چشم سيه داری

چشم سيه داری
چشم سيه داری، قربانت شوم من
خانه کجا داری، مهمانت شوم من
زلف سيه داری، قربانت شوم من
خانه کجا داری، مهمانت شوم من
سرت عاشق شدم رويته قربان
گرفتار تو ام مويته قربان
هزاران راز دل نا گفته گفتی
دو چشمان سخن گويته قربان
اگر يار مرا ديدی به خلوت
بگو ای بيوفا ای بی مروت
گربيان را ز دستت چاک کردم
نخواهم دوخت تا روز قيامت
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.