد طبع جهان از گردش‌ گردون پیر تیر زد بر خیل‌ گرما لشکر سرمای تیر تا هوا سنجاب پوشید و حواصل‌ کوهسار گلبن از…

Read More..

تاگه عز بندگآن در دین و در ایمان بود – امیرمعزی نیشابوری

تاگه عز بندگآن در دین و در ایمان بود عز و دین اندر بقای دولت سلطان بود طاعت و پیمان او را بخت در بیعت…

Read More..

چون بهشت است این همایون بزم سلطان جهان – امیرمعزی نیشابوری

چون بهشت است این همایون بزم سلطان جهان حَبّذا بزمی همایون چون بهشتِ جاودان ساکنانش حورِ سیمین عارضِ زرین‌ کمر خازنانش ماه آتش ناوَکِ آهن…

Read More..

در زلف تو گویی‌که فکند ای صنم چین – امیرمعزی نیشابوری

در زلف تو گویی‌که فکند ای صنم چین چندان زره و حلقه و چندان شکن و چین آن سنبل مشکینت ‌که پوشید به سنبل وان…

Read More..

سال چون نو گشت فرزند نو آمد شاه را – امیرمعزی نیشابوری

سال چون نو گشت فرزند نو آمد شاه را شاه نیکو روی نیکوعهد نیکوخواه را خواست یزدان تا ز نسل شاه بنماید به ‌خلق چون…

Read More..

عاشق بدری شدم کز عشق او گشتم هلال – امیرمعزی نیشابوری

عاشق بدری شدم کز عشق او گشتم هلال فتنهٔ سروی شدم‌ کز هجر او گشتم خلال کیست چون من در جهان ‌کز عشق بدر و…

Read More..

گوهری گویا کزو شد دیده پرگوهر مرا – امیرمعزی نیشابوری

گوهری گویا کزو شد دیده پرگوهر مرا کرد مشکین چنبر او پشت چون چنبر مرا عشق او سیمین و زرّین ‌کرد روی و موی من…

Read More..

هر آن عاقل‌که او بندد دل اندر طاعت یزدان – امیرمعزی نیشابوری

هر آن عاقل‌که او بندد دل اندر طاعت یزدان نشایدکاو نپیوندد دل اندر خدمت سلطان سلامت باد آنکس ‌کاو بهم پیوندد و بندد تن اندر…

Read More..

از آن دندان چون پروین مرا شد دیده پر پروین – امیرمعزی نیشابوری

از آن دندان چون پروین مرا شد دیده پر پروین وزان رخسار چون نسرین مرا شد دیده چون نسرین روا باشدکه نسرین خیزد از نسرین…

Read More..

رسد هر ساعت از دولت نشانی – امیرمعزی نیشابوری

رسد هر ساعت از دولت نشانی پیام آید زگردون هر زمانی که چون سلطان معزالدین ملکشاه نباشد در جهان صاحب قِرانی امیری شهرگیری شهر بندی…

Read More..

از رایت منصور تو ای خسرو منصور – امیرمعزی نیشابوری

از رایت منصور تو ای خسرو منصور بر چرخ همی فخر کند شهر نشابور شاپور بنا کرد نشابور و تو را هست صد میر جهانگیر…

Read More..

آن شمع چه شمع است که برنامه و دفتر – امیرمعزی نیشابوری

آن شمع چه شمع است که برنامه و دفتر دودش همه مشک است و فروغش همه‌ گوهر وان ابر چه ابرست که بر سوسن و…

Read More..

ای جهانداری که هستی پادشاهی را سزا – امیرمعزی نیشابوری

ای جهانداری که هستی پادشاهی را سزا در جهانداری نباشد چون تو هرگز پادشا از بشارتهای دولت وز اشارتهای بخت شاه پیروز اختری و خسرو…

Read More..