مکث عکس – نادر نادرپور

مکث عکس تردید نیست : آینه بیدار است آیینه ای که ساعت شماطه ی مرا با ضربه های زنگش تحقیر می کند با هر تکان…

Read More..

مرثیه ی بهار – نادر نادرپور

مرثیه ی بهار نوبهاران کو ، که با خود بوی باران آورد خرم آن باران که بوی نوبهاران آورد نونهالان چمن از تشنگی خشکیده اند…

Read More..

سفرنامه – نادر نادرپور

سفرنامه طیاره ی طلایی خورشید چرخی زد و نشست من با شفق پیاده شدم در فرودگاه آنگه ، درخت های جوان در دو سوی راه…

Read More..

آیینه – نادر نادرپور

آیینه لب هایش آشیانه ی آتش بود با شعله های بوسه و دندان رقصی درون جامه ، نهان داشت چشمی به سوی آینه ، خندان…

Read More..

خطی در انتهای افق – نادر نادرپور

خطی در انتهای افق ای چهره ی تو کودکی من ایا به یاد داری ؟ در قاب کهنه ای که به دیوار خانه بود نیزار…

Read More..

عریضه – نادر نادرپور

عریضه آه ای بلیغ سبز ای سهل ممتنع ای سوره ی نگاشته بر پرنیان شب ای ایه ی نوشته به لوح سحرگهان ای چامه ی…

Read More..

غروبی در شمال – نادر نادرپور

غروبی در شمال شیر دریا خفته در آغوش نیزاران هنوز بیشه بیدار است از بانگ سپیداران هنوز دست شب ،‌ نارنج سرخ آسمان را چیده…

Read More..

رندانه – نادر نادرپور

رندانه به چشم سبز تو نازم که موج خواب در اوست چو برگ تازه که سرمستی لعاب در اوست ز پشت پلک تو تصویر مردمک…

Read More..

بامدادی۱ – نادر نادرپور

بامدادی۱ در آبی خجول آسمان پرنده ای صفیر زد کجاست ، پس کجاست صبح ؟ جواب دادمش به روی بال های تو پرید و صبح…

Read More..

خطبه ی نوروزی – نادر نادرپور

خطبه ی نوروزی شگفتا ! نخستین شب فروردین بزاد از پسین روز اسفندماه حریق شفق ، قفس سال را ز نو ،‌ زاد در خرمن…

Read More..

صدایی در شب – نادر نادرپور

صدایی در شب تمام شب را ، در کوچه باغ ها گشتم صدای پای درختان بود که با چکیدن باران به گوش می آمد صدای…

Read More..

فصل پنجم – نادر نادرپور

فصل پنجم برف خیال تو در دست های دوستی من بیش از دمی نماند ای روح برفپوش زمستان پنداشتم که پیک بهاری پیراهنت به پاکی…

Read More..

زخم نهان – نادر نادرپور

زخم نهان در جگرم چون دهان ماهی زخمی است زخم گشفتی که کس نیافته نامش یا لب سرخ گشوده ای که هویداست چون لثه ی…

Read More..

آهنگ خزانی – نادر نادرپور

آهنگ خزانی آه ای انیس روزگاران قدیم من ای یاد تو در تیره بختی های ندیم من ایا خبر داری ازین رنج عظیم من پیرنه…

Read More..

خطبه ای برای آب – نادر نادرپور

خطبه ای برای آب آه ای زلال گرم ای روح آفتاب ای جوهر تجلی الماس و آینه ای آهن گداخته ، ای آتش مذاب از…

Read More..

شهابی در تاریکی – نادر نادرپور

شهابی در تاریکی شب ها که روی بالکن کوچک سپیدم می غلتم در چشم آسمان چه سیاه است گاهی ، ستارگان پرکنده این پشه های…

Read More..

فتنه ای در شام – نادر نادرپور

فتنه ای در شام شبی که زلزله تاریخ را مسخر کرد ستون معرفت قوم بر زمین غلتید و طاق رفعت اندیشه اش فرود آمد و…

Read More..

رازی میان ما – نادر نادرپور

رازی میان ما می گفتم : ای درخت می گفت : جان من می گفتم : آشیان بهاری ؟ می گفت : اگر بیاید ،…

Read More..

اسب ،‌هواپیما ،‌رودکی و من – نادر نادرپور

اسب ،‌هواپیما ،‌رودکی و من این همایون مرغ زیبای اساطیری استخوانخواری که کنون آدمیخوار است طعمه هایش را که ما بودیم یک یک از زمین…

Read More..

خرمن – نادر نادرپور

خرمن با خویش می ستیزم کای سالخورده مرد پس کی ز خواب خردی بیدار می شوی ؟ ایا ندیده ای که زمین ، زیر پای…

Read More..

شهر رمضان – نادر نادرپور

شهر رمضان شهر از فراز بام هویداست پاییز ، برگ های درختان را با دست های لرزان اوراق کرده است چشمش هنوز در پی هر…

Read More..

بی هیچ پاسخی – نادر نادرپور

بی هیچ پاسخی ای آفریدگار با من بگو که زیر رواق بلند تو ایا کسی هنوز یک سینه آفتاب و یا یک ستاره دل در…

Read More..

دورنمای شهر – نادر نادرپور

دورنمای شهر دلی به ظلمت شب دارم غمی به وسعت شهر در آن ،‌ هزار چراغ از هزار خانه ی دور فروغ فسفری یادهای گمشده…

Read More..

از دور و از نزدیک و از دور – نادر نادرپور

از دور و از نزدیک و از دور تو وقتی که دور از منستی خیال تو از خلوت من ازین شامگاه زمستانی غربت من مرا…

Read More..

