گفتی که می بوسم ترا

گفتی که می بوسم ترا
گفتی که می بوسم تُرا، گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بيند کسی، گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر، ناگه رقيب آيد ز سر
گفتم که با افسونگری، او را ز سر وا می کنم
گفتی اگر از سوی خود، روی ترا بوسم برو
گفتم که صد سال دگر، امروز و فردا می کنم
گفتم اگر از پای خود، زنجير عشقت وا کنم
گفتی ز تو ديوانه تر، دانی که پيدا می کنم
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.