گوهر دل – سید احمد حدیث

گوهر دل
گوهری گم کرده دل ،جویم در این بازار نیست
زهر گشتی زندگی دانم که آن دلدار نیست
جوش گل هر دم زند بر چشم هایم بار بار
ناله خیزد از دماغم بوی آن گلزار نیست
مجلس وعظ سخن از لفظ خود،پیچیده شد
در سخن معنا نباشد نشئه در گفتار نیست
پیش پا افتاده بود آن واژه گان از بی کسی
این زمان چون تاج سر در بیت و در اشعار نیست؟
کی برد شمشیر تیز آن گردن مینای عجز
با زبان چون میشود شق حیف آن افکار نیست
بس که خورشیدم درخشد بر فراز آسمان
ذره در تاب و تب است و چشم دل بیدار نیست
آدمی گر اندکی در کار دنیا بنگرد
هر زمختی نرم گردد هیچ دل افگار نیست
پیش از آن که ما بیاییم ، آشنایان گفته اند
گر شدی فاتح به دلها سلطنت در کارنیست
شمع با فانوس که باشد آستین بر می زند
تا سحر از قتل عاشق یک دمی بیکار نیست
جمله اشعارم فدایی مصرعت ای “صائبا” !
“شوق در هر دل که باشد رهبری در کار نیست”
سید احمد حدیث
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.