کوله بار عشق – ملا عبدالواحد واعظی

کوله بار عشق

بنازم عزت و فخری که آن شیرین لقا دارد
چو من با کوله باری عشق به هردشتی گدا دارد

به نورش نورها پیدا به مهرش عشق عشاقی
چنین تاجی به این گوهر دیگر ها از کجا دارد

به وصف نازنین خود ندارد هیچ همتای
بنازم خلقت خالق که هر نکته بجا دارد

رووف مهربان باشد به الطاف خدا دادی
غرور و کبر و نخوت را همه از خود جدا دارد

شکوه و جاه و اجلالش ز ادراکم فزون باشد
همه اوصاف خوبی را ز مخلوق ماسوا دارد

سرشت حسن و زیبای به شهنازم همی زیبد
که حوران با چنان مکنت به حسنش مرحبا دارد

سخن سنجیده میگوید شریف و لاله رخساری
تحیر بر چنین ذاتی که این صدق و صفا دارد

به دشت دلربای ها چنین یاری پدید آمد
خوشا دل میبرد خوشتر به عهد خود وفا دارد

به صحرای غنامندی خمار آلوده میرفتم
که از القاب شور عشق به من نامی روا دارد

اگر دیوانه گویندم ولیکن سخت هشیارم
مثال من به هر وادی هزاران بینوا دارد

خمار وصل جانانم ز احوالم چه میپرسی
که واعظ اندرین عالم چرا این ماجرا دارد

Hits: 2

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.