من بار سنگينم

من بار سنگينم
من بار سنگينم مرا بگذار و بگذر
نيکم، بدم، اينم مرا بگذار و بگذر
بر مرگ خود سوزی عبث ميگريی ای شمع
منشين ببالينم مرا بگذار و بگذر
دردم نميداند کسی از دوست و دشمن
کوشد به تسکينم، مرا بگذار و بگذر
آئينه دل تيره از زنگار غمهاست
بيرنگ و رنگينم، مرا بگذار و بگذر
بگذار زنجيرم کشد، دژخيم ايام
در خورد نفرينم مرا بگذار و بگذر
بگذار جز کابوس ناکامی نبيند
چشم جهان بينم، مرا بگذار و بگذر
بگذار تا در ماتم ويرانی خويش
چون جغد بنشينم، مرا بگذار و بگذر
شاعر : شهر آشوب
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.