نغمۀ نای – عزیزه عنایت

نغمۀ نای
صبحــدم بــاد صبـا عطر، فشـان می آیــد
بــوی گل،بــوی چمن،فرحت جان می آیـد
نرگس ازمستی چشمش نگران ساخـته باغ
بـلبـل ازنکهــت گل چهچـه زنــان می آیـد
ســرو بــا قـامـت مـوزون و بلنـد می بـالد
سبــزه خـط میکشــد ولاله عیــان می آیــد
ابــر،ریــزد گهــروروی زمیـن سبـز کنــد
شبنــم ازدامــن صبح جـلوه کنــان می آیـد
نــوبهــاراسـت وطــرب هلهلـه بـرپـا کرده
نــوبــت بــزم گل وســاقــی جــان می آیــد
هــرطــرف همهمۀ عشق طنین انــدازاسـت
نغمۀ نــای خــوش ازســوی شبــان می آیــد
دل دهد مژده عزیزه که دراین فصل سرود
یــارچــون نکهــت گــل بــردرمــان می آیـد
عزیزه عنایت

Hits: 0

:: ADVERTISEMENTS ::

-:: Leave Your Suggestions And Valuable Comments ::-

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

shares