Abdul Rahman Pajhwak

ای خاک وطن – عبدالرحمن پژواک

ای خاک وطن – عبدالرحمن پژواک

ای خاک وطن! دی پیر مغان چون نظری جانب ما کرد هر درد که دل داشت به یک جرعه دوا کرد نازیم به خود حادثه گر نیک بسر شد گر نیک نشد، کار قدر بود و قضا کرد کردیم فراموش خدا را و ز غفلت بر خویش ستم کرده و گفتیم خدا کرد از جان نگذشتیم و گذشتیم ز میهن حرفیست که ما را ز وطن روس جلا کرد ای خاک وطن چشم مرا کرد ز...

مخمس عبدالرحمن پژواک بر غزل حضرت ابوالمعانی بیدل رح

مخمس عبدالرحمن پژواک بر غزل حضرت ابوالمعانی بیدل رح

مخمس بر غزل حضرت ابوالمعانی بیدل رح تا بکی چون ابر نیسان گریه بر عالم کنم روی نعش آدمیت شیون و ماتم کنم وقت آن آمد کزین اوهام اندی کم کنم بعد ازین از صحبت این دیو مردم رم کنم غول چندی در بیابان پرورم آدم کنم من که بر آیینه با شوخی نمیکردم نظر نیک میدانم که ناید فحش از نیکو گهر چون نظر کردم مرا روشن ...

غزل حبیب الله بلبل به استقبال از غزل عبدالرحمن پژواک

غزل حبیب الله بلبل به استقبال از غزل عبدالرحمن پژواک

این غزل به استقبال غزل محترم عبدالرحمن پژواک، دیپلومات ورزیده و شاعر بلند پایه کشور سردوه شده و در نشریه های اتحاد بغلان و انیس به نشر رسیده است. الحاج حبیب الله “بلبل” قلب داغدار بجذبه ئیکه بچشمان مست یار من است نه صبر در دل نه دل باختیار من است چه دستبرد خزان زد مگر بکشور دل که آن بهار...