تا شد به هوای عشق آن ماه لقا – امیر علیشیر نوایی

تا شد به هوای عشق آن ماه لقا اشکم دریا از جگر خون پالا گریند به حال من درین رنج و عنا مرغان هوا و…

Read More..

تا شد بدرون آتش هجران واقع – امیر علیشیر نوایی

تا شد بدرون آتش هجران واقع وانگه ز برونم اشک غلطان واقع شد سعی بدانچه بود امکان واقع آن شعله بآب کشت نتوان واقع

Read More..

تا اندر دل تاب و توانی بودم – امیر علیشیر نوایی

تا اندر دل تاب و توانی بودم تا در بدن از روح نشانی بودم دل مایل حسن دلستانی بودم جان واله آشوب جهانی بودم

Read More..

بر شوخی ازین عشوه گران ای ساقی – امیر علیشیر نوایی

بر شوخی ازین عشوه گران ای ساقی پنهان به تو هستم نگران ای ساقی پر ساز سبک رطل گران ای ساقی بیهوشم کن چون دگران…

Read More..

آئین طلب ز خود پسندان مطلب – امیر علیشیر نوایی

آئین طلب ز خود پسندان مطلب وین شیوه جز از نیازمندان مطلب بی نقشی ز اهل زهد چندان مطلب وین نقش ز غیر نقش بندان…

Read More..

ای قتل مرا کشیده مژگانت صف – امیر علیشیر نوایی

ای قتل مرا کشیده مژگانت صف هر تیری ازان جان مرا کرده هدف جز آنکه دران ورطه شود عمر تلف زان صف نتوان رفت برون…

Read More..

ای ساقی شنگ ده می آتش رنگ – امیر علیشیر نوایی

ای ساقی شنگ ده می آتش رنگ کو آب کند اگر چکانیش بسنگ افتاده گران سنگ غمم در دل تنگ شاید سبکش کنم بدین حیله…

Read More..

ای زاتش سودای تو داغم بر داغ – امیر علیشیر نوایی

ای زاتش سودای تو داغم بر داغ در شام غم از سپهر افزون تر داغ بگذشته درون هم از برونم هر داغ آیا به کجا…

Read More..

آمد ز نسیم صبح بوی تو مرا – امیر علیشیر نوایی

آمد ز نسیم صبح بوی تو مرا در روضه نمود جلوه کوی تو مرا گل دیدم و شد نشان روی تو مرا معلوم نشد ولیک…

Read More..

ای دل تو مگر که مشک نابست آن خط – امیر علیشیر نوایی

ای دل تو مگر که مشک نابست آن خط زآنرو که ز زنگ در حجابست آن خط کز شام رقم بر آفتابست آن خط نی…

Read More..

ای بیحد و عد هر نفست حمد و ثنا – امیر علیشیر نوایی

ای بیحد و عد هر نفست حمد و ثنا وز صد چندین حمد و ثنات استغنا ذکر ملکوت اندرین دیر فنا با علم تو سبحانک…

Read More..

ای از می لعلت همه سر مستی ما – امیر علیشیر نوایی

ای از می لعلت همه سر مستی ما از سرو بلندت بزمین پستی ما کز پی بخیال تست همدستی ما واپس باشد ز نیستی هستی…

Read More..

ای از تو درون ناتوانم را حظ – امیر علیشیر نوایی

ای از تو درون ناتوانم را حظ وز حسن تو چشم خون فشانم را حظ از قد خوشت روح روانم را حظ وز لعل روان…

Read More..

آنروی که اوج حسن شد جلوه گهش – امیر علیشیر نوایی

آنروی که اوج حسن شد جلوه گهش نظاره نموده ام ز زلف سیهش نسبت نتوان کرد بخورشید و مهش زانرو که نظر فکنده ام ته…

Read More..

آمد به من خسته ز دلبر کاغذ – امیر علیشیر نوایی

آمد به من خسته ز دلبر کاغذ از مسأله وفا محرر کاغذ گریان ماندم چو دیده را بر کاغذ چون اشک روان فرو شدم در…

Read More..

