موج رمنده حیدری وجودی

موج رمنده
از خرمن هستی پرکاهی نگرفتیــــــم
برگردن دل بار گنـــاهی نگرفتیم
بردامن سروی ننشستیــــم چو گردی
درپای گلی جای گیــاهی نگرفتیم
یوسف نظران بود دریــــغا چو زلیخا
باقد خمیده ســر راهــــی نگرفتیم
دربتکده ها صاحـــب زنــار نگشتیم
تاری زسر زلف سیاهــی نگرفتیم
چون موج رمیدیم و به گوهر نرسیدیم
جا در دل دریای نگاهـی نگرفتیم
در پای سحر گوهر اشکـــی نفشاندیم
درسینه ء شب دامن آهی نگرفتیم
از همسفران دور فتادیم زغفلت
رفتیم وره قافله گاهی نگرفتیـــم
شب اول دلو 1362
نجم العرفا حيدري وجودي

-:: Leave Your Suggestions And Valuable Comments ::-

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

shares