نازم به آن کسی که دلش با زبان یکیست – سید احمد حدیث

نازم به آن کسی که دلش با زبان یکیست
در وحدت وجود زمین و زمان یکیست
بر چرخ هفتمین چو روی پیش جبرئیل
در انتها چو بنگری آخر مکان یکیست
از زرق و برق چنبری گیتی گذر بکن
دیدند همه به چشم که سود و زیان یکیست
گشتم مسافر ی که کنم سیر این جهان
رفتم به هر دیار ، ولی آسمان یکیست
ای گوره خر به جامه رنگین دیگر مناز
با ساده مرکبان ، چو هر دو خران یکیست
این قامت رسایی که داری در این زمان
بینم عصا به دست و بهار و خزان یکیست
دنیا همه پر آب ، ولی کشتی ات سوراخ
با کشتی سوراخ ، ضعیف و توان یکیست
عمرت چو شبنم است در این باغ و بوستان
در پیش آفتاب ، نشستن دوان یکیست
پندش مده “حدیث” به آن یار کج خرد
در پیش چشم او چو تیر و کمان یکیست
سید احمد حدیث
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.