سرود خشم – نادر نادرپور

سرود خشم آهنگران پیر ، همه پتک ها به دست با چهره های سوخته ، در نور آفتاب چون اختران سرخ ، به تاریکی غروب…

Read More..

درود بر شب – نادر نادرپور

درود بر شب توده های سیاه درختان ساکن اندر خموشی چو کوهند شب به خوابست و در آسمان ها اختران ، روشن و با شکوهند…

Read More..

یاد ونیز – نادر نادرپور

================================ یاد ونیز هان ، ای ونیز من ای دختر خیال چون از حریر نازک مهتاب های دور پیراهن سپید عروسان به بر کنی چون…

Read More..

گمراه – نادر نادرپور

گمراه چون آخرین ستاره ی گمراه آسمان غلتیده ام به دامن بخت سیاه خویش از دیدگان کور شب افتاده ام چو اشک گم کرده ام…

Read More..

در چشم دیگری – نادر نادرپور

در چشم دیگری در آسمان آبی این چشم ناشناس چون آسمان خاطره ی من ستاره ایست دیدم ترا که جلوه کنان در نگاه او با…

Read More..

یاد دوست – نادر نادرپور

یاد دوست بر گور روزهای سیه ، بوته های عشق پژمرد و غنچه های امید گذشته مرد در حیرتم هنوز که ایا چگونه بود آن…

Read More..

طغیان – نادر نادرپور

طغیان به جز پهنه هایی پر از دود و آتش به جز سیل کشتار و بیماری و خون به جز ناله هایی پر از خشم…

Read More..

در هرچه هست و نیست – نادر نادرپور

در هرچه هست و نیست در مرگ عاشقانه ی نیلوفران صبح در رقص صوفیانه ی اشباح و سایه ها در گریه های سرخ شفق بر…

Read More..

ویرانه ی قرون – نادر نادرپور

ویرانه ی قرون گویی سکوت قرن ها بود در دخمه های تیره اش ، در آسمانش در ابرهایش ، در شبان سهمگینش در بادهایش ،…

Read More..

شب در کشتزاران – نادر نادرپور

شب در کشتزاران چراغ خرمنی از دور پیداست شب مهتاب ، در آن سوی جاده صدای پر طنین سم اسبی شود هر لحظه در صحرا…

Read More..

خوشه های تلخ – نادر نادرپور

خوشه های تلخ بر کشتزارهای خزان دیده ی افق هان ، ای خدا !‌ شبان سیه را فرو فرست تا از مزار گمشدگانت خبر دهند…

Read More..

هوس ها – نادر نادرپور

هوس ها چو باز اید شبانگاهان آبی من و این بام سبز آسمان ها من و این کوهساران مه آلود من و این ابرها ،…

Read More..

سرگذشت – نادر نادرپور

سرگذشت شب ها ، به کنج خلوت من می گفت افسانه های روز جدایی را با خنده های تلخ ، نهان می داشت در چشم…

Read More..

چشم ها و دست ها – نادر نادرپور

چشم ها و دست ها شب در رسید و ، وحشت آن چشم بی نگاه چون لرزه های مرگ ، تنم را فراگرفت در ژرفنای…

Read More..

ناله ای در سکوت – نادر نادرپور

ناله ای در سکوت زین محبسی که زندگی اش خوانند هرگز مرا توان رهایی نیست دل بر امید مرگ چه می بندم دیگر مرا ز…

Read More..

رقص اموات – نادر نادرپور

رقص اموات سوت ترن به گوش رسد نیمه های شب آهسته از کرانه ی دریای بیکران باد خنک ز مزرعه ها آورد به گوش در…

Read More..

بر گور بوسه ها – نادر نادرپور

بر گور بوسه ها زانجا که بوسه های تو آن شب شکفت و ریخت امروز ، شاخه های کهن سر کشیده اند نقش ترا که…

Read More..

مرداب – نادر نادرپور

مرداب شب ها ، در آبگینه ی مرداب های سبز آنجا که نیزه های جگن رفته تا به ماه آنجا که ماهیان درخشان لعلگون چشمان…

Read More..

دیوانه – نادر نادرپور

دیوانه شبح ، کم کم ، قدم ‌آهسته تر کرد نگاهش لای تاریکی درخشید صدای غرش بادی که برخاست شبح را اضطرابی تازه بخشید درختان…

Read More..

پرده ی ناتمام – نادر نادرپور

پرده ی ناتمام چشمه در تاریکی شب ، برق می زد باد ، رقصان با سرود اهرمن ها سایه های خفته چون دزدان رهزن تک…

Read More..

مرگ پرنده – نادر نادرپور

مرگ پرنده شب ، باد پر شکسته می رفت و ناله می کرد مستانه در سیاهی هر سو کشاله می کرد در گوشه های تاریک…

Read More..

دیگر نمانده هیچ – نادر نادرپور

دیگر نمانده هیچ دیگر نمانده هیچ به جز وحشت سکوت دیگر نمانده هیچ به جز آرزوی مرگ خشم است و انتقام فرومانده در نگاه جسم…

Read More..

برف و خون – نادر نادرپور

برف و خون شب ، در آفاق تاریک مغرب خیمه اش را شتابان برافراشت آسمان ها همه قیرگون بود برف ، در تیرگی دانه می…

Read More..

ملال تلخ – نادر نادرپور

ملال تلخ گر از دیار خدایان آسمان بودم ز تنگنای شبم لحظه ای رهایی بود ملال تلخ سفر می نشاندم از می عشق اگر نگاه…

Read More..

دو در – نادر نادرپور

دو در آن در گشوده شد آن در که بسته بود ، زمانی گشوده شد اما کسی نبود اما در انتظار من آنجا کسی نبود…

Read More..

تک درخت – نادر نادرپور

تک درخت شب ها گریختند و ، تو چون بادهای سرد همراه با سیاهی شب ها گریختی در راه خود ، ز شاخه ی زرد…

Read More..

محبوس – نادر نادرپور

محبوس ساعتی از نیمه شب گذشت و سیاهی چهره بر آن میله های پنجره مالید باد شب از زیر طاق سبز درختان سینه کشان در…

Read More..

از درون شب – نادر نادرپور

از درون شب تو ، ای چشم سیه !‌ با شعله ی خویش شبانگاهان ، دلم را روشنی بخش بسوزانم درین تاریکی مرگ ز چنگال…

Read More..

شب بیمار – نادر نادرپور

شب بیمار شب بیماری ام تا صبح پایید سحرگاهم ربود از دست ، خوابی همه شب سر به سر بیدار بودم به امیدی که خیزد…

Read More..

یادبودها – نادر نادرپور

یادبودها نیمه شبانست و باد سردی از آن دور سر کند افسانه های دیو و پری را در دل خاموش شب به یاد من آرد…

Read More..