دی نگاری دیدم اندر راه چون بدر منیر – امیرمعزی نیشابوری

دی نگاری دیدم اندر راه چون بدر منیر کز برون‌ گل بود و مشک و از درون می بود و شیر رخ چو آب اندر…

Read More..

آن شب که مرا بودی وصل تو به‌ کف بر – امیرمعزی نیشابوری

آن شب که مرا بودی وصل تو به‌ کف بر با دوست نشستم به سرکوی لَطَف بر ابروش کمان بود و هدف ساختم از دل…

Read More..

ای کژدم زلف تو زده بر دل من نیش – امیرمعزی نیشابوری

ای کژدم زلف تو زده بر دل من نیش وز ضربت آن نیش دل نازک من ریش آنجا که بود انجمن لشکر خوبان نام تو…

Read More..

کرانه گیرم تا خود ز عشق باز کنم – امیرمعزی نیشابوری

کرانه گیرم تا خود ز عشق باز کنم در خصومت بر خویشتن فراز کنم زعشق دوست بدین عشق و دوستی که منم نه ممکن است‌…

Read More..

تا دلم بستدی ای ماه و ندادی دادم – امیرمعزی نیشابوری

تا دلم بستدی ای ماه و ندادی دادم کشتهٔ عشق شدم راز نهان بگشادم سرد بردی دلم از عاشقی و جستن عشق لاجرم زود شدم…

Read More..

مشکن صنما عهد که من توبه شکستم – امیرمعزی نیشابوری

مشکن صنما عهد که من توبه شکستم وز بهر تو درکنج خرابات نشستم اندر صف خورشید پرستان شدم اینک زیراکه میان سخت به زنّار ببستم…

Read More..

دوست دارم که برآشوبی و بیداد کنی – امیرمعزی نیشابوری

دوست دارم که برآشوبی و بیداد کنی شادیی ‌کن ‌که مرا با غم و فریاد کنی زاتش عشق چو پولاد بتابی دل من پس دل…

Read More..

آن زلف نگر بر آن بر و دوش – امیرمعزی نیشابوری

آن زلف نگر بر آن بر و دوش وان خط سیه بر آن بناگوش هر دو شده پیش ماه و خورشید مانندهٔ حاجبان سیه‌پوش بی‌گرمی…

Read More..

بار دیگر باز گرم افتادم اندر کار او – امیرمعزی نیشابوری

بار دیگر باز گرم افتادم اندر کار او باز نشکیبم همی یکساعت از دیدار او گر مرا بینی عجب مانی فرو درکار من تا دگر…

Read More..

گر تو پنداری که رازم بی‌تو پیدا نیست هست – امیرمعزی نیشابوری

گر تو پنداری که رازم بی‌تو پیدا نیست هست یا دلم مشتاق آن رخسار زیبا نیست هست یا ز عشق لولو و یاقوت شَکَّر بار…

Read More..

جانا جفا نکردم هرگز به جای تو – امیرمعزی نیشابوری

جانا جفا نکردم هرگز به جای تو کارم به جان رسید زجور و جفای تو هرچند جز جفا نکنی تو به جای من حقا که…

Read More..

ای روی تو رخشنده‌تر از قبلهٔ زردشت – امیرمعزی نیشابوری

ای روی تو رخشنده‌تر از قبلهٔ زردشت بی‌روی تو چون زلف تو گوژست مرا پشت ‌عشق تو مرا کشت و هوای تو مرا سوخت جور…

Read More..

ز عشق لاف تو ای پیر فوطه پوش خطاست – امیرمعزی نیشابوری

ز عشق لاف تو ای پیر فوطه پوش خطاست که عشق و فوطه و پیری بهم نیاید راست تو را که هست دو عارض سپید…

Read More..

آن روی به نیکویی خورشید جهانستی – امیرمعزی نیشابوری

آن روی به نیکویی خورشید جهانستی وان یار به‌ زیبایی چون حور جنانستی خونخواره دو چشم او چون در نگرد شاید گویی‌ که دو جادو…

Read More..

بامدادان راست‌ گو تا رخ‌ کرا آراستی – امیرمعزی نیشابوری

بامدادان راست‌ گو تا رخ‌ کرا آراستی وز خمار و خواب دوشینه کجا برخاستی گر نه آشوب مرا برخاستی از خواب خوش زلف جان آشوب…

Read More..

