پرهیز سید همایون شاه عالمی

پرهیز
بی خود و دیوانه گشتم در غم تو نا گزیر
در دل ِ خوش باور من سخت خورد از عشق تیر
خنده ی مستانه کردی گرم دیدی سوی ِ من
ناله از هجرانت ای گل گشته چندان پُر نفیر
سنبل ِ زلفت فتاد آن شب به روی ِ ماه تو
لب نمایان گشت دیدم من محیط ِ قند و شیر
گر بیایی یک شبی در بزم شعرم از صفا
من به ساز عشق خوانم شعر های دل پذیر
رهرو عشق است دانی در مسیر اصل وصل
بی سبب فریاد دارند زاهدان ِ خرده گیر
دل به جانان دادم و کردم توکل با خدا
از عروج ِ ذکر جانان روی ما هم شد منیر
قوت ِ پُر زور دارد گرد خاک عاجزی
رحمتش لطف است دانم نذر عفو اش بی نظیر
از هوس بگذر ( همایون ) در جهان پرهیز کن
با کمال نا توانی در رهش عاشق بمیر
12 شوّال سال 1429 قمری
کابل، افغانستان

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.