یکی گوید که عید آمد عزیزان – سید احمد حدیث

یکی گوید که عید آمد عزیزان
دگر گوید که غم دارم فراوان
به ظاهر خنده ها بر لب ببینید
به باطن داغ دل باشد نمایان
که هر چند کشورم هر روز و هفته
شود طفل و جوان و پیر قربان
به هر مسلخ چو باشد گاو و گوسفند
در این مسلخ که باشد ذبحش انسان
بدیدم طفلکی بس زار بگریست
که می گفت ای خدایا کو پدرجان
در این عیدم ندارم یار و یاور
کجا شد خواهر و مادر رفیقان
نبودی کربلا این گونه حالت
که ظالم تر ز شمر و ابن مرجان
در این عصرم یزیدان بی شمارند
لباس دین به تن دارند و نادان
به هر حال ای خدایا توبه کردیم
قبولش کن ز رحمت لطف و احسان
و یا بر پا بکن روزی قیامت
که بینم بندگانت جمله یکسان
سید احمد حدیث
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.