ژنده پوش دشت خاطرات – ملا عبدالواحد واعظی

ژنده پوش دشت خاطرات

خواهم مسیرعشق او را کو به کو روم
در آستان قدس بلاکیف او روم

از دفتر هدایت شهزاد زنده دل
آئین رسم بندگی را مو به مو روم

من تشنه لب چو ماهی بدریای رحمتم
دریای رحمتش همه را جو به جو روم

مرغ وصال حضرت مهرش شدم کنون
پرواز کنان به میل همان آرزو روم

هر جا رود لیلی من از فراق او
دنبال کاروان او در جستجو روم

ژولیده مووژنده پوش دشت خاطرات
مجنون صفت بدامن آن دشت هو روم

شهناز من فرشته ئ دنیای زندگی
روزی رسد بدیدن آن قند خو روم

گر چه جواز می نبود در حضور او
در ذوق بزم وصلت او با سبو روم

از وی سخن بگوش دل خودشنیده ام
تا زنده ام به یاد همان گفتگو روم

گشتم غلام و خادم درگاه آن جناب
گر من رها کند ؟ به کدام آبرو روم

مشک ختن به بوی وصالش نمیرسد
چون واعظی فریفته ئ آن مشکبو روم

Hits: 6

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.