چه گرمی چه خوبی

چه گرمی چه خوبی
چه گرمی، چه خوبی، شرابی؟ چی هستی؟
بهاری، گلی، آفتابی چی هستی؟
چه هستی که آتش بجانم کشيدی
سرود خوشی، شعر نابی، چی هستی؟
چه شيرين نشستی به بخت وجودم
خدا را، غمی، التهابی، چی هستی؟
فروغی که از چشم من ميگريزی ؟
و يا ای همه خوب، خوابی، چی هستی ؟
شدم شاد تا خنده کردی برويم
تو بخت منی، ماهتابی، چی هستی؟
لب تشنه ام از تو کامی نگيرد
فريبی، دروغی، سرابی، چی هستی ؟
تو از دختران ترنج طلائی ؟
و يا از پری های آبی، چی هستی ؟
ترا از تو ميپرسم ای خوب خاموش
چه هستی ؟ خدا را جوابی، چی هستی
شاعر : حسين منزوی
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.