کافر بچه‌ای سنگدل آوردهٔ غازی – امیرمعزی نیشابوری

کافر بچه‌ای سنگدل آوردهٔ غازی دلهای مسلمانان بربوده به‌ بازی شد در صفت حیلت بازی دل او سخت تا سست کند قاعدهٔ ملت تازی هر…

Read More..

جانا کجا شدی‌ که ز بهر تو غم خوریم – امیرمعزی نیشابوری

جانا کجا شدی‌ که ز بهر تو غم خوریم هر ساعت از غمان تو آشفته دل‌تریم لیلی دیگری تو به خوبی و دلبری ما در…

Read More..

ای داده روی خوب تو خورشید را نظام – امیرمعزی نیشابوری

ای داده روی خوب تو خورشید را نظام ای‌گشته عالمی به سر زلف تو غلام بر ماه لاله داری و بر لاله سلسله هرگز که…

Read More..

رفت یار و غمی ز یار بماند – امیرمعزی نیشابوری

رفت یار و غمی ز یار بماند جان زغم زار و تن نزار بماند دل و یار و نشاط هر سه شدند عشق و هجران…

Read More..

اگر یگانه شوی با تو دل یگانه‌کنم – امیرمعزی نیشابوری

اگر یگانه شوی با تو دل یگانه‌کنم زعشق و مهر دگر دلبران‌کرانه کنم وگر جفا کنی و بگذری ز راه وفا دو دیده تیر جفای…

Read More..

بر من این رنج و غم آخر به سر آید روزی – امیرمعزی نیشابوری

بر من این رنج و غم آخر به سر آید روزی لب من‌ بر لب آن خوش پسر آید روزی گر چه دورم زبر یار…

Read More..

گر یار نگارینم در من نگرانستی – امیرمعزی نیشابوری

گر یار نگارینم در من نگرانستی بار غم و رنج او بر من نه‌ گرانستی ور غمزهٔ غمارش رازش نگشادستی از خلق جهان رازم همواره…

Read More..

جز تو مرا یار و غمگسار نشاید – امیرمعزی نیشابوری

جز تو مرا یار و غمگسار نشاید بی تو مرا جاودان بهشت نباید صبر من از دل همی بکاهد هر روز عشق توام هر زمان…

Read More..

ای خوبتر ز یوسف ز این خوبتر مشو – امیرمعزی نیشابوری

ای خوبتر ز یوسف ز این خوبتر مشو از چشم بد بترس و زخانه به در مشو یارت منم ز عالم و جایت دل من…

Read More..

سر بر خط عشق تو نهادیم دگربار – امیرمعزی نیشابوری

سر بر خط عشق تو نهادیم دگربار در دام بلای تو فتادیم دگربار تا در شکن زلف تو بستیم دل خویش خون جگر از دیده…

Read More..

امروز بت من سر پیکار ندارد – امیرمعزی نیشابوری

امروز بت من سر پیکار ندارد جز دوستی و عذر و لَطَف‌ کار ندارد بشکفت رخم چون‌ گل بی‌خار ز شادی زیرا که ‌گل صحبت…

Read More..

بربود روزگار تو را از کنار من – امیرمعزی نیشابوری

بربود روزگار تو را از کنار من وز تن ببرد داغ فراقت قرار من جفت دگر کسی و غمان تو جفت من یار دگر کسی…

Read More..

ماهرویا ز غم عشق نگه دار مرا – امیرمعزی نیشابوری

ماهرویا ز غم عشق نگه دار مرا مگذر از بیعت دیرینه و مگذار مرا به محالی و خطائی ‌که تو را هست خیال خط مکش…

Read More..

خبرت هست که در آرزوی روی توام – امیرمعزی نیشابوری

خبرت هست که در آرزوی روی توام وز غم و فرقت تو تافته چون موی توام خسته هجر تو و سوخته عشق توام عاشق موی…

Read More..

ای ترک زبهر تو دلی دارم و جانی – امیرمعزی نیشابوری

ای ترک زبهر تو دلی دارم و جانی ور هر دو بخواهی به‌ تو بخشم به زمانی با چون تو بتی زشت بود گر چو…

Read More..

