میرود سرو من و رفتار می ماند به دل – امیر علیشیر نوایی

میرود سرو من و رفتار می ماند به دل وز گل رخسار او صد خار می ماند به دل جان چو از تن شد برون…

Read More..

گل نو شکفته من که ز رخ بهار دارد – امیر علیشیر نوایی

گل نو شکفته من که ز رخ بهار دارد ز دل رمیده بلبل نه یکی هزار دارد ز می شبانه در باغ سحر به سر…

Read More..

صوفی ز میم واقف اسرار نهان کرد – امیر علیشیر نوایی

صوفی ز میم واقف اسرار نهان کرد من نیز چو نوشم به کنم آنچه توان کرد جاوید سرافراز شد آنکس که سر خود در دیر…

Read More..

زهی از تاب می گل گل شگفته باغ رخسارت – امیر علیشیر نوایی

زهی از تاب می گل گل شگفته باغ رخسارت ز هر گلخار خاری در دل عشاق بیمارت بدان رخسار و قامت گر نمایی جلوه در…

Read More..

در میخانه کزو عقل پریشان آمد – امیر علیشیر نوایی

در میخانه کزو عقل پریشان آمد حلقه اش حلقه جمعیت رندان آمد نخرامد سوی باغ نظرم سرو قدش که گلش خون دل و خار ز…

Read More..

چو آتشی است لب لعل پر فسانه او – امیر علیشیر نوایی

چو آتشی است لب لعل پر فسانه او زبان به عشوه برآوردنش زبانه او بهانه در دم قتلم اگر کنده چه زیان به نقد می…

Read More..

بود آب زده ساحت میدان خرابات – امیر علیشیر نوایی

بود آب زده ساحت میدان خرابات بزم طرب آماده در ایوان خرابات بنشسته در و پیر خرابات قدح نوش در خدمت او صف زده رندان…

Read More..

ای از بهار حسن تو بر چهره ام گلزارها – امیر علیشیر نوایی

ای از بهار حسن تو بر چهره ام گلزارها در سینه زان گلزارها دارم خلیده خارها از نیش هجرش متصل کو رشته جانم گسل چون…

Read More..

هوای می به سر هر که چون حباب رود – امیر علیشیر نوایی

هوای می به سر هر که چون حباب رود عجب نباشد اگر در سر شراب رود چو بخت خفته سوی ما به صد حیل آمد…

Read More..

هر که در کوی مغان رفت گرفتار بماند – امیر علیشیر نوایی

هر که در کوی مغان رفت گرفتار بماند پای در لای میش بر در خمار بماند دل بشد تا خبر از جانب دلدار آرد بیخبر…

Read More..

من و میل الف قامت آن حور سرشت – امیر علیشیر نوایی

من و میل الف قامت آن حور سرشت بر سرم چون که قضا در ازل این حرف نوشت چشم دارم که دهد پیر مغان از…

Read More..

گر آن ترک خطایی نوش سازد جام صهبا را – امیر علیشیر نوایی

گر آن ترک خطایی نوش سازد جام صهبا را نخست آرد سوی ما ترکتاز قتل و یغما را رخش در نازکی بر باد داده صفحه…

Read More..

سوی گلشن رفتم و سرو خرامانم نبود – امیر علیشیر نوایی

سوی گلشن رفتم و سرو خرامانم نبود گریه زور آورد کان گلبرگ خندانم نبود ابرسان خود را هوایی یافتم هر سو بباغ زانکه غیر از…

Read More..

ز ابر تیره برقی جست طرف کوهساران را – امیر علیشیر نوایی

ز ابر تیره برقی جست طرف کوهساران را که روشن کرد هر سو شمع گلهای بهاران را چو نرگس جام زر بگرفت و لاله ساغر…

Read More..

در خرابات ار شبی میل قدح کمتر کنم – امیر علیشیر نوایی

در خرابات ار شبی میل قدح کمتر کنم عذر آنرا روزها اندر سر ساغر کنم خواهم از داغ جفا وز زخم گردون لاله وار خاک…

Read More..