آمد به چمن قافله باد بهار – امیر علیشیر نوایی

آمد به چمن قافله باد بهار از سنبل تر نافه چین بسته بتار از غنچه که کرده بیضه نرگس اظهار گویا که به چشمش از…

Read More..

آگاه نگشتم که درین دیر کیم – امیر علیشیر نوایی

آگاه نگشتم که درین دیر کیم یا خود چیم و از چیم و بهر چیم معلومم نی که آدمی یا ز میم یا خاک زمین…

Read More..

یاران چو کشند در بهاران می صاف – امیر علیشیر نوایی

یاران چو کشند در بهاران می صاف من گر چه ز زهد و توبه پیش آرم لاف دارندم اگر ز می بدان هرزه معاف در…

Read More..

هر چیز رسد ز اهل دوران مخروش – امیر علیشیر نوایی

هر چیز رسد ز اهل دوران مخروش وز قسم ازل زیاده را بیش مکوش بر بند ز ناشنیدنی پرده گوش وز هر چه نه گفتنی…

Read More..

هر لحظه گر از چرخ جفایی رسدت – امیر علیشیر نوایی

هر لحظه گر از چرخ جفایی رسدت وز حادثه زمان بلایی رسدت غم نیست گر از مهی جفایی رسدت سر چون سر زلف او به…

Read More..

از هجر تو کارم اضطراب است امشب – امیر علیشیر نوایی

از هجر تو کارم اضطراب است امشب جان از پی رفتن بشتاب است امشب تن را ز فراق پیچ و تاب است امشب دریاب که…

Read More..

از محنت عاشقی به جانم چه کنم؟ – امیر علیشیر نوایی

از محنت عاشقی به جانم چه کنم؟ دیوانه و رسوای جهانم چه کنم؟ صبرست مرا چاره و دانم چه کنم؟ دانم چه کنم چون نتوانم…

Read More..

یارم نشد آن بت پریوش هرگز – امیر علیشیر نوایی

یارم نشد آن بت پریوش هرگز زو شاد نگشت این دل غمکش هرگز بی او ز دمم کم آمد آتش هرگز یعنی نزدم باو دم…

Read More..

از گوشه بام عارضت ماه سما – امیر علیشیر نوایی

از گوشه بام عارضت ماه سما خورشید گرت ندید باشد ز عما شد عکس دو ابروت بچشمم صنما آن نوع که در شیشه بود قبله…

Read More..

مهلک بود ای رفیق ایام فراق – امیر علیشیر نوایی

مهلک بود ای رفیق ایام فراق آمیخته ز هر هجر در جام فراق گر صبح وصالم دمد از شام فراق نامم مبر ار دگر برم…

Read More..

گر زهر غمم کند هلاک ای ساقی – امیر علیشیر نوایی

گر زهر غمم کند هلاک ای ساقی تریاک میم دهی چه باک ای ساقی دل شد چو ز توبه جرمناک ای ساقی آن جرم به…

Read More..

شب تا به سحر همی کنم زاریها – امیر علیشیر نوایی

شب تا به سحر همی کنم زاریها در شدت تنهایی و بیماریها از هجر فکندیم به دشواریها ای یار کجا شد آن همه یاریها

Read More..

ضعفم را آن میان چون مو باعث – امیر علیشیر نوایی

ضعفم را آن میان چون مو باعث قتلم را آن طره هندو باعث عمرم را آن قامت دلجو باعث جانم را آن لعل سخنگو باعث

Read More..

سر رشته اهل زهد بگسل ایدل – امیر علیشیر نوایی

سر رشته اهل زهد بگسل ایدل در دیر فنا بساز منزل ایدل جز مطرب و می مجوی حاصل ایدل یک یک گفتم گوش کن ایدل…

Read More..

ساقی نه ز آب تلخ کز آتش تیز – امیر علیشیر نوایی

ساقی نه ز آب تلخ کز آتش تیز یکرطل گران سوی من آور برخیز گر زانکه ز توبه ات شوم عذرانگیز انداز به آستین و…

Read More..

