گـفـتـم و گـفـتـا – عزیزه عنایت

گـفـتـم و گـفـتـا
گفتم که ترک ما کن ، گفتا که کی توانم
گفتم حذرکن ازعشق، گفتا جز این ندانم
گفتم برای معشوق؟گفتا که جـانـفشانـم
گفتم که عشق سـوزد گفتـا رضا بـه آنـم
گفـتـم محال بــاشــد گـفتا زخـود مـرانـم
گفتم که عاشقان را، راهیست پر زخارا
گفتا که همچو فــرهـاد کوهی بغم نشانم
گفـتم که بـال سـوزددرراه وصلت عشق
گفـتا بعشقت ای جـان بـال وپـرم فشـانـم
گفتـم کـه خـود بـدانی گـفـتا فقط بخـوانـم
گـفـتـم “عزیزه” بنگــرپـنـدت نداد سودی
گـفــتــا که جــان دهم مـن در راه آرمانـم
عزیزه عنایت2018/2/17

Hits: 0

:: ADVERTISEMENTS ::

-:: Leave Your Suggestions And Valuable Comments ::-

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

shares