هنوز صوفی غلام نبی عشقری

بسته ای زنهار ايدل اهل ايمانی هنوز
با وجود بت پرستی هامسلمانی هنوز
خط مشكينت دميده ای لب رنگين يار
در تلون رشك صد ياقوت رمانی هنوز
نيست بر حال خراب من ترا هرگز نظر
يا تغافل می نمايی يا نمی دانی هنوز
همچو برق آيينه رويی از دكانم تير شد
ديدهء ناديدهء من دارد حيرانی هنوز
نقش پا گشتی رقيب اما غرورت كم نشد
حاكم فرمانروای شهر كاشانی هنوز
چارده علمی را كه می گويند دانم خوانده ای
از چه باعث زاهدا غول بيابانی هنوز
آفرين بادا ترا ای عشقری زنده دل
پير گرديدی و در بزم جوانانی هنوز
صوفی غلام نبی عشقری رح

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.