گل هستی – عزیزه عنایت

گل هستی
تو گلاب گلستانی و نشـاط روح و جانی
توشکوهی این جهانی وفرشته ی زمانی
شمع پرفروغ هستی زتوروشن است دایم
تو طلوع صبح امید و نـوای عـاشقــا نی
که بپـرؤری نهال, باغ سبـز زنـد گی را
تو شمیم صبحگاهی وهوا ی کهکشا نی
ندهی زکف غرورت توبه بحرپر تلاطم
کــه زاوج همت خــود رۀ ازعبــوردانی
زنخست دروجودت مهرودلبری سرشتند
که زنی ومادری توزسرشـت مهربا نــی
دل توپرازصفا است که نظرگۀخدااست
به جهــان پـر هیاهــو تو عطای آسما نـی
تـوکه نخل زندگی را چووجود پروریـدی
زچه رو روا دارنــد به تو رنج زندگــانی
گهی در اسارتـی تـووگهی به خون تپیده
که تــوصلح جوئی وحــدیث کین نخوانـی
گه تـرا بجرم نـاحق ببرند، سوی زنــدان
گهی هـم بپایگوری ، بـه بهــارنـوجـوانی
بی توزندگی ندارد,رنگ وبوی وتازه گیها
زمحبـت تــو با شد گل عیش جــاو یــدانی
ای خوشا که یاد وبودی زمقــام تست امروز
روز زن مبارکت بـاد ای شکوه زند گانـی
دارد آرزو عزیزه بــه زنان روی گیـتی
دایما نشـاط وهستی پایه دارو جــاویـدا نی
عزیزه عنایت

Hits: 0

:: ADVERTISEMENTS ::

-:: Leave Your Suggestions And Valuable Comments ::-

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

shares