ميخندم اگر امشب

ميخندم اگر امشب
ميخندم اگر امشب، با ياد تو ميخندم
ميخندم بروی خويش، بيهوده نمی خندم
غمگينم اگر بينی، از هجر تو غمگينم
خرسندم اگر خواهی، با وصف تو خورسندم
پيوستم اگر امشب، لب بر لب پيمانه
بر ياد لبت باشد، پيمانه به پيوندم
دوری تو اگر از من، از خود بتو نزديکم
کز اين همه راه دور از لبت افگندم
دل کندن از اين مردم سهل است مرا، زيرا
تا دل به تو افگندم، دل از همه بر کندم
می گريم ازين دوردی، ميخندم اگر هر شب
بيهوده نمی گريم، بيهوده نمی خندم
ای کوکب رخشانم، ای زهرهِ تابانم
برتاب به ايمانم، در هجر تو تا چندم
تو با همه پيوستی، از من همه بگسستی
من از همه اگر بگسستم، تا خود بتو پيوندم
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.