پرکن پياله را

پرکن پياله را
پر کن پياله را، کين آب آتشين
ديريست ره به حال خرابم نمی برد
اين جام ها که از پی هم ميشود تهی
دريای آتش است که ريزم به کام خويش
گردم همی ربايد و آبم نمی برد
من با سمند سرکش جادويی شراب
تا بوده است زعالم پندار رفته ام
تا شهر آبها، ديگر شراب هم
جز تا کنار بستر خوابم نمی برد
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.