گاه در آغوش اين

گاه در آغوش اين
گاه در آغوش اين، گاه در آغوش آن
دل شده از دست من، تنگ به بر ديگران
تو به بر ديگری، کور شوم، کور به
از تو و بزم تو گر، دور شوم دور به
با همه اينها به من، لاف وفا ميزنی
وای که ای بيوفا، باز تو مال منی
اشک به چشمم نشست، دوش چو بر خواستی
رقص کنان با رقيب، جان مرا کاستی
با همه اينها به من، لاف وفا ميزنی
وای که ای بيوفا، باز تو مال منی
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.