تو گشتی کج کلاه جمله شاهان – امیر علیشیر نوایی

تو گشتی کج کلاه جمله شاهان غلط گفتم که شاه کج کلاهان چه حسنست اینکه خون هر که ریزی نهد سر پیش رویت عذرخواهان چو…

Read More..

باشدم خرمی از هر چه درین عالم ازوست – امیر علیشیر نوایی

باشدم خرمی از هر چه درین عالم ازوست از غمش نیز دلم شاد بود کین هم ازوست نبود هیچ تفاوت ز نشاط و غم دهر…

Read More..

از من آواره در کویت فغانی مانده – امیر علیشیر نوایی

از من آواره در کویت فغانی مانده بی نشانی رفته و از وی نشانی مانده خان و مان در کوی تو درباختم بنگر کنون خان…

Read More..

نگار ترک تاجیکم کند صد خانه ویرانه – امیر علیشیر نوایی

نگار ترک تاجیکم کند صد خانه ویرانه بدان مژگان تاجیکانه و چشمان ترکانه مرادم این بود تا چشم خود بر زلف او مالم اگر خواهی…

Read More..

مرا که جز به خرابات عشق راهی نیست – امیر علیشیر نوایی

مرا که جز به خرابات عشق راهی نیست به غیر درگه پیر مغان پناهی نیست ز بهر سجده بتی گر طلب کنم چه عجب به…

Read More..

کار در دیر به غیر از جستن آن ماه نیست – امیر علیشیر نوایی

کار در دیر به غیر از جستن آن ماه نیست کش ز اهل خانقه جستم یکی آگاه نیست یک قدح خوردم که شد دود از…

Read More..

ساقی مهوش ار دهد جام شراب ناب را – امیر علیشیر نوایی

ساقی مهوش ار دهد جام شراب ناب را به که سپهر داردم ساغر آفتاب را چند شوم به میکده بیخود و همدمان برند مست کشان…

Read More..

دوشم از سوز فنا با قد خم یاد آمد – امیر علیشیر نوایی

دوشم از سوز فنا با قد خم یاد آمد شمع در گریه شد و چنگ بفریاد آمد با همه سنگدلی رحم کنی گر دانی کز…

Read More..

خط بر فراز لعل تو از مشک ناب چیست؟ – امیر علیشیر نوایی

خط بر فراز لعل تو از مشک ناب چیست؟ بر آب زندگیت ز ظلمت نقاب چیست؟ ای دل چو مرغ وصل به سویت نمود میل…

Read More..

بیا که لشکر دی خیل سبزه غارت کرد – امیر علیشیر نوایی

بیا که لشکر دی خیل سبزه غارت کرد بسوی باده ز یخ شوشه ها اشارت کرد ز باده جوی حرارت که رفت آن کآتش بگرم…

Read More..

ای که گشتی سوی میخانه به رندان پیرو – امیر علیشیر نوایی

ای که گشتی سوی میخانه به رندان پیرو وجه می گر نبود جان گرو و جامه گرو در خیالات خط سبز کمان ابروی خویش «…

Read More..

از تاب می دگر به سرم شعله در گرفت – امیر علیشیر نوایی

از تاب می دگر به سرم شعله در گرفت می باز سوز آتش ما را ز سر گرفت اندر سفال میکده بود این مگر که…

Read More..

می آئینه گون صاف و قدح آئینه فام است – امیر علیشیر نوایی

می آئینه گون صاف و قدح آئینه فام است جز عکس رخ یار درو دانکه حرام است چو ساقی مهوش قدحت عشوه کنان داشت تقوی…

Read More..

گل رویت که ظاهر گشته رنگ یاسمین او را – امیر علیشیر نوایی

گل رویت که ظاهر گشته رنگ یاسمین او را چه باشد کز می گلرنگ سازی آتشین او را نمی دانم ز می شد سرخ چون…

Read More..

طریق شیوه رندی کسی بجا آورد – امیر علیشیر نوایی

طریق شیوه رندی کسی بجا آورد که روی دل سوی میخانه فنا آورد نداشت نور صفا شام هجر ما آن مه ز چهره نور رسانید…

Read More..

