چه دنیایی – اسد بدیع

چه دنیایی
یکی آیینه را بشکست و زیبا شد ، چه دنیایی
یکی خندید بر خورشید و والا شد ، چه دنیایی
یکی در کشت فردا ، دود و باروت و تباهی ریخت
هزاران لاله در آتش شگوفا شد ، چه دنیایی
خروس انتظار از ناله افتاد و سحر نشگفت
زمان افسرده از غوغای فردا شد ، چه دنیایی
یکی اسطوره را دزدید ومسخش کرد و آتش زد
اوستا سوخت ، اهریمن اهورا شد ، چه دنیایی
ندای فتح دنیا وحی و نازل گشت بر قابیل
چه دنیایی ، که جنگ آرا مسیحا شد ، چه دنیایی
زجنگ ِ آهن و انسان، گمان و باور دنیا
خدا تنهاست، آدم نیز تنها شد ، چه دنیایی
صدای شیون نسلی که می نالد به قربانگاه
نه توفان و نه باران و نه دریا شد ، چه دنیایی
خدایی هست و شیطانی در آن بالا رقیب هم
درین افسانه قربانی دل ما شد ، چه دنیایی
(اسد بدیع)
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.