هر جاکه سفر کردم

هر جاکه سفر کردم
هر جا که سفر کردم، تو همسفرم بودی
وز هر طرفی رفتم، تو راهبرم بودی
با هر که سخن گفتم، پاسخ ز تو بشنفتم
بر هر که نظر کردم، تو در نظرم بودی
هر شب که قمر تابيد، هر صبح که سر زد شمس
در گردش روز و شب، شمس و قمرم بودی
در صبحدم عشرت، همدوش تو ميرفتم
در شامگه ی غربت، بالين سرم بودی
در خندۀ من چون ناز، در کنج لبم خفتی
در گريه ی من چون اشک، در چشم ترم بودی
چون طرح غزل کردم، بيت الغزلم گشتی
چون عرض هنرم کردم، زيب هنرم بودی
آواز چو ميخواندم، سوز تو به سازم بود
پرواز چو ميکردم، تو بال و پرم بودی
هرگز دل من جز تو، يار دگری نگزيد
ور خواست که بگزيند، يار دگرم بودی
سرمد به ديار خود، از راه رسيده گفت
هر جا که سفر کردم تو همسفرم بودی
شاعر : صادق سرمد
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.