زهی از جام عشقت بیخودان را دوستگانی ها – امیر علیشیر نوایی

زهی از جام عشقت بیخودان را دوستگانی ها وزان رطل گران افسردگان را سرگرانی ها نشانت یافت هر کو بی نشان شد هست ازان آتش…

Read More..

دل چو آید از فروغ برق آن عارض به تاب – امیر علیشیر نوایی

دل چو آید از فروغ برق آن عارض به تاب سوی خورشید آورد رو چون به سایه ز آفتاب دل چو در گلشن فتاد از…

Read More..

چه عکس ساقی خورشیدوش در ساغرم افتد – امیر علیشیر نوایی

چه عکس ساقی خورشیدوش در ساغرم افتد شراب از ساغر خورشید خوردن در سرم افتد چو عقد دختر رز خواستم هر شب بخواب خوش عروس…

Read More..

به عشقت من خسته را سوختی – امیر علیشیر نوایی

به عشقت من خسته را سوختی خسی را به برق بلا سوختی ز شوق لب و خال هایت برو به جان حزین داغها سوختی دلم…

Read More..

اگر ز عین جفا چشم او دلم بشکست – امیر علیشیر نوایی

اگر ز عین جفا چشم او دلم بشکست چه مردمی متوقع بود ز کافر مست مرا که مرغ دل از قید دام فارغ بود به…

Read More..

هر که را دل مبتلای چون تو جانانی بود – امیر علیشیر نوایی

هر که را دل مبتلای چون تو جانانی بود هم فدا سازد گرش هر مو بتن جانی بود چون خیال آرم کشیدن آن تن نازک…

Read More..

نیست دل اینکه من زار بلاکش دارم – امیر علیشیر نوایی

نیست دل اینکه من زار بلاکش دارم از تو در سینه خود پاره ای آتش دارم ساقیا جرعه می ده که بامید وصال درکشم چند…

Read More..

من هلاک از هجر و آنمه دلستان دیگران – امیر علیشیر نوایی

من هلاک از هجر و آنمه دلستان دیگران زنده بودن کی توان ممکن به جان دیگران حال خود را کی بود خود عرضه دارم زانکه…

Read More..

کهنه سفال میکده کآئینه صفاست این – امیر علیشیر نوایی

کهنه سفال میکده کآئینه صفاست این پر می صاف اگر شود جام جهان نماست این جام جم است اگر بود و آئینه سکندری این چو…

Read More..

شب چو شکست توبه ام شوخ شرابخوار من – امیر علیشیر نوایی

شب چو شکست توبه ام شوخ شرابخوار من صبح دعاست کار من تا شکند خمار من هست دلیل اینکه آن مست شبم نواختست چشم و…

Read More..

ز بسکه مستی عشقم ز شرح بیرون است – امیر علیشیر نوایی

ز بسکه مستی عشقم ز شرح بیرون است می است اشک جگرگون مگر که او چون است شراب را بود آن گونه زان گل رخسار…

Read More..

در دلم آتش محبت اوست – امیر علیشیر نوایی

در دلم آتش محبت اوست آب چشمم ز دود فرقت اوست نیست دود دلم بهیأت سرو از دلم رسته سرو قامت اوست لب لعلش که…

Read More..

تو خوب و خلق تو خوب و تکلمت هم خوب – امیر علیشیر نوایی

تو خوب و خلق تو خوب و تکلمت هم خوب نبرده چون تو بخوبی کسی به عالم خوب به حسن به ز پری آدمی گری…

Read More..

باز دل تفرقه در توبه و طامات انداخت – امیر علیشیر نوایی

باز دل تفرقه در توبه و طامات انداخت ساغر می زده خود را به خرابات انداخت این طرف غلغله از خیل خرابات افکند آن طرف…

Read More..

اگر تو جرعه فشانی کمی بریز به خاک – امیر علیشیر نوایی

اگر تو جرعه فشانی کمی بریز به خاک مرا ز خاک شدن در طریق عشق چه باک به می فتاده ام اما ز ضعف جسم…

Read More..