خانه تکانی – نادر نادرپور

خانه تکانی زمین ، زمین تر است امشب هوا ، هوای زمستانی دلی به ظلمت شب دارم غمی به وسعت ویرانی کسم به در نزند…

Read More..

شبی در کارگاه تندیسگر – نادر نادرپور

شبی در کارگاه تندیسگر اندیشه و تیشه ام مهیا بود چون لوح و قلم ، کنار یکدیگر وان سنگ سپید ، روبروی من تا پیکری…

Read More..

توفان نوح – نادر نادرپور

توفان نوح مشتی شکوفه را بر آب ریختم یک آسمان ستاره پدید آمد پس ، زورقی به کوچکی دست از کاغذی به نازکی برگ ساختم…

Read More..

دعایی در طلوع – نادر نادرپور

دعایی در طلوع ای سرخ پوست !‌ در شب قطبی چگونه ای ؟ ایا سکوت این شب ظلمانی چشم تو را به خواب گران برده…

Read More..

از بهشت ، با حوا – نادر نادرپور

از بهشت ، با حوا اسبی در آفتاب دلم شیهه می کشد اسبی که یال او الیاف کهربایی نور است در طلوع نعلش ،‌ هلال…

Read More..

چراغی در شب دریا – نادر نادرپور

چراغی در شب دریا باری به دوش داشتی از دور دست ها باری پر از غرور و درستی باری که دسترنج کمال و کلام بود…

Read More..

شب – نادر نادرپور

شب آتش در آب های روان بر فروخت ماه برخاست باد و آتش تندش فرونشست اما ، در آب ساکن زیر درخت ها عکسی فکنده…

Read More..

تصویر دیگر – نادر نادرپور

تصویر دیگر گرچه نرگس نیستم تا در زلال برکه ی ساکن یا در آب چشمه ی جاری عکس خود را بینم و مبهوت بنشینم لیک…

Read More..

دری به جنون – نادر نادرپور

دری به جنون شب ها که بر حریق افق باد می وزد خاموش می نشینم چونبرف زیر ماه در من ،‌ پرندگان سیه ، بال…

Read More..

نیزه ای در هوا – نادر نادرپور

نیزه ای در هوا از آسمان آبی چتری نساختم تا در شب زمین از ازدحام باران ، بیرون کشد مرا روحم همیشه چون تن کودک…

Read More..

شام بازپسین – نادر نادرپور

شام بازپسین باد از کرانه های شب ناشناخته بوی تن برشته ی مردان را بر سفره ی گشاده ی ما می ریخت ما ،‌ جام…

Read More..

پیش از غروب – نادر نادرپور

پیش از غروب باران ، گذشته است خورشید ، پای سوخته اش را در آب های ساکن می شوید پاییز ، برگ ها را چون…

Read More..

در نومیدی – نادر نادرپور

در نومیدی شبانگهان که شفق ، موج آتشینش را به صخره های زمین کوبد از کرانه ی روز به جای آن که دل از آفتاب…

Read More..

نقشه ی طبیعی – نادر نادرپور

نقشه ی طبیعی او ،‌ پاره ای ز پیکر عریان خاک بود خاک سپید نرم با آن دو تپه ای که در آغوش آفتاب می…

Read More..

شاعر – نادر نادرپور

شاعر در ژرفنای آینه ،‌ مردی است مردی که با تخیل خورشید گونه اش دریا و آسمان را تصویر می کند او ،‌ صبح را…

Read More..

پلنگ و ماه – نادر نادرپور

پلنگ و ماه تو از دیده رفتی و ، از دل نرفتی وفای تو نارم ، خداوندگارا چه غم گر غروری پلنگانه داری ؟ سرت…

Read More..

در نور چراغ – نادر نادرپور

در نور چراغ این باد این پنجه ی جادو این دست شیطانی که از آفاق هول انگیز می اید با آن سرانگشتان نرم ناپایدارش اوراق…

Read More..

نامه ای به دوردست – نادر نادرپور

نامه ای به دوردست آه ای میانه بالا ،‌ آه ای گشاده موی ای نازنین آینه در چشم ای سبزی تمام جهان در نگاه تو…

Read More..

سنگی به شکل دل – نادر نادرپور

سنگی به شکل دل ساق بلند تو تصویر روزهای بلورین است در چشمه سار کودکی من وقتی که از بلندی می آمدم به زیر وقتی…

Read More..

پرواز – نادر نادرپور

پرواز سفر ، کنایه ای از مرگ است همین که بال هواپیما ترا ز خاک به سوی پرنده ها راند دلت به مرغ گرفتار در…

Read More..

در باغ سبز – نادر نادرپور

در باغ سبز شب از گریه ی ابر ، مست است و ماه فروبرده سر در گریبان خویش به کردار شب ، باغ چشمان او…

Read More..

مستی – نادر نادرپور

مستی یخ در بلور لیوان سنگی بر ینه ین سنگ ، از لهیب عطش آب می شود رنگش به چشم من رنگ لعاب کاشی و…

Read More..

سفید و سیاه – نادر نادرپور

سفید و سیاه ای شما ، پرندگان دور سالیان سبز سالیان کودکی سالیان سبزی ضمیر و سبزی زمین روزگار خردسالی من و جهان سالیان خاکبازی…

Read More..

بامدادی۲ – نادر نادرپور

بامدادی۲ دلم سیاه نبود ولی درخت که سر سبزی اش درخشان بود ز پشت پنجره با سرزنش به من نگریست من از برهنگی آن نگاه…

Read More..

خورشید واژگون – نادر نادرپور

خورشید واژگون شب ، چون زنی که پنجره ها را یکان یکان می بندد و چراغ اتاقش را خاموش می کند یک یک ستاره ها…

Read More..