سرو روان چو کوه به کردار ماه کرد – امیرمعزی نیشابوری

سرو روان چو کوه به کردار ماه کرد خط آمد وکنارهٔ ماهش سیاه کرد آن خط مشک بوی که بر عارضش دمید بر گل سپاه…

Read More..

امروز بتم تیغ جفا آخته دارد – امیرمعزی نیشابوری

امروز بتم تیغ جفا آخته دارد خون دلم از دیده برون تاخته دارد او را دلم آرامگه است و عجب این است کارامگه خویش برانداخته…

Read More..

بنده بودن تورا سزا باشد – امیرمعزی نیشابوری

بنده بودن تورا سزا باشد چون تو اندر جهان کجا باشد گرکنم بندگیت هست صواب جز تو را بندگی خطا باشد تا تو در شهر…

Read More..

کی نهم روی دگرباره بر آن روی چو ماه – امیرمعزی نیشابوری

کی نهم روی دگرباره بر آن روی چو ماه کی زنم دست دگرباره در آن زلف سیاه بروم روی بر آن روی نهم کامد وقت…

Read More..

حلقه‌های زلف جانان تا سراندر سرزده است – امیرمعزی نیشابوری

حلقه‌های زلف جانان تا سراندر سرزده است دل ز من بگریخته است و زیر زلف او شده است گر شب تاریک خواب آرد همی در…

Read More..

ای پسر ما دل ز تو برداشتیم – امیرمعزی نیشابوری

ای پسر ما دل ز تو برداشتیم بار عشق تو به تو بگذاشتیم تا تو ما را دوست از دل داشتی ما تو را چون…

Read More..

شب نماید در صفت زلفین آن بت روی را – امیرمعزی نیشابوری

شب نماید در صفت زلفین آن بت روی را مه نماید در صفت رخسار آن دلجوی را شب ‌کجا جوشن بود کافور دیبا رنگ را…

Read More..

از غم عشقت نگارا دیده پرخون‌کرده‌ام – امیرمعزی نیشابوری

از غم عشقت نگارا دیده پرخون‌کرده‌ام تا رخ و عارض زخون دیده گلگون کرده‌ام ای بسا شبها که من از آرزوی روی تو از سرشک…

Read More..

بس‌که من دل را به‌دام عشق خوبان بسته‌ام – امیرمعزی نیشابوری

بس‌که من دل را به‌دام عشق خوبان بسته‌ام از نشاط روی ایشان توبه‌ها بشکسته‌ام جسته‌ام او را که او را دیده تیر انداخته است تا…

Read More..

موی چون غالیه و روی چو دیباست تو را – امیرمعزی نیشابوری

موی چون غالیه و روی چو دیباست تو را عقده از غالیه بر دیبا زیباست تو را مرده از دو لب شیرینت همی زنده شود…

Read More..

ختنی‌وار رخ خوب بیاراسته‌ای – امیرمعزی نیشابوری

ختنی‌وار رخ خوب بیاراسته‌ای چگلی‌وار سر زلف بپیراسته‌ای این همه صنعت و آرایش و پیرایش چیست گرنه آشوب و بلای دل من خواسته‌ای باغبانی ز…

Read More..

آه ازین کودکان مشکین موی – امیرمعزی نیشابوری

آه ازین کودکان مشکین موی آه ازین دلبران زیباروی رخ ایشان چو لاله بر سر کوه قد ایشان چو سرو بر لب جوی عالم از…

Read More..

سنبل است آنکه تو از لاله برانگیخته‌ای – امیرمعزی نیشابوری

سنبل است آنکه تو از لاله برانگیخته‌ای یا بنفشه است‌ که بر طرف چمن ریخته‌ای یا بر آن عزم‌ که اسلام مرا کفر کنی پرده…

Read More..

از پس پنجاه سال عشق به ما چون فتاد – امیرمعزی نیشابوری

از پس پنجاه سال عشق به ما چون فتاد از بر ما رفته بود روی به ما چون نهاد بر دل من مهر بود مهر…

Read More..

به شب از داغ هجر تو نمیدانم غنود ای‌جان – امیرمعزی نیشابوری

به شب از داغ هجر تو نمیدانم غنود ای‌جان که‌ درد و داغ هجران‌ تو خواب از من ربود ای‌ جان زبهر دیدن رویت چو…

Read More..

