نميدانم بروی که بخندم

نميدانم بروی که بخندم
نميدانم بروی کی بخندم
نميدانم برای کی بگريم
ز آب زندگی سيرم خدايا
به دام سرد بی ياری اسيرم
خدايا، خدايا، خدايا
شکسته جام عيش من شکسته
رميده آهوی مستم رميده
ز شهرم رفته نور آرزو ها
ز بامم مرغ دل گويی پريده
به چشمم گريه های من شکسته
به رويم درد و اندوه خط کشيده
مجو از من اميد زندگانی
که زهر غم به رگهايم دويده
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.