نه از می لعل آن مه پیکر آلود – امیر علیشیر نوایی

نه از می لعل آن مه پیکر آلود کز آب خضر گلبرگ تر آلود مه اندر آسمان از شوق رویش بود دیوانه ای خاکتر آلود…

Read More..

ما هم از بزم صبوح آمد برون مست خراب – امیر علیشیر نوایی

ما هم از بزم صبوح آمد برون مست خراب جلوه گر افتاد و حیران چون ز مشرق آفتاب رفت اهل انجمن هر سوی چون انجم…

Read More..

کافر عشقم و سودای بتان دین منست – امیر علیشیر نوایی

کافر عشقم و سودای بتان دین منست خاک بتخانه شدن شیوه و آئین منست اثر نعل سم رخش تو و پای سگت در شب تیره…

Read More..

ساقی ار عکس مه چهره به جام اندازد – امیر علیشیر نوایی

ساقی ار عکس مه چهره به جام اندازد باز در دور قمر شین تمام اندازد هوسم هست که با من شود او رام ولیک کس…

Read More..

دوش در میخانه جانان همدم عشاق بود – امیر علیشیر نوایی

دوش در میخانه جانان همدم عشاق بود تا سحر غوغای رندان را بجان مشتاق بود زهره را آورده بود او از سر مستان برقص کان…

Read More..

چیست دانی ناله مرغ سحر هنگام صبح – امیر علیشیر نوایی

چیست دانی ناله مرغ سحر هنگام صبح با حریفان صبوحی میدهد پیغام صبح یعنی اول می چو بگرفتند شوخان چمن لاله از یاقوت و نرگس…

Read More..

بیا که پیر مغان جام پر ز صهبا ساخت – امیر علیشیر نوایی

بیا که پیر مغان جام پر ز صهبا ساخت ز بهر دردکشان بزم می مهیا ساخت مرا به مجمع رندان رسید صف نعال ازانکه مغبچه…

Read More..

ای شه صف شکنان خسرو ناوک فکنان – امیر علیشیر نوایی

ای شه صف شکنان خسرو ناوک فکنان صد شکست از صف مژگان تو بر صف شکنان تلخکام از شکر لعل لبت نوش لبان زهر خند…

Read More..

از باده تبرا چه کنم چون نتوانم – امیر علیشیر نوایی

از باده تبرا چه کنم چون نتوانم اندیشه تقوا چه کنم چون نتوانم ز آشفتگی باده و درماندگی عشق با این دل شیدا چه کنم…

Read More..

مه من در شبستان چونکه نوشد جام می شبها – امیر علیشیر نوایی

مه من در شبستان چونکه نوشد جام می شبها نماید از شفق می از حباب ریزه کوکبها دهن شد چشمه حیوان ترا از عین نایابی…

Read More..

گفتی برم دلت را جان هم فدات یارا – امیر علیشیر نوایی

گفتی برم دلت را جان هم فدات یارا گویم دلت نماند دل خود کجاست ما را دل رفت و جان هم از پی در وجه…

Read More..

صبح ساقی بهر رندان ساغر گلفام ریخت – امیر علیشیر نوایی

صبح ساقی بهر رندان ساغر گلفام ریخت چون که در گل شبنم می را به گلگون جام ریخت یافت آرامی دلم کاخر دلارامی چنین می…

Read More..

زاهدا در روضه گر می از کف دلدار نیست – امیر علیشیر نوایی

زاهدا در روضه گر می از کف دلدار نیست روضه ای خوشتر مرا از کلبه خمار نیست عاشقانرا هیچ جنت نیست چون گلزار وصل کوثر…

Read More..

در میکده صلاح و ورع در شماره نیست – امیر علیشیر نوایی

در میکده صلاح و ورع در شماره نیست آنجا جز آنکه باده بنوشند چاره نیست حال مآل دردکشان گرچه شد نهان احوال اهل صومعه هم…

Read More..

چه عجب گر خوی آن چهره دل ما ببرد – امیر علیشیر نوایی

چه عجب گر خوی آن چهره دل ما ببرد کوه را سیل چنین گر رسد از جا ببرد به تماشای چمن رفتن آن سرو خوش…

Read More..