من اگر ديوانه ام

من اگر ديوانه ام
من اگر ديوانه ام زنجير کو
گر اسير دانشم تدبير کو
گر ز خاکم اين رميدن ها ز چيست
ور ز بادم آرميدن ها ز چيست
عقل دادندم که دانم راز دوست
من نديدم اين دم آخر غير پوست
گر شدم پيدا برای امتحان
امتحان و مشت خاک ناتوان
گر شدم پيدا که درد همراز شوم
ديگران را مايه راحت شوم
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.