نبود صوفی غلام نبی عشقری

آه نوميد بی ثمر نبود
مزرع ياس بی ثمر نبود
مكن از من سراغ اهل جهان
خانهء من درين گذر نبود
خوانده باشی اگر تو ابجد عشق
حاجت كنز و مختصر نبود
ننگ دارد زپای تابوتم
يا كه آن بيوفا خبر نبود
بخت خوابيده ام نشد بيدار
شب مارا مگر سحر نبود
بی پرو بال گشت بال و پرم
احتياجم ببال و پر نبود
حرف خود را مكن زمن پنهان
عشقريی تو پرده در نبود
صوفی غلام نبی عشقری رح

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.