گلهای ِ سبد سید همایون شاه عالمی

گلهای ِ سبد
در فرصت ِ اذکار تو مشمار عدد را
تسبیح ِ تظاهر نرسد گاهی ِ مدد را
هر قطره سرشکی که ز عشق آمده بیرون
از عجز چو آئینه شود ذات ِ احد را
امواج ِ سخن بافی در این دیر نه عشقست
در نسج چه پیچیده یی خط های نمد را
بر کفر ِ دل آورد ز هر روزنی نوری
بر ما بقبولاند همه نسخه ی رد را
گلها به هزار است به رنگی و به بویی
پرورده ز یک دست ببین روی سبد را
کم دیده جهان را که شده کور ِ گنهکار
تا مردم ِ یک چشمی زده مشت و لگد را
گه درّ ِ سخن را سر ِ جاهل منما حیف
خم کن به در ِ پست تو بالایی ِ قد را
مستی ز می ِ عشق به جان بازی گراید
پُر لرزه کند ساز ِ ازل رقص ِ ابد را
بر باد مده مفت حضور ِ سخن ِ یار
تا خاک کنی بیهوده اجزای جسد را
از خار ِ ملامت به سرم تاج ببستم
با مدعیان نیست گهی کین و حسد را
در سجده بکن توبه (همایون) به شتابی
آن توبه چه باشد به زبان زیر ِ لحد را
23 اکتوبر- 2009 م
کابل، افغانستان
سید همایون شاه عالمی
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.