نخلی است روزگار و مرا تیشه شیشه است – قصاب کاشانی

نخلی است روزگار و مرا تیشه شیشه است
خار است دهر و در دلم اندیشه شیشه است
ناخن به دل شکستم و غم ره به در نیافت
سنگ است بیستون و مرا تیشه شیشه است
دارد خطر ز جنبش مژگان دو دیده‌ام
آبی که مانده است در این بیشه شیشه است
کو دل‌گرفته‌ای که بگرییم ساعتی
خالی دلی که می‌کند اندیشه شیشه است
غیر از شکست دل ثمری دسترس نشد
گویی نهال عمر مرا ریشه شیشه است
مستی تمام در نگه ساقی است و بس
گر بی شراب نشئه دهد شیشه شیشه است
قصاب تنگدل مشو از جور روزگار
ظلم است سنگ و این دل غم‌پیشه شیشه است

غزلیات قصاب کاشانی
www.facebook.com/RumiBalkhi.Af

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.