مشک نقاب قمر خویش ‌کرد – امیرمعزی نیشابوری

مشک نقاب قمر خویش ‌کرد سیم‌ حجاب حجر خویش کرد تا من بیچارهٔ دل خسته را عاشق اندوه بر خویش کرد عیش من از ناخوشی…

Read More..

خطّی است‌ که بر عارض آن ماه تنیدست – امیرمعزی نیشابوری

خطّی است‌ که بر عارض آن ماه تنیدست یا دست فلک غالیه بر ماه‌ کشیدست یا رهگذر مورچگان است به ‌گلبرک یا بر سمن تازه…

Read More..

آن‌ که از سنبل نقاب ارغوان آرد همی – امیرمعزی نیشابوری

آن‌ که از سنبل نقاب ارغوان آرد همی عیش او بر چهرهٔ من زعفران کارد همی هر کجا خواهم‌ که دریابم سبک دیدار او باز…

Read More..

صنما ما ز ره دور و دراز آمده‌ایم – امیرمعزی نیشابوری

صنما ما ز ره دور و دراز آمده‌ایم به‌سر کوی تو با درد و نیاز آمده‌ایم گر ز نزدیک تو آهسته و هشیار شدیم مست…

Read More..

بیار آنچه دل ما به یکدگر کشدا – امیرمعزی نیشابوری

بیار آنچه دل ما به یکدگر کشدا به ‌سرکش آنچه بلا و الم به سرکشدا غلام ساقی خو‌یشم که بامداد پگاه مرا ز مشرق خم…

Read More..

مرا گذر به‌سوی کوی یار باید کرد – امیرمعزی نیشابوری

مرا گذر به‌سوی کوی یار باید کرد زدیده بر سرکویش نثار باید کرد چو در فتاد به‌دام آن نگار سیم اندام سه بوسه از دو…

Read More..

دام که بر لاله و عنبر نهند – امیرمعزی نیشابوری

دام که بر لاله و عنبر نهند از پی صید دل غمخور نهند نام دل اندر خط آن خوش پسر خوش پسرم نام عجبتر نهند…

Read More..

ای آفتاب یغما ای خَلُّخی نژاده – امیرمعزی نیشابوری

ای آفتاب یغما ای خَلُّخی نژاده هم ترک ماه رویی هم حور ماه زاده هستی به مهر و خدمت استاده و نشسته هم در دلم…

Read More..

عمری گذاشتم صنما در وفای تو – امیرمعزی نیشابوری

عمری گذاشتم صنما در وفای تو وز صد هزارگونه‌ کشیدم جفای تو آن چیست از جفا که نکردی به جای من وان چیست از وفا…

Read More..

تا دل بود ای دلبر تا جان بود ای جانان – امیرمعزی نیشابوری

تا دل بود ای دلبر تا جان بود ای جانان با مهر تو دارم دل با عشق تو دارم جان گر دل ببری شاید زیرا…

Read More..

مرا نگارا با روی تو چه جای غم است – امیرمعزی نیشابوری

مرا نگارا با روی تو چه جای غم است که چون تو یار ز خوبان روزگار کم است بهشت و دنیا هر دو به هم…

Read More..

دلم را یاری از یاری ندیدم – امیرمعزی نیشابوری

دلم را یاری از یاری ندیدم غمم را هیچ غمخواری ندیدم به قاف عشق بر سیمرغ شادی اگر دیدی تو من باری ندیدم امید راحتی…

Read More..

آن صنم‌ کاندر دو لب تنگ شکر دارد همی – امیرمعزی نیشابوری

آن صنم‌ کاندر دو لب تنگ شکر دارد همی بر سر سرو روان شمس و قمر دارد همی حلقه‌های زلف او عمدا کند زیر و…

Read More..

عشق یارم هر زمانی منزل اندر دل کند – امیرمعزی نیشابوری

عشق یارم هر زمانی منزل اندر دل کند تا به زیر حلقهٔ زلفش دلم منزل‌کند دل‌که از من بگسلد منزل‌کند در زلف او عشق او…

Read More..

ترکی ‌که همی بر سمن از مشک نشان ‌کرد – امیرمعزی نیشابوری

ترکی ‌که همی بر سمن از مشک نشان ‌کرد یک باره سمن برگ به شمشاد نهان‌کرد تا ساده زَنَخ بود همه قصد به ‌دل داشت…

Read More..