Ali Reza Qazwa

اشعار علیرضا قزوه

اشعار علیرضا قزوه

اشعار علیرضا قزوه چرخ زدم چه ناگاه، نور شدم چه آسان روح من از مدینه ست، خاک من ازخراسان کیست برابر من ؟ آن سوی مشعر من کشته ی آن نگاهم در شب عید قربان سنگ بزن كه در من آینه ای بروید سنگ بزن كه در من شور گرفته شیطان نذر دلم كن امشب سلسلة الذهب را چیست به غیر زنجیر سلسله های عرفان دف بزنید امشب، با دل...