نظر باریک سید همایون شاه عالمی

نظر باریک
جز ز دکان محبت بی سبب سودا مخر
دولت حسنش بجوی و دولت دنیا مخر
روشنی هر جا رود خود باز میگردد به اصل
منبع نورش طلب کن گنبد مینا مخر
نور ِ انوارش تجلی در تن خاکی فشاند
در جدار ِگوهر خود صخره چون خارا مخر
کثرت اسباب خامُش کردن شمع دل است
روشنیی ماه دل را سایه بی پروا مخر
روز روشن شد به دل گر فکر شب بیگانه کن
کرم شبتاب ِ هوس را در شب یلدا مخر
قصه های واعظان را مفت کن درعشق کوش
خرقه درویشی بهتر فخر و استغنا مخر
آمدی از نیستی تا نیستی را پیشه کن
جز ز نقد عشق دیگر توشه یی فردا مخر
رحمت از وهمش فزون شد باده آور زود باش
تا درون را پاک سازی جز می وصهبا مخر
کنج خاموشی ندارد شور و غوغا بی سبب
ماجرای طمع آخر می شود رسو ا مخر
تا نظر باریک کردم در تَعیُن گم شدم
عالمی در گم شدن به زهد بی پروا مخر
تا به هم خوردست مژگان ای (همایون) رفته ام
بین که من بیمار عشقم دارو از هر جا مخر
*****
سال 2007
نورستان، افغانستان
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.