ساقی به من غمزده پیش آر قدح – امیر علیشیر نوایی

ساقی به من غمزده پیش آر قدح هر چند بود بزرگ بردار قدح گر زانکه بود سپهر دوار قدح در یک دو کشش کنم نگونسار…

Read More..

ساقی بقدح می طربناک انداز – امیر علیشیر نوایی

ساقی بقدح می طربناک انداز عکس رخ پاک در می پاک انداز بس شور و شغب در من بی باک انداز زان غلغله در گنبد…

Read More..

رفتی و بچشمم از تو تابست هنوز – امیر علیشیر نوایی

رفتی و بچشمم از تو تابست هنوز چشمم ز خیال تو پرآبست هنوز تن زاتش عشق تو کبابست هنوز باز آ که دل از غمت…

Read More..

رفتی و دل از غمت فگارست هنوز – امیر علیشیر نوایی

رفتی و دل از غمت فگارست هنوز وز شوق تو چشمم اشکبارست هنوز واگرد که جان ز هجر زارست هنوز باز آی که دل در…

Read More..

دیدند یکی قلندر فقراندیش – امیر علیشیر نوایی

دیدند یکی قلندر فقراندیش از منزل و خانمانش دوری شده کیش گفتند که پیوسته کجایی درویش گفتا که درون خرقه کهنه خویش

Read More..

دل نیست که در زلف پریشان تو نیست – امیر علیشیر نوایی

دل نیست که در زلف پریشان تو نیست جان نیست که سرگشته هجران تو نیست گویی که دلت زان منست آن تو نیست جان آن…

Read More..

در فصل خزان برگ رزان ای ساقی – امیر علیشیر نوایی

در فصل خزان برگ رزان ای ساقی شد کارگه رنگرزان ای ساقی زان می که خوری دهم ازان ای ساقی تا نوشم از آن مزان…

Read More..

در غربتم افتاده ز هجران حبیب – امیر علیشیر نوایی

در غربتم افتاده ز هجران حبیب از شدت ضعف گشته با مرگ قریب یاری نه که آرد بسر خسته طبیب زاری نه که جوید کفن…

Read More..

در عشق مباش پیش رندان گستاخ – امیر علیشیر نوایی

در عشق مباش پیش رندان گستاخ چون بنده بود به نزد سلطان گستاخ از دوست چو وصل یافت نتوان گستاخ عاقل بادب باشد و نادان…

Read More..

در عاشقی آن کس که مجرد باشد – امیر علیشیر نوایی

در عاشقی آن کس که مجرد باشد به زانکه به عقل و هش مقید باشد آن کو ز قبول دم زند رد باشد ور دعوی…

Read More..

در روز جدایی غم دلسوز وداع – امیر علیشیر نوایی

در روز جدایی غم دلسوز وداع وان آتش هجر شعله افروز وداع صد غصه مهلک غم اندوز وداع نابود نمودند مرا روز وداع

Read More..

در دیر مغان مغبچگان چالاک – امیر علیشیر نوایی

در دیر مغان مغبچگان چالاک کردند مرا به باده مست و بی باک مخموریم افکند چو بر خاک هلاک وانگه نگرفتند به می خرقه چاک

Read More..

در دیر گرت هواست نوشیدن می – امیر علیشیر نوایی

در دیر گرت هواست نوشیدن می با مغبچگان بلحن چنگ و دف و نی ممکن نبود اگر چه باشم جم و کی بی همت پیر…

Read More..

در جام بلورین می همچون یاقوت – امیر علیشیر نوایی

در جام بلورین می همچون یاقوت گر یابم و سازم شب و روز آنرا قوت تا در فلک پیر و سپهر فرتوت چون هر دو…

Read More..

در بحر سرشکم از نجوب است حباب – امیر علیشیر نوایی

در بحر سرشکم از نجوب است حباب نی نی که دروست آفرینش پایاب گردون به هزار کوکب در خوشاب افتاده بسان صدفی در گرداب

Read More..

در آتش عشق جسم و جانم مه و سال – امیر علیشیر نوایی

در آتش عشق جسم و جانم مه و سال آن نوع رساند ورزش خود بکمال کندر دوزخ اگر فتم باشد حال کز دوزخ هجر سوی…

Read More..

خواهی که بدت رو ندهد خوشخو باش – امیر علیشیر نوایی

خواهی که بدت رو ندهد خوشخو باش با اهل دو کون یکدل و یکرو باش هر سو که رود خلق تو دیگر سو باش یعنی…

Read More..

دارم ز وجود خود پریشانی و بس – امیر علیشیر نوایی

دارم ز وجود خود پریشانی و بس وز جمله کرده ها پشیمانی و بس از عقل نصیبم شده نادانی و بس بر نادانی خویش حیرانی…

Read More..

خواهی که به خاصگان حق گردی خاص – امیر علیشیر نوایی

خواهی که به خاصگان حق گردی خاص اول ز عوام خویش را ساز خلاص وانگاه در آ براه صدق و اخلاص تا خاص کنندت و…

Read More..

خواهی که ترا رسد ز درویشان فیض – امیر علیشیر نوایی

خواهی که ترا رسد ز درویشان فیض تو نیز رسان ز جود با ایشان فیض اینگونه گرت رسد به دل ریشان فیض شاید که ترا…

Read More..

جانا دستت یکدمم از دوش مبر – امیر علیشیر نوایی

جانا دستت یکدمم از دوش مبر وز نکته دهان خودم از گوش مبر رخ از رخ و گردنم ز آغوش مبر از جسمم روح و…

Read More..

جانم بدو لعل جانفزای تو فدا – امیر علیشیر نوایی

جانم بدو لعل جانفزای تو فدا روحم به نسیم عطرسای تو فدا آشفته دلم به عشوه های تو فدا فرسوده تنم به خاک پای تو…

Read More..

چشمت که طریق سحر ازو یافت رواج – امیر علیشیر نوایی

چشمت که طریق سحر ازو یافت رواج از بابل و کشمیر همی گیرد باج عیار صفت ربوده گاه تاراج از تن ها سر چنانک از…

Read More..

تو نامدی و مهر فلک جلوه نمود – امیر علیشیر نوایی

تو نامدی و مهر فلک جلوه نمود تو رفتی و مهر بود بر چرخ کبود آید بر خم خون دل از دیده فرود از آمدن…

Read More..

تا ماند قضا بر سر من افسر عشق – امیر علیشیر نوایی

تا ماند قضا بر سر من افسر عشق در دهر دلم ساخت نهان گوهر عشق زان افسرم افتاد بکف کشور عشق زان گوهرم افروخت به…

Read More..

تا کی ستم و محنت هجران کشمت – امیر علیشیر نوایی

تا کی ستم و محنت هجران کشمت باشد که شبی به بیت الاحزان کشمت از چاک درون دل ویران کشمت وانگاه ز دل به خلوت…

Read More..

هر که در کوی مغان رفت گرفتار بماند – امیر علیشیر نوایی

هر که در کوی مغان رفت گرفتار بماند پای در لای میش بر در خمار بماند دل بشد تا خبر از جانب دلدار آرد بیخبر…

Read More..

نیست دل اینکه من زار بلاکش دارم – امیر علیشیر نوایی

نیست دل اینکه من زار بلاکش دارم از تو در سینه خود پاره ای آتش دارم ساقیا جرعه می ده که بامید وصال درکشم چند…

Read More..

هر که در کوی خرابات ز رندان دم زد – امیر علیشیر نوایی

هر که در کوی خرابات ز رندان دم زد باید اول قدم خود به سر عالم زد نزد رندان خرابات که صد جان به جویست…

Read More..

هر که در دیر مغان جام شرابی دارد – امیر علیشیر نوایی

هر که در دیر مغان جام شرابی دارد رسدش گر به فلک ناز و عتابی دارد آنکه در میکده بگرفت به کف رطل گران چرخ…

Read More..